مسيرسبز
مسيري براي کساني که مي‌خواهند بهتر به زيارت حرم امام رضا عليه‌السلام بروند؛

مسيرسبز

نویسنده :

قصد
اللهم صل علي محمد و آل محمد

شده است از همه چيز -فرقي نمي‌کند چي باشد- مثلا زمين و زمان خسته شده باشي. شده است حال خودت را هم نداشته باشي. خودت روي دست خودت مانده باشي. شده است خانه، کوچه، محله، دنيا با همه بزرگيش برايت تنگ شده باشد؟ دلت يک جاي آرام بخواهد. جايي که بشود يک گوشه‌اش بنشيني؛ بنشيني و آرام بگيري. دلت يک رفيق مي‌خواهد يک رفيق که قدش خيلي بلند‌تر از خودت باشد آن‌قدر بلند که توي سايه‌اش تو و همه دلتنگي‌هايت جا بشويد. انگار که بار سنگيني داري، باري به سنگيني گناه. انگار که آرامش بخواهي، آرامشي از جنس آشنايي...

مي‌تواني غسل کني. لباس تميز بپوشي. معطر باشي. انگشتر فيروزه يا عقيق و تربت کربلا همراه داشته باشي.

ايستاده‌اي در خانه. نگاهت به خياباني است که تو را به حرمش مي‌رساند.
اذن دخول
اللهم اني وقفت علي باب من ابواب بيوت نبيک صلواتک عليه و آله ...

دم در خانه‌اش ايستاده‌اي با خودت مي‌گويي زنگ را بزنم يا نه! در را باز مي‌کند يا نه؟ همه ترست بابت اين است که مي‌داني زنگ و قفل و در توي قلب خودت است. زنگ را زده‌اي يا نه؟ قفل را باز کرده‌اي يا نه؟ چشم‌هايت که خيس مي‌شود، ترست هم با اشک‌هايت مي‌ريزد.

مي‌تواني اذن دخول بخواني. سرت را پايين بگيري و با دل شکسته‌ات وارد شوي.

بر در خانه رضا ايستاده‌اي. باب الرضا! دستت روي سينه‌ات است. چشمت به گنبد روشني است که از پشت گنبد آسماني مسجد نگاهت را مال خود کرده است.
صحن
الله‌اکبر الله‌اکبر الله‌اکبر

بايد آرام راه بروي. روان و متين. بايد جوري قدم از قدم برداري که اگر يکي از دور تو را ببيند، فکر کند داري روي ابرها راه مي‌روي. به همان سبکي، به همان لذت، به همان دقت.

بايد آرام راه بروي، درست مثل راه رفتن حاجي‌ها! روان و متين. بايد جوري قدم از قدم برداري که اگر يکي از دور تو را ببيند، فکر کند داري روي ابرها راه مي‌روي. به همان سبکي، به همان لذت، به همان دقت.

مي‌تواني تشهد بگويي. ايستاده 30 بار الله‌اکبر بگويي. راه بيفتي، اين بار قدم‌هايت را کوتاه‌تر کني. کمي که نزديک شدي دوباره بايستي، بار ديگر 30 مرتبه الله‌اکبر بگويي، وقتي نگاهت به ضريح ‌افتاد 40 مرتبه الله‌اکبر بگويي تا 100 مرتبه کامل شود.

باب الرضا. صحن جامع رضوي. رواق امام خميني. صحن آزادي. اين طوري از پايين پا وارد مي‌شوي...
روضه منوره
السلام عليک يا ولي‌الله، السلام عليک يا حجه‌الله، السلام عليک يا نور‌الله في ظلمات الارض...

خم مي‌شوي دستت را به زمين مي‌کشي، بلند مي‌شوي اثرش را روي دستت مي‌بوسي، دستت را مي‌کشي به سينه‌ات، سينه‌ات تنگ است، چوپ پرها هدايتت مي‌کنند از سمت راست، از سمت راست مي‌روي... وارد شده‌اي.

مي‌تواني تنها وارد شوي. درها را ببوسي. رو به ضريح و پشت به قبله بايستي. به زبان خودت به امام سلام بدهي، مي‌تواني بروي جلو آن‌قدر که حس کني تمام وجودت با ضريح يکي شده است. مي‌تواني دورتر بايستي و فقط به ضريح نگاه کني.

در روضه منوره ايستاده‌اي. روضه منوره يعني محل اصلي حرم يعني همان يک تکه از خاک بهشت.

خانم‌ها/ ايوان طلا. دارالسعاده. درب طلاي پايين پا. صورتت را به در مي‌چسباني. با نوشته‌هاي روي در مي‌خواني: ادخلوها بسلام امنين...

