بزرگ‌تری،کوچک‌تری در سوریه معنا دارد
کافه جهان نما

بزرگ‌تری،کوچک‌تری در سوریه معنا دارد

نویسنده : مریم ملی

 مهدی شهاب، 25 ساله که مدتی زندگی در سوریه را تجربه کرده است.

نوجوان بودم که سفری طولانی همراه خانواده به سوریه داشتیم. در واقع باید برای کاری مدتی در آن جا زندگی می‌کردیم. به واسطه کار پدر و مادرم روزی به کتابخانه مکتبه الاسد رفته بودیم. کتابخانه‌ای که پر است از کتاب‌های شخصی «حافظ اسد» پدر «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه، کتابخانه‌ای متنوع و ارزشمند. این کتابخانه به خاطر وجود نسخ خطی خاص و کتاب‌های کم‌یاب حالت امنیتی دارد و بدون مجوز و هماهنگی نمی‌شود از آن استفاده کرد برای همین پدر و مادرم برای مطالعات‌شان وارد کتابخانه شدند و من به ناچار در سالن ورودی منتظرشان نشستم. همین‌طور که روی صندلی جابه‌جا می‌شدم بنابه عادت و البته خستگی پایم را روی پای دیگرم انداختم که ناگهان متوجه سر و صدای یکی از کارکنان حاضر در کتابخانه شدم، همین‌قدر عربی می‌فهمیدم که دارد فحش و ناسزا نثار کسی می‌کند. اصلا متوجه نبودم که روی صحبتش با من است بعد همکارش با اشاره به من فهماند که چون پایم را روی پایم انداختم و کف پایم به سمت او بوده است ناراحت شده و اعتراض کرده، بعد از آن و تجربه‌هایی که در مدارس سوریه داشتم متوجه شدم سوری‌ها به شدت به احترام به بزرگترها معتقدند. چیزی شبیه همان عبارتی که پدر و مادرهای ما در باب احترام به بزرگتر، همیشه برای‌مان نقل می‌کنند که «ما پای‌مان را جلوی بزرگترمان دراز نمی‌کردیم» در سوریه واقعا رعایت می‌شود. حقیقت این است که در سوریه پا دراز کردن و حتی دست دراز کردن در حضور یک بزرگتر ناپسند است و قبیح. شما در شهرهای سوریه خیلی کم می‌توانید دعوا ببینید. دعوا آخرین راه‌حل برطرف کردن مشکلات بین آدم‌هاست. گرچه همه چیز مربوط به حالت صلح است، یعنی روزهای دوست‌داشتنی آرامش، روزهایی که سوری‌ها مدت‌هاست که از آن فاصله گرفته‌اند. جنگ همه حساب و کتاب‌ها را بر هم می‌زند. اما آداب و رسوم که جنگ و غیر جنگ ندارد. سوری‌ها معتقدند کوچکتر نباید صدایش را روی بزرگتری بلند کند، در مقابل بزرگ‌ترها آرام حرف می‌زنند. حتی اگر دلخوری و عصبانیت حادی وجود داشته باشد اگر دو نفر مطمئن نباشند که طرف مقابل‌شان از خودش کوچکتر است اصلا صدایشان را بالا نمی‌برند و هر طور هست تلاش می‌کنند با آرامش غائله را ختم کنند. اما اگر مطمئن باشند نفر مقابل کم سن‌تر از خودشان است قضیه جور دیگری است و آن وقت دعوا و سر و صدا طبیعی می‌شود. 

برایم عجیب بود وقتی از صلح طلبی سوری‌ها می‌شنیدم تا لحظه‌هایی که برخوردهای ریز و درشت‌شان را می‌دیدم و باورم می‌شد که حال و هوای دریای مدیترانه و طعم زیتون و رایحه معطر برگ‌هایش از آن‌ها مردمی ساخته که کم پیش می‌آید اهل نزاع و دشمنی باشند. یک بار وقتی به کاخ یزید که حالا مسجد اموی است رفتم از دیدن شیعیانی که با آرامش در کنار اهل تسنن به نماز ایستاده بودند شوکه شدم. همان‌طور وقتی که می‌دیدم در حرم حضرت زینب(س) اهال تسنن با دست‌های جمع شده در جلوی خود نماز را برپا داشتند حیرت می‌کردم از این همه اتحاد و رفاقت مسلمانی. در سوریه، سنی و شیعه جدا از هم نبودند، یکی بودند و برای یکی بودن‌شان هم، پا به پای هم رفاقت می‌کردند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥
فتوچاپ

فتوچاپ 476

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥
آنتن

همسایه‌های بی‌جک!

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
مینی ها

مینی 476

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات