آن روی سکه طلایی پزشکی
روایت‌هایی مستقیم از زبان پزشک و دندان‌پزشک و داروساز به بهانه همه حرف و حدیث‌های این روزها

آن روی سکه طلایی پزشکی

نویسنده : اطلس سعادت

 همیشه پزشک و دندان‌پزشک و داروساز برای ما جایگاه ویژه‌ای داشته‌اند. اما مدتی است جنبه‌های منفی حرفه پزشکی در فضای واقعی و مجازی پر رنگ‌تر شده: «دکترها وقت مردم برای‌شان ارزشی ندارد»، «انگار از دماغ فیل افتاده‌اند»، «به خودشان حق می‌دهند درباره همه مسائل روز نظر بدهند»، «دندان‌پزشک‌ها خیلی خشن هستند و درد بیمار برای‌شان اهمیتی ندارد» حرف‌های این روزهای مردم است. اما آیا همه این برداشت‌ها درست است؟ هر سال در یک فاصله 5 روزه در تقویم رسمی کشورمان دو شغل مهم پاس داشته می‌شود، پزشکی و داروسازی. این‌جا برای اولین بار جرات کردیم و قالب همیشگی روایت‌های‌مان را سپرده‌ایم به دست خود دکترها!  

 

کسی که نسخه‌می‌پیچد داروساز نیست!

نفیسه علم‌الهدایی – دکتر داروساز 

می‌شود گفت داروسازی یک جو‌رهایی مظلوم واقع شده است، چون زحمت زیادی دارد اما در عوضش درآمد کمتری در مقایسه با پزشکی دارد و از طرفی هم پزشک‌ها و متخصص‌ها اصلا داروساز را دکتر به حساب نمی‌آورند. خیلی‌ها حتی تصور می‌کنند داروساز، کارشناس است و 4 سال درس می‌خواند. داروسازی در ذهن بیشتر مردم مساوی است با رشته شیمی و یک عالمه ترکیب و فرمول، در حالی که بخش اعظم درس‌های داروسازی را همان «pharmacology» یا داروشناسی تشکیل می‌دهد، درسی هیجان‌انگیز که به شناخت داروها و عوارض و کاربردهای‌شان می‌پردازد. امتیازی که داروسازی دارد این است که در سال‌های سوم و چهارم شما می‌توانید کار کنید و درآمد داشته باشید بر خلاف پزشکی که چیزی حدود 15-10 سال زمان می‌برد که به درآمد برسد. گرچه داروسازی بیشتر برای کسانی مناسب است که عشق تحقیق و پژوهش باشند. متاسفانه در کشور ما مردم داروساز را در داروخانه با نسخه‌پیچ اشتباه می‌گیرند، البته به‌تازگی بهتر شده اما هنوز هم هستند کسانی که اگر سوالی دارند از همان کسی که داروها را برای‌شان آماده می‌کند و در ظرف می‌گذارد می‌پرسند. حق هر مراجعه‌کننده‌ای به داروخانه است که درباره داروهایش اطلاعات بگیرد و سوال بپرسد و پاسخ درست دریافت کند اما گاهی می‌شود که این سوال‌ها از نسخه پیچ‌ها پرسیده می‌شود و جواب‌های ناقص و سطحی دریافت می‌شود که به پای داروساز تمام می‌شود. اگر مردم این را بدانند که نسخه‌پیچ دکتر داروساز نیست می‌توانند از اثرگذاری داروهای‌شان بیشتر و بهتر بهره‌مند شوند. شاید بپرسید چه طور می‌شود داروساز را در یک داروخانه تشخیص داد، خیلی راحت شما باید به دنبال تابلوی مسئول فنی بگردید، مسئول فنی همان دکتر داروساز است کسی که دارو را معرفی کرده عوارض و روش مصرفش را می‌گوید و به شما مشاوره‌هایی درباره تداخل‌های دارویی می‌دهد. 

