خداحافظی  با رئیس‌جمهور محبوب ایندولند
محرمانه مستقیم

خداحافظی با رئیس‌جمهور محبوب ایندولند

نویسنده : سید مصطفی صابری

 چند روز قبل داوود رشیدی اسطوره دنیای بازیگری بعد از سال‌ها رنج بیماری آلزایمر درگذشت. برای کسی که سال‌ها دیالوگ حفظ و با بیانی زیبا ادا می‌کرده، ابتلا به آلزایمر تلخ است، اما جای شکرش باقی‌است خانواده رشیدی این‌سال‌ها رنج نگهداری از استاد را به جان خریدند و برخلاف خیلی‌ها که از زمین و زمان طلبکارند کاری کردند که با کمتر ظاهر شدن ایشان در برنامه‌ها و... عظمت نگاهش و شور بیانش در یاد مان به خوبی قبل ماندگار بماند. در جامعه ما برای چنین روزهایی یعنی بیماری یا فوت یک هنرمند بزرگ، یک‌سری کلیشه‌های همیشگی وجود دارد، خانواده هنرمند بیمار، از کم توجهی مسئولان و مشکلات درمان گلایه می‌کنند و با ترفندی پای رسانه‌ها را به ماجرا باز می‌کنند تا بتوانند از مسئولان کمک گیرند، اتفاقی که خوشبختانه برای استاد رشیدی دوست داشتنی نیفتاد. یک کلیشه دیگر این روزها این است که مدام می‌گوییم چرا در روزهایی که بود به یادش نبودیم! بیایید قدر آن‌هایی که هستند را بدانیم و اینقدر این ماجرا تکرار می‌شود که آدم تصور می‌کند جامعه قدر امثال انتظامی و کشاورز را نمی‌داند و دعاگوی وجود بابرکتشان نیست! در حالی که جامعه و رسانه‌های ما نشان دادند که هر پیشکسوتی برای‌شان با ارزش است، مرور کنید اتفاق‌های خوبی که این روزها برای اسدا... یکتا بزرگمرد سینما و تلویزیون افتاده است. یک کلیشه رایج دیگر برای روزهای تلخ بیماری یک هنرمند می‌تواند گلایه‌هایش از قدیم باشد، بالاخره وقتی کسی بیمار است تریبون دارد تا انتقام همه روزهای سخت را بگیرد، طنز روزگار ما این بود که رشیدی که جایگاه مدیریتی در تلویزیون داشت، اواخر دهه 50 اخراج شد تا در سینما فعال‌تر شود و جالب‌تر این‌که حدود یک دهه در سینما هم به نوعی ممنوع‌التصویر شد در حالی که در همان ایام نه به عنوان مدیر بلکه به عنوان بازیگر به تلویزیون بازگشت و خاطره‌ها ساخت برای‌مان! اما طنزش اینجاست که این یک نمونه نادر است که کسی در سینما اجازه کار نداشته باشد و در تلویزیون به‌عنوان رسانه فراگیرتر کشور کار کند و آن‌هم چه‌کارهایی. داوود رشیدی آن‌چه در فرانسه و سوئیس آموخته بود را برای خلق نقش‌های ماندگار مفتش شش انگشتی و... به کار برد. کمتر به‌یاد داریم او از بی‌مهری مسئولان گلایه کند، هیچ وقت از نقد نشدن دستمزد و ... نگفت و نسل جوان بازیگر را به خاطر آن‌که مثل خودش تحصیلات آکادمیک نداشتند و خاک صحنه نخوردند تحقیر نکرد. یکی از پرفروش‌ترین تئاترهای کشور را روی صحنه برد اما برخلاف خیلی‌ها قائل به ژن برتر داشتن بازیگران تئاتر نبود. 

اما ماندگارترین تصویری که از او به‌یاد دارم یکی از متفاوت‌ترین بازی‌هایش است که کمتر دیده شده، حضورش در سریالی 7 قسمتی که در حقیقت یک تله‌تئاتر بود به‌نام «یکی از این روزها» براساس نمایشنامه‌ای از «رودولفو اوزیگلی». این اثر قصه ترور رئیس‌جمهور یک کشور خیالی بود به‌نام «ایندولند»، وزرا برای آن‌که بتوانند نفوذ خود را حفظ کنند و راحت‌تر کشور را غارت کنند سعی می‌کنند فرد ناآگاه و ناتوانی را به عنوان رئیس جمهور جدید انتخاب کنند، اما رئیس‌جمهور جدید کشور را از بحران نجات می‌دهد و جانش را سر خدمت به کشور می‌دهد، رئیس‌جمهوری که در ذهن ما با نقش‌آفرینی بی‌بدیل داوود رشیدی ماندگار شد. این‌روزها فکر می‌کنم ما چه‌قدر خوشبخت بودیم که در روزگاری زندگی می‌کردیم که تلویزیون به‌جای سری سازی و قصه‌های بی سروته، «هزار دستان»، «گل پامچال»، «گرگ‌ها»، «کوچک جنگلی» و «یکی از این روزها» داشت که امثال داوود رشیدی که این‌قدر حسرت رفتنش را می‌خوریم یکی از بازیگران این مجموعه‌ها بود. چه‌قدر ما خوشبخت بودیم که اینترنت پرسرعت برای دانلود سریال‌های جذاب خارجی نداشتیم وگرنه هیچ‌وقت در 8-7 سالگی سریالی پرمفهوم و عمیق مثل «یکی از این روزها» را تماشا نمی‌کردیم و چه قدر خوشبخت بودیم که داوود رشیدی داشتیم.

نظرات کاربران
کد امنیتی