آقايان/ ايوان طلا هستي. به رواق دارالسرور مي‌روي. آرام آرام وارد مي‌شوي دست‌هايت را به در مي‌کشي و چشم‌هايت را متبرک مي‌کني به طلايي ضريح...
زيارت‌نامه
واعلم ان رسولک و خلفائک عليهم السلام، احياء عندک يرزقون، يرون مقامي، و يسمعون کلامي و يردون سلامي

مثل هميشه از بچگي‌ات تا حالا، از همان 3، 4 سالگي که دستت را محکم مي‌گرفتند و مي‌کشيدند و تو نوک پا نوک پا راه مي‌رفتي و هر چند قدم، پايت روي سنگ‌ها سر مي‌خورد از همان بچگي تا حالا که سنگ‌ها سرتر شده‌اند و راه از صحن تا ضريح دورتر، از همان بچگي که دستپاچه مقابل ضريح مي‌ايستادي و مي‌گفتند به امام سلام بده و تو با صداي بلند، محکم مي‌گفتي سلام امام رضا! آن‌قدر که دوروبري‌هايت چپ‌چپ به تو و سلامت نگاه کنند، از همان بچگي تا حالا انگار يک جايي توي همان شلوغي دور ضريح و فضاي زير گنبد ايستاده که مثل هميشه با دستپاچگي وارد مي‌شوي و محکم مي‌گويي: سلام امام رضا!

مي‌تواني خودت متن زيارت نامه‌اي را انتخاب کني يا از زيارت نامه‌هاي داخل حرم استفاده کني که شامل زيارت‌هاي مشهوري است که در کتاب‌هاي معتبر براي زيارت امام آورده شده است. اگر براي زيارتي کوتاه آمده‌اي زيارت امين‌الله و اگر فرصت داري مي‌تواني زيارت جامعه کبيره را بخواني.

در روضه منوره رو به ضريح و پشت به قبله مي‌ايستي قرار است خواندنت آرام و شمرده باشد.
نماز زيارت
اللهم صل علي علي ابن موسي الرضا المرتضي...

دلت مي‌خواهد در برابر اين‌همه محبت امام، تو هم هديه‌اي بفرستي، هديه‌اي که به ارزشمند بودنش مطمئن باشي، دل‌خوشي و الکي نباشد، واقعي باشد، پيش‌کشي باشد در برابر سخاوت امام. چيزي توي چنته نداري که تقديم امام کني، بلدي دو رکعت نماز زيارت بخواني، بلدي اداي احترام کني، بلدي دستت را ببري توي جيبت و لابه‌لاي اسکناس‌هاي مچاله شده آن، اسکناسي را دربياوري، خودت را با زحمت برساني به ضريح و نيتي بکني و پول را توي ضريح بيندازي. آخرش هم بگويي ممنون از دعوتتان.

مي‌تواني دو رکعت نماز يا بيشتر، بالاي سر حضرت با نيت نزديکي به خدا بخواني و ثوابش را به امام هديه کني. رکعت اول حمد و يس، رکعت دوم حمد و الرحمن. در دعاي دست همه چيز بخواه.

نماز را توي زيارت‌نامه توصيه کرده‌اند که در روضه منوره بالاي سر حضرت بخواني. اما اگر شلوغ باشد. رواق‌هاي نزديک حرم مي‌توانند مسجد نماز تو باشند.

خانم‌ها/ توي دارالفيض نشسته‌اي. خدا را شکر مي‌کني که فيض حضورت داده‌اند. قامت مي‌بندي که دو رکعت نماز بخواني به قصد قربت...

آقايان/ دور ضريح طوافي مي‌کني و بعد برمي‌گردي. جايي مي‌نشيني که مي‌گويند قديم‌ترها مسجد بالاسر بوده است. قامت مي‌بندي که دو رکعت نماز بخواني به قصد قربت.
دعا
اني استغفرک استغفار حياء و استغفرک استغفار رجاء.

همه مي‌خواهند خود را به ضريح برسانند. صحن‌ها همه شلوغ است و براي گذشتن از بين مردم، حتي در مکان‌هاي دورتر از ضريح هم بايد مراقب باشي تا کسي را در حال سجده يا کودکي را سرگرم بازي، لگد نکني.اين‌جا مي‌تواني براي همه آن لحظه‌هايي که حواست نبوده و پا روي حقي گذاشته‌اي عذر بخواهي. عذرت را قول داده‌اند، بپذيرند.

مي‌تواني براي آن‌هايي که هميشه به ياد تو هستند، دعايي بخواني. براي پدرت، مادرت، رفيق‌هايت... امامت... آدم‌هاي بزرگي هستند که در حرم کنار امام آرام گرفته‌اند... مي‌تواني به زيارت قبرشان بروي يا برايشان فاتحه بخواني. مي‌تواني حتي براي وقتي که نيستي امانتي بگذاري و از آقا بخواهي که وقتي ديگر نيستي، به تو باز پس بدهد...

