آری شود ولی به خون جگر شود

آری شود ولی به خون جگر شود

نویسنده : محمدناصر حق خواه

اگر روزي به يك جوان هجده ساله بگویند از امروز بايد روزي 12 ساعت درس بخواني، سفر سه سالي يك‌بار بروي، بسياری از اقوامت را حتي حدود ده سال آينده نبينی و اين روند را به مدت هشت سال ادامه بدهي و در اين مدت هم بايد سه تا امتحان بدهي كه مطمئن شويم همه را يادت است و بعد هم بايد دو سال بروي بد آب و هواترين جاي کشور تا تعهدت را بپردازي و بعد بيايی بنشيني هفت هزار صفحه كتاب را بخواني و همه‌اش را امتحان بدهي و بعد بروي چهار سال كشيك 36 ساعته بدهي و 12 ساعت فرصت داري بخوري، بخوابي و بخواني و بايد هم كوچكترين خطايي نكني و توی آن 36 ساعت بايد دقيقا مثل يک معدنچي انرژي مصرف كني و تمام اين 14 سال اين‌قدر فشار عصبي و كاري و خستگي داشته باشي كه نتواني زندگي مشتركي تشکیل‌دهی يا لااقل يک زندگي سالم؛ بعد هم بيایي بيرون و بروي هشت تا دوازده سال هر جاي ايران كه دولت گفت. و تازه در چهل سالگي (به شرط قبولي سريع در همه امتحانات) بشوي يک پزشك آزاد، آيا آن جوان مي‌پذيرد؟

حالا در چهل سالگي، مي‌آیند مطبت را مي‌بينند، خانه‌ات را مي‌بينند، دستمزدت را مي‌بينند، بعد يکدفعه يک جامعه مي‌شود دشمنت. فحش مي‌شنوي، حسادت مي‌بيني. واقعا بهاي موهايي كه در سي سالگي سفيد كرديم، چشم‌هايي كه شماره‌اش پنج است، اعصابي كه نابود شد، معده خراب و هزار مشكل ديگر اين‌هاست؟ 

اصلا در هر شهر مگر چندتا جراح وجود دارد؟ (يا بهتر است بگویم چند نفر توانستند جراح بشوند) كه حالا همه توقع حقوق هم رديف جراح دارند؟

چند نفر از اين‌هايي كه مي‌نشينند حرف مي‌زنند، در عمرشان هر 12 ساعت، 36 ساعت بيداري كشيدند؟ آن هم چهارسال. كدام‌شان درعمرشان نه 7 هزار صفحه، بلكه فقط هزار صفحه كتاب خواندند. چندتاشان؟ كه حالا يکهو همه توقع دارند هم رده يک پزشك يا جراح دستمزد بگيرند.

همه شغل‌ها محترمند، همه مدارك، ولي عدالت تساوي نيست، عدالت يعني دقيقا وقتي بيست سال از عمرت را مي‌دهي تا جان آدم‌‌ها را نجات بدهي جامعه درك‌ات كند.

با احترام.

 

 

پ.ن: آنچه خواندید درد دل‌های یک دانشجوی تخصص پزشکی در صفحه اجتماعی‌اش بود که با کمی دخل و تصرف ویراستاری منتشر کردیم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
درباره مهم ترین تکنولوژی روز یعنی دستیارهای شخصی که در حال تبدیل شدن به انسان اند

#virtual_asistant

٩٧/٠٢/٢٧