مطالب حال خوب کن
jeem.ir

مطالب حال خوب کن

نویسنده : مدیر سایت

این‌که بنویسیم که طرف رفت و دیگر نیامد و مدام از وضع جامعه و زمان و زمین گلایه کنیم و به روزگار ناسزا بگوییم و یک تم تاریک بندازیم ته مطالب‌مان؛ شاید احساس خوب روشنفکری طوری بهمان دست دهد، ولی ته تهش خواننده می‌گذارد و می‌رود و ما می‌مانیم و همان پز تنهایی! در مقابلش وقتی نوشته برخی‌ها را می‌خوانی آنقدر صمیمی و زلال نوشته‌اند که خستگی کار و زندگی از تنت در می‌رود و غطبه می‌خوری به این همه امیدی که در نوشته‌شان برق می‌زند. احساس طلوع یک روز خوب را دارند انگار. اسم این مطالب «حال خوب کن» است. 

جیمی‌ها! منتظر مطالب حال خوب کن شما در سایت جیم هستیم.

خطای ژوری
صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران
 تاريخ انتشار:31/05/95
خوردند حق ما را نامردهای ژوری
قانون هم لگد شد در زیر پای ژوری
هرگاه در قضاوت ناداوری بیاید
 شیطان نشسته باشد آن جا به جای ژوری
مرد غیور ایران اهل خطا نباشد
 هر چند ضربه خوردیم ما از خطای ژوری
ای پهلوان ایران، جای تو در دل ماست
با آنکه ناگوار است بر ما جفای ژوری
آیا شود که داور تأیید کرده او را
آخر درآید از کار رأیش سوای ژوری؟!
شک نیست گر بگندد آب و هوای برزیل
 از این فضای تنگ و آب و هوای ژوری!
بهداد راست قامت خوش باشی و سلامت 
همواره دور باشی از هر بلای ژوری
ما خرس‌های بیچاره!
صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران
 تاريخ انتشار:28/05/95
نه عمه جانم فوت کرده و نه در هیچ جاده‌ای برف گیر شده‌ام و نه حتی خبر دارم که آپاندیس اصلا کجای بدن هست. همه این‌ها بهانه‌هایی کذایی هستند، برای گرفتن یک روز مرخصی از رئیس.
مثلا در تاکسی می‌شنوید که بغل دستی‌تان دارد علت حاضر نشدن در سر کار را این‌طور توضیح می‌دهد که همین حالا پایش در تله شکارچیان خرس گیر کرده و امروز یا حتی فردا را نمی‌تواند در محل کارش حاضر بشود. و برای طبیعی جلوه دادن موقعیت‌شان همان‌جا توی تاکسی نعره‌ای هم از درد می‌کشند.
من و این قبیل آدم‌ها فکر می‌کنیم که رئیس علاقه خاصی دارد که ما را بخورد و مرخصی گرفتن می‌تواند بهانه خوبی باشد که ما را درسته قورت بدهد. برای همین هیچ وقت نشده برویم مقابل‌اش بایستیم و بگوییم که یک روز مرخصی می‌خواهیم قربان. و در جواب سوال چرایش محکم بگوییم: خسته‌ام قربان. درست مثل خرسی که پایش توی تله شکارچی‌ها گیرکرده باشد.
گاهی وقت‌ها ارزان حراج می‌شوی
صفحه اصلی-محرمانه – یادداشت کاربران
 تاريخ انتشار:27/05/95
هر وقت وارد بازی دوست داشتن شدی، حواست به تمامیت ارضی وجودت باشد. گاهی به ناحق اشغال می‌شوی و گاهی به ناحق از سکنه خالی می‌شوی. حواست به چوب حراج خوردنت باشد؛ گاهی وقت‌ها ارزان حراج می‌شوی. گاهی که به قله‌داشتنت رسیدند، فتح‌ات که کردند؛ از همان راه آمده، باز می‌گردند پی زندگی خودشان. بدون این‌که حتی یادی از قله فتح شده‌شان بکنند. بدون اشکی، لبخندی. حتی سراغی از ویرانی‌های سرزمین دلت نمی‌گیرند و دستی برای آبادانی به سویت نمی‌گشایند.
تحویل گرفتن یا نگرفتن؟! مسئله این است
صفحه اصلی- جزورمد – یادداشت کاربران
 تاريخ انتشار:20/05/95
بین توجه نشان دادن و تحویل گرفتن مرز باریکی ا‌ست و خیلی‌ها هنوز این را نمی‌دانند. مثلا خود من چند روز پیش به قصد تحویل گرفتن جلو رفتم و هرچه تقلا کردم فقط توانستم کمی توجه نشان بدهم. و بعد حرف‌ها پشت سرم قد کشید که فلانی فکر کرده کی هست؟ فکر کرده از دماغ فیل افتاده؟ و در پایان اضافه کردند که: اصلا کی اونو تحویل می‌گیره؟!
می‌خواهم بگویم آدم‌ها موجودات عجیبی هستند. می‌آیند و ماه‌ها و هفته‌ها و روزها و ساعت‌ها سر راه شما می‌نشینند تا تحویل‌شان بگیرید و محض رضای خدا به توجه نشان دادن هم قانع نیستند و بالاخره وقتی که از تحویل گرفته شدن ناامید می‌شوند، خیلی خیلی هنرمندانه جای خود را با شما عوض می‌کنند و جوری نشان می‌دهند که انگار این شما هستید که منتظرید تحویل‌تان بگیرند.
درکش سخت و پیچیده و پدر در بیار است! مگر نه؟!
نظرات کاربران
کد امنیتی