 

خیال می‌کنند پزشکی  مساوی با درآمد هنگفت است

مریم علی‌پور – دانشجوی سال پنجم پزشکی

وقتی در فهرست انتخاب رشته دستم به سمت نوشتن انتخاب پزشکی رفت آگاهانه انتخاب کرده بودم که چه روزهایی در انتظارم است. اما یک چیزهایی هم هست تا آدم در شرایطش نباشد درک نمی‌کند، دانشجوی پزشکی شدن مساوی است با یک عالمه توقع. از پرستارهای بخش گرفته تا استاد‌های‌مان و حتی خود مردم همگی میزان انتظاری که از ما دارند در حد ماکزیمم است. بیمار‌ها هم حس بدی به یک دانشجوی پزشکی دارند تصور می‌کنند موش آزمایشگاهی ما شده‌اند و ما قرار است همه چیز را روی آن‌ها امتحان کنیم و با آزمون و خطا پزشک بشویم در حالی که این طور نیست ما در سال‌های اول بعد از علوم پایه فقط شرح حال از بیمار می‌گیریم و در سال‌های پایانی یا همان انترنی با اطلاعات کامل‌تر از بیماری‌ها و روش‌های تشخیصی اقدامات لازم را انجام می‌دهیم. موردهایی بوده که ما حتی نصفه شب ناچار شدیم برای تشخیص و راهنمایی به استادمان تلفن بزنیم و درباره بیماری که به بیمارستان مراجعه کرده سوال کنیم اما با برخوردهای خیلی تند مواجه می‌شویم یعنی از یک طرف هم از مردم برخورد ناجور می‌بینیم هم از استادهای‌مان برای این که دیر وقت مزاحم‌شان شدیم. بعضی‌ها خیال می‌کنند پزشک‌ها در دوره طرح‌شان پول هنگفتی به جیب می‌زنند و خب کار خاصی هم نمی‌کنند اما واقعا شرایط طاقت‌فرسایی داریم مناطق محرومی هستند که باید برای طرح آن‌جا کار کنیم در حالی که حتی حمام ندارد و مقدماتی‌ترین نیازهای آدم آن‌جا به سختی رفع می‌شود. سال‌های انترنی هم خودش ماجرایی دارد دقیقا در بازه‌ای که خیلی از دانشجوهای پزشکی می‌خواهند ازدواج کنند حقوقی حول و حوش 400-500 تومان دریافت می‌کنند و وقت آزادی هم ندارند که بتوانند شغل دیگری هم داشته باشند و این برای اداره یک زندگی مشترک اصلا کفاف نمی‌دهد. 

 

ما هم نیاز به یادآوری اخلاق داریم

فاطمه محمودآبادی 

دانشجوی سال آخر دندان پزشکی

دندان دنیای متفاوتی از پزشکی و داروسازی است. دنیایی که علاقه بی‌حد و حصر برای ادامه راه می‌خواهد. دنیایی که دیگر فقط دانش و تئوری جزو ملزوماتش نیست هم کار عملی دارد و هم آموزش‌های لابراتواری. دندان‌پزشکی به‌خاطرارتباط خیلی نزدیکی که با بیمار دارد برای کسانی که دغدغه مواجه شدن با جنس مخالف را دارند و بعضی حریم‌ها برای‌شان مورد توجه است باید آگاهانه انتخاب بشود. در کشور ما این حق وجود ندارد که دندان پزشک خانم بخواهد فقط بیمار خانم ببیند. چه اشکال دارد اگر این قضیه جا بیفتد. گرایش‌ها هم متفاوت است من کودکان را انتخاب کردم چون دلم می‌خواست از سنین کودکی روی روند بهداشت دهان و دندان کار کنم، حس می‌کردم این طوری مفیدتر هستم. کار با اطفال روحیه خودش را می‌خواهد در دندان‌پزشکی هم همین طور است. یک قانونی در کار ما وجود دارد که می‌گوید دندان‌پزشکی که بیمارش گریان از اتاقش خارج شود موفق نبوده حتی اگر به لحاظ تکنیکی و کار بهترین باشد. درباره کودکان این قضیه خیلی بیشتر صدق می‌کند، کار ما می‌طلبد که از قبل توضیحاتی درباره روش درمان به بیمار و همراهش بدهیم. خانواده کودک را توجیه کنیم. دندان‌پزشک باید بتواند حس امنیت به بیمارش دهد به‌ویژه برای بچه‌ها روش‌های کنترل رفتار را بلد باشد. چیزی که به نظرم خیلی در دندان پزشکی مهم است اخلاق پزشک است. همه چیز خلاصه می‌شود در دانشگاه و یکی دو واحد اخلاق همان سال های اول، اما خب حقیقت این است که همه ما به یادآوری و تلنگر نیاز داریم. بعضی چیزها باید آن‌قدر گفته شود تا تثبیت شود درسی داریم به عنوان ترمیمی 1 و 2 و 3 و 4 که خیلی مهم است شاید اگر اخلاق هم برای بعضی‌ها همین قدر تکرار می‌شد خیلی بهتر تثبیت می‌شد.

