حکایت شیفت شب در ملبورن!
شبکیه

حکایت شیفت شب در ملبورن!

نویسنده : سید مصطفی صابری

شیفت شبِ غم و غصه

«شیفت شب» سومین اثر نیکی کریمی به نوعی اثری است خانوادگی و خوش ساخت، با قصه‌ای که کشش خوبی برای تماشا دارد. فیلم درباره حسابداری است که رفتارش در منزل مشکوک شده، همسرش با کش و قوس فراوان پی به راز او می‌برد، اما مرد چالش جدیدی پیش روی خانواده ایجاد می‌کند. فیلم چند شخصیت اضافه هم دارد از جمله نقشی که خود نیکی کریمی بازی می‌کند، آتیلا حجازی فرزند مرحوم ناصر حجازی هم حضوری کوتاه و غیرموثر در این فیلم دارد. نیکی کریمی در اولین فیلمش خیلی متاثر از سینمای کیارستمی بود، فیلم دومش مورد توجه قرار نگرفت و به نظر می‌رسد با «شیفت شب» بالاخره از زیر سایه عنوانش یعنی یک بازیگر معروف خارج شد. خلاصه «شیفت شب» هرچند فوق‌العاده نیست اما برای تماشا در منزل به عنوان یک فیلم اجتماعی که حال و هوای مقطع خاصی از زندگی معاصر ما را هم منتقل می‌کند گزینه مناسبی است. 

 

ملبورنِ فرهادی!

«ملبورن» هم به تازگی به شبکه نمایش خانگی آمد، این فیلم که قصه چند ساعت زندگی زوج جوانی قبل از سفرشان به ملبورن است، به شدت وامدار سینمای فرهادی است. اما در حقیقت یک نمونه ضعیف و خنثی از این نوع سینماست که حرفی از خودش برای گفتن ندارد و حتی حضور چند بازیگر خوب را هم به خاطر ضعف‌های متعددش تباه کرده! فیلم قصه پنهان کاری و ضعف‌های ما آدم‌ها در مواجهه با شرایط دشوار است. کل داستان در یک آپارتمان می‌گذرد و چون غصه و گره‌هایش چیز خاصی ندارد که بتوان ایده فیلم {مرگ نوزاد همسایه، در حالی که معلوم نیست زنده وارد این خانه شده یا نه؟ و...} را به اندازه یک فیلم سینمایی کش داد، مدام آدم‌هایی به منزل زوج جوان می‌آیند و می‌روند بدون آن‌که حضورشان لایه تازه‌ای از قصه را نشان دهد.     

  

حکایت جنگی عاشقی

«حکایت عاشقی» قصه یک عکاس در حلبچه عراق است، همان جایی که به دستور صدام بمباران شیمیایی شد! البته تصویر رادان روی بسته‌بندی فیلم هیچ ربطی به این فیلم ندارد! اساساً آن نوع ارائه بسته‌بندی سعی می‌کند قصه اصلی را مخفی کند تا فیلم بفروشد! فیلم با نقدهای منفی جدی مواجه شد و در گیشه هم شکست خورد! پس عجیب نیست که با این ترفند به فکر فروشش در شبکه نمایش خانگی باشند! 

نظرات کاربران
کد امنیتی