این‌جا چیزی جز  صبر و ادب عجیب است
کافه جهان نما

این‌جا چیزی جز صبر و ادب عجیب است

نویسنده : مریم ملی

محیا فرجی هستم

 28 ساله و ساکن شهر کلرمون فران در فرانسه.

عجله، مفهوم آشنای این روزها، برای مردم جهان است. اما در کلرمون، دیدن خودروهایی که هنوز بی برو برگرد برای عبور سلانه سلانه پیرمرد و پیرزنی از میانه خیابان با لبخند توقف می‌کنند توجه را جلب می‌کند. این که بی‌منت فرصتی برای عبور عابران سالخورده قائل می‌شوند و داد و بیداد و اخم نثار سالمند و کودک نمی‌کنند برای من یک جور آموزش صبر به حساب می‌آید. 

در کلرمون فران که خودش مرکز استان است، ترافیک یعنی هفت یا هشت خودرو پشت سر هم قرار بگیرند و چیزی حدود 5 دقیقه معطل شوند. در این حالت یا در شرایط دیگری جز ترافیک باز هم کسی بوق نمی‌زند. بوق انگار اصلا برای این طور وقت‌ها تعریف نشده است. میزان نظمی که بر وضعیت حمل و نقل عمومی این جا حاکم است آدم را متحیر می‌کند. برای من که هر روز باید مسیر خانه تا دانشگاه را طی کنم این که بدانم اتوبوس یا تراموا راس ساعت‌های مشخصی به نزدیک‌ترین ایستگاه محل زندگی‌ام می‌رسد یک جور حس امنیت به همراه دارد. اگر مثلا 4-5 دقیقه دیر کند ته بدقولی و وقت‌نشناسی است. 

اینجا شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های برخوردی آدم‌ها که به شدت پر رنگ است مودب بودن آن‌ها باشد. از تکدی‌گران توی خیابان‌ها بگیرید تا شهروندانی که توی فروشگاه‌ها می‌بینید یا حتی مسافرانی که در تراموا و اتوبوس با آن‌ها هم‌سفرید. یادم نمی‌رود روزهای اولی بود که سوار تراموا شده بودم، خانمی که کنارم ایستاده بود موقع پیاده شدن دستش کمی به من نزدیک شد طوری که حتی با من برخورد هم نکرد اما آن‌قدر از من عذر خواست که باورم نمی‌شد. حتی کوچک‌ترین ضربه‌ای به من وارد نشده بود و من حس هم نکردم که کسی با من برخورد کند اما باز هم خلق وخوی رایج بین آن‌ها حکم می‌کرد که معذرت خواهی کند. 

یک بار دیگر که باز هم در تراموا شگفت‌زده شدم وقتی بود که آقایی داشت وسایلش را جمع می‌کرد تا از روی صندلی بلند شود و برود جلوی در. چندتا سبد داشت و وسایلش پراکنده بودند. پشت سر او خانمی ایستاده بود که ظاهرا او هم می‌خواست در نزدیک‌ترین ایستگاه پیاده شود، دیدن صبر آن خانم برایم خیلی عجیب بود، او کاملا عادی ایستاده بود و بدون این که اعتراض کند و یا هل بدهد منتظر شد تا مرد میان سال وسایلش را جمع و جور کند و از سر راه کنار برود. این مورد البته دیگر برایم عجیب نیست چون آن‌قدر تکرار شده است که حالا اگر چیزی جز این ببینم تعجب می‌کنم. 

شاید باورتان نشود اما فروشگاه‌های فرانسوی خریدهای‌تان را در نایلون و پلاستیک نمی‌پیچند و شما باید یا خودتان ساک پارچه‌ای داشته باشید یا این که هزینه زیادی بپردازید و پلاستیک که اغلب هم گران‌قیمت است تهیه کنید. چند بار به مردمی که در فروشگاه خرید می‌کردند دقت کردم تا ببینم چه طور با این قضیه مواجه می‌شوند، جالب بود که برای همه آن‌ها این قضیه حل شده است که باید ساک پارچه‌ای همراه خود داشته باشند. 

روایت محیا فرجی از کلرمون فرانسه ادامه دارد...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 521

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

عصر پسافیلتر تلگرام

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

در مذمت تحصیل و در ستایش بی‌سوادی

٩٦/١٠/٢٨
جارچی

جارچی 521

٩٦/١٠/٢٨
چهره هفته

هزینه‌ها با کی بود؟

٩٦/١٠/٢٨
شاخ هفته

و چه زیباست عالم دلم

٩٦/١٠/٢٨
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

تو همان ناب‌ترین جاذبه دنیایی

٩٦/١٠/٢٨
شبکیه

غافلگیری عالیجناب به خاطر وارونگی من و شارمین

٩٦/١٠/٢٨
بازیگری سروش

دیالوگی گوید و از صحنه رود

٩٦/١٠/٢٨
مینی

مینی 521

٩٦/١٠/٢٨
پایان نامه

درآمدزایی با سوسمار کچاپ

٩٦/١٠/٢٨
آنتن

قدرت چانه‌زنی جیمیان!

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

سانچی به یک ماموریت طولانی مدت رفته است

٩٦/١٠/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 521

٩٦/١٠/٢٨
چرا لیسانسه‌ها2 بهترین سریال روی آنتن تلویزیون است؟

لبخند کشدار، قهقهه عمیق

٩٦/١٠/٢٨

سروش کتاب باز

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

خیریت یک سفر

٩٦/١٠/٢٨
روزنامه نگاری صحت

یک ستون کاملا تکراری

٩٦/١٠/٢٨
ساختنیجات

تابلو بسازید در حد بوندس لیگا‌!

٩٦/١٠/٢٨
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و مهاجرت معکوس

٩٦/١٠/٢٨