غازچرانی بیاموزید تا اوضاع قاراشمیش نشده است
پایان نامه

غازچرانی بیاموزید تا اوضاع قاراشمیش نشده است

نویسنده : سعید برند

بچه که بودیم هر وقت سخن درشتی بر زبان می‌راندیم، بزرگ‌ترمان می‌گفت: «باز حرف زشت زدی فلان فلان شده؟ اون فلفل‌های داورزن (*) رو بیارید بریزم تو حلقش!»

هر چند آن سوم شخص مفرد هیچ‌گاه شیشه فلفل داورزن را نیاورد و هر چند بزرگترمان هیچ وقت فلفل داورزن را در حلق ما نریخت و هر چند هیچ وقت حرف زشت از سر و زبان ما نیفتاد (!) ولی در عوض حُسن این تهدید آن بود که از همان دوران طفولیت دریافتیم «داورزن قطب تولید فلفل در کشور است!»

اما چه سود که این روزها کام فلفل‌کاران داورزن سوخته است، نه به خاطر تندی فلفل، نه به خاطر شکست حمید سوریان و نه به خاطر نرسیدن شله نذری که اگر این آخری اتفاق افتاده بود جای دیگر آدمی که همانا دلشان باشد، می‌سوخت! بلکه سوختن کام فلفل‌کاران داورزن به خاطر واردات بی‌‌رویه فلفل از هندوستان است که بازار فلفل را کساد و ایضا گشاد ساخته است!

به راستی که مقوله واردات بی‌رویه، پدر، پدربزرگ و شوهرعمه ناتنی خیلی‌ها را کنار هم چیده و دمار از روزگارشان در آورده است! باور کنید اگر این‌جوری پیش برود اونجوری خواهد شد!

یعنی در آینده‌ای نزدیک، جان آدمیزاد، بستنی طلاب، محمدرضا گلزار، چاله‌ چوله‌های سر کوچه، مشترک خوش حساب، نوستالژی‌های بولوار ملک‌آباد قدیم، دستگیره در سمت شاگرد پراید، زوج بساز و تفاهم‌دار، راننده اتوبوس خط 99 خواجه ربیع که درون ایستگاه توقف می‌کند، شکم و پهلوی بدون چربی، خواستگار پولداری که پدرش در حال احتضار است، ترافیک روان، مدیرعامل بانکی که طبق قانون کار حقوق می‌گیرد و ذخیره نیست و فیکس بازی می‌کند، شیر مرغ و خیلی چیزهای دیگر که به عقل جن هم نمی‌رسد، جملگی از خارج وارد می‌شود و ما باید برویم غازمان را بچرانیم البته اگر غازچران وارد نشده باشد!

------------------------------------

* داورزن از شهرهای اطراف سبزوار است، مردم داورزن مثل مادرزن انسان‌هایی بسیار مهربانند!!!

نظرات کاربران
کد امنیتی