به آدم‌های اطرافم  دقت  می‌کنم و ایده می‌گیرم
گفت‌وگوی جیم با «سروش جمشیدی» که این روزها پدیده «دورهمی» مدیری است

به آدم‌های اطرافم دقت می‌کنم و ایده می‌گیرم

نویسنده : مازیار حکاک

«سروش جمشیدی» از بازیگران توانمند مجموعه «دورهمی» توانسته در این کار استعداد خودش را به نمایش بگذارد و خیلی سریع معروف شود. این روزها در کوچه و خیابان تکیه کلام «گل من» او را از هر کسی با هر سنی می‌شنویم که نشان می‌دهد کارش حسابی گل کرده است. با او درباره دیر وارد شدنش به عرصه تلویزیون، شخصیت «قیمت» در دورهمی و کارهای قبلی‌اش هم کلام شدیم که در ادامه می‌خوانید. 



 کار را از کجا شروع کردید؟
 از سال 77 کارم را در تئاتر و رادیو در شهر یزد شروع کردم و تا سال 84 آنجا بودم. اصالتا یزدی هستم ولی در تهران بزرگ شدم. در یزد مردم مرا می‌شناختند ولی وقتی به تهران آمدم از صفر شروع کردم و در این مدت کارهای مختلفی را برای گذران زندگی و کسب تجربه انجام دادم. با این حال در هیچ کدام از کارها آن اتفاق خوب برای من نیفتاد. خیلی برایم شهرت مهم نبود و می‌خواستم من را برای کار کمدی باورکنند تا دیگر لازم نباشد خودم را ثابت کنم. در این بین 4 سال در برنامه کودک «شادونه سرزمین دونه‌ها» و بعد «شادونه در سرزمین پرنده‌ها» صداپیشه بودم و بعد چند تا تله‌فیلم بازی کردم که البته دیده نشد. حتی من در«50 کیلو آلبالو» هم بازی کردم اما هیچ وقت آن را جزو رزومه خود نمی‌دانم.
 با آقای مدیری از کجا آشنا شدید؟
 من سال 93 یک تله با نام «زیر نیم‌کاسه» را بازی می‎‌کردم که یکی از همکاران گفت آقای مدیری برای «در حاشیه» دنبال بازیگر در نقش‌های فرعی هستند. من هم چون در این سال‌ها بارها برای پرکردن رزومه به دفاتر مختلف مراجعه کرده بودم ناامید به دفتر ایشان رفتم اما بعد از مدتی تماس گرفتند و گفتند برای یک قسمت قرار است از حضور تو به عنوان دوست «مهران غفوریان» استفاده کنیم. همان شد که من یک قسمت رفتم و کار من را پسندیدند و حضور  من ادامه پیدا کرد. بعد هم «در حاشیه 2» را کنار آقای مدیری بودم و با این که بعد از رفتن بازیگران اصلی مجموعه این بیم وجود داشت که کار افت کند، نقش من پر رنگ‌تر شد و بین مخاطبان جا باز کرد.
 کار کردن با آقای مدیری باعث شد دیده شوید؟
 بله. کارهای آقای مدیری همیشه خوب دیده می‌شود و آدم‌هایی که با ایشان کار می‌کنند، اگر خوب باشند حتما مورد توجه قرار می‌گیرند. من بعد از خدا همیشه مدیون آقای مدیری هستم و واقعا از ایشان ممنونم که به من بدون هیچ منت و توقعی اعتماد کردند. در این سال‌ها خیلی‌ها بودند که آمدند به من گفتند پول بده و در کار مناسبتی خوب بازی کن که دیده شوی که من خوشبختانه به لطف خدا نداشتم و ندادم و دیده نشدم! وقتی هم به آقای مدیری رسیدم به ایشان گفتم که دیگر مقابل دوربین بودن برای من مهم نیست، مهم خوب بودن است که خدا را شکر این طور شد.
 آن طور که گفتید بیشتر کمدی را دوست دارید؟
 بله. کار کمدی همیشه دغدغه من بوده و ترجیحم این است که در این زمینه فعالیت کنم چون هم خودم حال بهتری دارم و هم فکر می‌کنم نیاز امروز جامعه این است. البته این علاقه به این معنا نیست که نخواهم کار جدی را تجربه کنم. اتفاقا اگر یک کار جدی خوب به من پیشنهاد شود، خیلی استقبال می‌کنم و دوست دارم خودم را محک بزنم و فکر می‌کنم بتوانم از پس آن ژانر هم بربیایم.
 میمیک صورت‌ تخیلی به کار کمدی می‌آید؟
 بله من کلا طوری هستم که وقتی عصبانی هم می‌شوم، کسی از بیرون می‌بیند خیلی جدی نمی‌گیرد. این هم یک لطف خدادادی است که بتوانم به این وسیله حال مردم را خوب کنم.
 «قیمت» خیلی نقش دلپذیری درآمده، چطور به این تیپ رسیدید؟