گوشه‌ات را پيدا مي‌کني. جايي که نه صدايي مزاحم تو باشد و نه تو خلوت ديگري را اشغال کرده باشي. پيدايش مي‌کني. در مسجد گوهرشاد کنجي توي ايوان مقصوره، اين‌جا مقابلت خداست. پشت سرت هم امام...
وداع
لا اله الا الله وحده لا شريک له

وقتي کسي را دوست داري، تا خداحافظي مي‌کني، تا در را به رويت مي‌بندد و مي‌روي دلت برايش تنگ مي‌شود. بلند مي-شوي که بروي، با خودت فکر مي‌کني که چه‌قدر زود تمام شد، توي حرم ايستاده‌اي، هنوز نرفته‌اي دلت برايش تنگ مي‌شود. دلت مي-خواهد چيزي باشد بين تو و امام که اين لحظه‌هاي زيارت را برايت ماندگار کند، نگه دارد، چيزي مثل يک عهد و پيمان، يک قول که حتمي باشد و به خطا نرود، قول مي‌دهي، عهد مي‌بندي، چون خداحافظي با امام را دوست نداري دوباره سلام مي‌دهي...

مي‌تواني استغفار کني و صدقه بدهي.

توي ايوان ساعت ايستاده‌اي. نگاهت بين ايوان طلا، گنبد و سقاخانه مي‌چرخد. از حرم خارج مي‌شوي بدون پشت کردن به ضريح امام. مي‌خواهي زمان متوقف شود و زمين زير پايت کش بيايد. آن‌قدر که تو را به ضريح برساند و تو بتواني که در آغوشش آرام بگيري و مطمئن شوي که دوباره برمي‌گردي...
زيارت، يک اتفاق دو طرفه
زيارت يک اتفاق دو طرفه است همان‌قدر که ما از ديدار معنوي امام شاد مي‌شويم امام هم که وجود معنويش در فضاي ملکوتي حرم حاکم است ما را مي‌بيند، شاهد و ناظر است و قرار است جواب بسياري از سوال‌ها و دردهاي ما را بدهد پس براي يک اتفاق دو طرفه بايد آماده بشويم.

تصميم مي‌گيري که يک کار بزرگ انجام بدهي، کلي برايش برنامه ريزي مي‌کني، اصلا از چند روز قبل بلکه از چند هفته قبل هر طور شده خودت را آماده مي‌کني تا آن کار مهم را انجام بدهي، حالا فکرش را بکن که اين کار زيارت باشد و تو قرار باشد بروي يک جاي مهم، يک جاي بزرگ که اثر روح و نفس قدسي يک آدم پاک توي فضايش وجود دارد، اولين کاري که مي‌کني اين است که با يک روحيه شاداب و روحي آماده بروي زيارت. براي آماده شدن بايد پاک بشوي از چيزهايي که تو را تا حالا از پاکي‌ها دور مي‌کرده، در توصيه‌هاي ديني آمده که قبل از زيارت خوب است غسل کنيم و اين غسل‌کردن که نماد پاک شدن است نشان مي‌دهد که ما بايد از خيلي چيزها پاک بشويم حتي از ظواهر.

وقتي قرار است به ديدن کسي برويم حواسمان هست که خوب بشناسيمش و بعد به ديدنش برويم، اصل زيارت هم به شناخت است؛ به داشتن معرفت نسبت به امام. رفتن به حرم امام فرصت خوبي است که دور از قيل و قال‌هاي زندگي و درسمان امام‌مان را بشناسيم آن هم فراتر از درس و مدرسه. يک شناخت واقعي که اول و بهترين راهش همان زيارت‌نامه‌اي است که مي‌خوانيم. فراموش نکنيم شناختي خوب است که منجر به الگو برداري شود.
زيارت مجاور يا زائر؟
حرم و زيارت امام رضا براي مشهدي‌ها همراه است با سال تحويل، با تولد امام رضا، با شهادت امام رضا، با تولد امام جواد، با روزهاي زيارتي امام رضا و همه چيزهايي که به امام رضا و حرمش ربط دارد.

فقط توي مشهد است که مي شود کفشدار زائران امام رضا بود، فقط توي مشهد است که ميشود راهنماي زائر امام رضا شد، فقط توي مشهد است که مي شود از دور به امام رضا سلام داد و به حرم نزديک نشد تا مهمان‌ها راحت تر زيارت کنند. فقط توي مشهد است که مي‌شود گندم نذر حرم کرد، فقط توي مشهد است که مي‌شود همسايه امام رضا بود.

فقط بعضي مواقع ما مشهدي‌ها فراموش مي‌کنيم که در بين زيارت‌هاي توک‌پايي و سريع، هر از گاهي لازم است مثل يک زائر بود تا مجاور، يک زائر سالي يک‌بار به مشهد مي‌آيد اما همان يک‌بار اساسي زيارت مي‌کند در حالي که ما مشهدي‌ها شايد هفته‌اي يک‌بار هم داخل حرم بشويم اما در طول تمام سال يک زيارت مفصل و با حوصله همراه با به‌جا آوردن اعمال لازم، نداشته باشيم.

نظرات کاربران
کد امنیتی