 

تركش‌هاي اجتماعي  برپيكر سفيد پزشكان

پیش‌نوشت: مردم می‌گویند برخي پزشکان برای وقت ویزیت دادن به بیماران بدون ملاحظه عمل می‌کنند مثلا به تعداد زیادی از بیماران می‌گویند ساعت 5 در مطب باشید و یا برای دیدن پزشکی خاص گاهی حتی چند ماه افراد را در فهرست انتظار می‌گذارند. پزشکان در همه چیز اظهار نظر می‌کنند تا جایی که برای جامعه این موضوع برایش جا افتاده وقتی فلان چیز را آقا یا خانم دکتر می‌گوید پس حتما صحیح است ولو مربوط به یک موضوع بی‌ربط به حرفه‌اش باشد! شاید بشود پاسخ این «مردم‌گفت»‌ها را در روایت بعدی یافت:

 

مجتبی دیانی - دانشجوی سال آخر پزشکی

این درست است که اتلاف وقت دیگران فی نفسه ناپسند است. نباید بین وقت یک پزشک و یک فرد غیر پزشک تفاوتی قائل بود و این مسئله را هم نمی‌شود به تمام پزشکان تعمیم داد اما اگر دقت کنید می‌بینید که در جامعه ما تعداد برخي متخصصان کمتر از نياز جامعه است یا تعداد اندكي پزشک حاذق در گرايشي خاص پیدا می‌شوند که قاعدتا همه مردم هم می‌خواهند همان پزشک را ملاقات كنند، این می‌شود که وقت ویزیت‌ها فشرده می‌شود و گاهی باید مدت زیادی در فهرست انتظار ماند. ماجرای دیگری هم هست که کلا جامعه نمی‌تواند باور کند که پزشک هم مثل بقیه انسان است نیاز دارد با خانواده‌اش باشد، نیاز دارد وقتی برای غذاخوردن داشته باشد یا برود چای یا آب بخورد! گاهي در بیمارستان پیش می‌آید اگر پزشکی برود یک لیوان آب بخورد همه اعتراض می‌کنند که پزشک کجا رفته! در برخي کشورهای اروپایی غیر ممکن است شما زانو درد باشید و بتوانید مستقیم بروید پیش فوق تخصص ارتوپدی زانو! حتما باید از طریق نظام درماني ارجاع داده شوید یعنی دکتر عمومی ويزيت كند، تشخيص اوليه بدهد، حتي درمان را شروع كند و در زمان معین اگر از درمانش پاسخ نگیرد شما را ارجاع بدهد به متخصص و فوق تخصص. وقتی این روال اجرا نشود نتیجه‌اش همین می‌شود که وقت مردم و پزشك گرفته می‌شود و عده كثيري هم ناراضی‌اند و از طرفی پزشک عمومی نيز بیماری براي ويزيت ندارد! از طرفي این مسئله اتلاف وقتِ عموما ناخواسته، فقط منحصر به پزشكان نیست و در ديگر مشاغل، اصناف وحرفه‌ها برای کسانی که در آن رشته‌ها بهتر هستند به شكل‌هاي مختلف به چشم مي‌خورد. 

از طرفی دانشجوي پزشكي که در دوره تحصیلش فقط تا قبل از امتحان علوم پایه حدود 6000-5000 صفحه کتاب مي‌خواند، عموما آدم اهل مطالعه‌ای است پس طبیعی است که مطالعات دیگری هم داشته باشد. ميان پزشک‌ها من زیاد کسانی را می‌بینم که ورزش یا هنر یا مقوله دیگری را حرفه‌ای و با مطالعه دنبال می‌کنند. این باعث می‌شود در زمینه دیگری هم توانایی پیدا کنند؛ اما بدون شك انسان فرهیخته کسی است که در فضای کاری و تحصیلی خودش حرف بزند و عمل بکند، در بین استادان می‌بینم عزيزاني که بسيار آکادمیک رفتار مي‌كنند، حتی در قبال سوالی که بیمار از آن‌ها می‌پرسد و خارج از حيطه تخصصي آنهاست و من می‌دانم كه تا حدي آگاهی و دانشش را هم دارند اظهار نظر نمی‌کنند و ارجاع می‌دهند به متخصصان امر. به طور کلی این واضح است که اظهار نظر برای همه چیز به صرف این که پزشک هستیم کار اشتباهي است.

نظرات کاربران
کد امنیتی