 ما در «عطسه» یک آیتمی داشتیم به اسم کارواش که همین طور پیله می‌کرد. ایده‌اش از آنجا گرفته شد. آقای مدیری دستفروش را با توجه به آن شخصیتبه دورهمی اضافه کرد و ما نمونه آن را در جامعه زیاد می‌بینیم. آدم‌های گیر و پیله‌ای که همه‌چی هم دارند و می‌فروشند. البته در «عطسه» شخصیت حرف نمی‌زد و فقط اکت داشت که این‌جا وقتی این تیپ مطرح شد و قرار شد من بازی کنم روی صدا و و حرکاتش فکر کردم و با همفکری و تایید ایشان «قیمت» همین قیمتی شد که الان می‌بینید و تکیه کلام‌هایش هم به مرور شکل گرفت.
 این روزها تکیه کلام همه «گل من» شده است. داستان از همان متن «شازده کوچولو» شروع شد؟
 بله، در یکی از قسمت‌ها نویسنده‌ها بخشی از «شازده کوچولو» را نوشته بودند و یک «گل من» هم در آن بود که من سعی کردم شیرین ادایش کنم و شد این چیزی که الان هست و همه جا می‌شنویم. اصلا هم قرار نبود ادامه پیدا کند در واقع واکنشی که از مخاطب گرفتیم باعث شد تا وقتی که من موقعیت مناسبی می‌بینم از آن استفاده کنم. 
 فکر می‌کردید این قدر فراگیر شود؟
 نه، روز اولی که استفاده کردم واقعا فکر نمی‌کردم بین مردم جا بیفتد. خیلی‌ها من را «قیمت» هم صدا نمی‌کنند و در خیابان که می‌بینند برای این که بگویند ما تو راشناختیم می‌گویند «گل من»! این البته یک حسن و یک عیبی دارد. حسنش این است که ما را با این تکیه کلام شناختند و دارم به این اسم جا می‌افتم. از آن طرف هم من این نگرانی را دارم که تا سالیان سال من هر نقش متفاوتی کار کنم باز هم همه من را به اسم «گل من» بشناسند. مثل حمید لولایی عزیز که هنوز که                    هنوز است همه او را به «خشایار مستوفی» می‌شناسند. این حتی ممکن است در تصمیم کارگردان‌‌های بعدی هم تاثیرگذار باشد. 
 «قیمت» خیلی باور پذیر است. یک طوری که انگار آن را بازی نمی‌کنید و خودتان هستید؟
 این باورپذیری برای خود من هم مهم است. با این که ما فضای‌مان در دورهمی فانتزی است و آدم‌های‌مان همه فانتزی هستند، تلاش‌مان این بوده که جوری این شخصیت دربیاید که باورپذیر باشد. من با «قیمت» خیلی متفاوت هستم یعنی حتی دلیل این موضوع این نمی‌تواند باشد که من از لحاظ شخصیتی به «قیمت» نزدیک هستم. البته من خیلی به آدم‌های اطرافم  دقت می‌کنم و سعی می‌کنم خیلی خوب ببینم‌شان و از آدم‌ها ایده می‌گیرم. 
 فضای متفاوت دورهمی و اجرای همزمان برای مخاطب داخل سالن و تلویزیون به نظر کار دشوار و پیچیده‌ای باشد. چطور با این موضوع کنار آمدید؟
 این موضوعی است که خیلی با آن درگیر بودیم. ما وقتی برای تماشاچی داخل سالن بازی می‌کنیم یک مقدار باید درشت‌تر و با اغراق بیشتر باشد. چون صحنه است و تماشاچی از ما دور است و ما مجبوریم برای قطع نشدن ارتباط‌مان نوع متفاوتی بازی کنیم که به چشم بیاید. از آن طرف دوربین‌ها نمای بسته از ما می‌گیرند و آن بازی برای مخاطب تلویزیونی مناسب نیست. این تفاوت، کار را برای همه ما سخت می‌کند و ما باید هر دو جنس مخاطب را در نظر داشته باشیم. اگر ارتباط‌مان با تماشاچی سالن قطع شود حس خوبی به ما نمی‌دهد و این واکنش آن‌ها جزیی از واکنش مخاطب تلویزیونی نیز خواهد بود. بازی در این فرمت کار خیلی سخت است، چون نه تئاتر است، نه تله تئاتر است، نه کار تصویر صرف است. از طرفی ما کار را پشت سرهم و بدون کات می‌گیریم بنابراین باید به متن و میزانسن خیلی تسلط داشته باشیم.
 چقدر تمرین می‌کنید؟
 معمولا ظهر می‌رویم و دورخوانی می‌کنیم. آقای مدیری که می‌آیند به ما میزانسن می‌دهند و تا ساعت 6 تمرین می‌کنیم. ساعت 7 هم تماشاگرها می‌آیند که دو ساعتی هم ضبط می‌کنیم.
 برنامه هر هفته همان هفته ضبط می‌شود؟
 نه ما در آیتم نمایشی 7-8 قسمت جلوتریم. دورهمی 3 روز در هفته پخش می‌شود، در حالی که ما 5 روز ضبط داریم. الان در بخش نمایشی یکسری اتفاقات جدید افتاده که احتمالا مخاطبان تلویزیونی در همین هفته‌ها این تغییرات را در داستان می‌بینند. البته بعضی روزها برنامه به‌اصطلاح جشن و با حضور مهمان هست که آن‌ها به روز‌تر است.
 شما کمتر از بقیه خنده‌تان می‌گیرد؟
 چون بیشتر اوقات مسبب خنده خودم بودم کمتر از بقیه خنده‌ام می‌گیرد. خود این ماجرا البته باعث خنده مخاطب هم می‌شود.  
نظرات کاربران
کد امنیتی