مردی که  بلد نیست...
شاخ هفته

مردی که بلد نیست...

نویسنده : elahe_1221 - ایمان فروزان نیا

داشتم فکر می‌کردم اگر همه مردان سرزمین من بلد بودند عاشقانه رفتار کنند، بلد بودند قربان صدقه موهای بلند و کوتاه زن‌شان بروند، بلد بودند از این‌که لباس‌هایش چقدر بهش می‌آید حرف بزنند، بلد بودند وقت غم، آغوش‌شان مرهم اشک‌های همسرشان باشد، بلد بودند از آرایش امروزش تعریف کنند، یواشکی چشمک بزنند و روی هوا بوس بفرستند، بلد بودند برای زن روبرویشان از قدرت فکرش و افکار قشنگش حرف بزنند...

اگر همه پدران سرزمین من بلد بودند ناز دخترشان را بخرند و لبخند لبخند باشد که تحویل شیرین زندگی بدهند، بلد بودند با دخترشان در مورد عشق حرف بزنند، بلد بودند عاشق بودن یاد دخترشان بدهند، بلد بودند محرم اسرارش باشند، بلد بودند اشک‌هایش را پاک کنند، بلد بودند مدام صورتش را ببوسند، بلد بودند پشتش باشند تا آخر راه، بلد بودند وقت درد دل‌ها اخم نکنند به صورتش، بلد بودند تعریف کنند از قشنگی چشم‌هایش، از قد رعنایش ...

شاید اگر این‌طور بود هیچ دختری برای محبت پدرانه اشتباهی عاشق نمی‌شد و اشتباهی خطا نمی‌رفت و اشتباهی خودش را حراج نمی‌کرد.

و هیچ زنی، برای محبت شوهر، حسود زندگی‌های دیگران نمی‌شد و خودش را برای شوهرش می‌خواست فقط.

 

ایمان فروزان نیا

دست روی درد مهمی گذاشته‌اید. حرف‌تان حرف حساب است؛ منتها نه همه آن. بلدی خوب است. من هم دوست دارم بلد باشم. ولی چه چیزی را؟! این درد از زمانی شروع شد که همسر من، خواهر من، دختر من، از من انتظار چیزهایی را داشت که حقش بود، لایقش بود و توقعش را داشت، ولی من از آن بی‌خبر بودم. این درد از جایی شروع شد که زن‌های ما یادشان رفت که ما مردها علم غیب نداریم، که حواس پرت هستیم، که نیاز به یادآوری داریم. این درد از آن‌جا شروع شد که مردها ناز زن‌ها را نخریدند و زن‌ها به مردهای‌شان نگفتند که ناز من را بخر. و وقتی می‌گویم نگفتند، منظورم به کلام و زبان است وگرنه که با رفتارشان زیاد به ما گفتند و چقدر بد که ما مردها در تشخیص ایما و اشاره و استعاره و کنایه ناشی هستیم...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