وقتی خود شیفتگی‌مان از خودش دفاع می‌کند!
روانشناسی خودمانی

وقتی خود شیفتگی‌مان از خودش دفاع می‌کند!

نویسنده : زهیر قدسی

 احسان، پرهام، حسين، ياسر، فهيمه، سارا و... اين‌ها حال‌شان اصلا خوب نيست. همه شان از اين ستون و آن‌چه درباره ايشان نوشته شده شاكي‌اند. نه از اين خاطر كه مسائل خصوصي زندگي‌شان در اين‌جا عمومي شده. بلكه آن‌ها اصلا خوش ندارند خشم‌ها يا مهرباني‌هاي‌شان، خوشي و ناخوشي‌شان اين‌گونه ارزيابي شود. #خودشيفتگي موجود در ميان عمده انسان‌ها اين‌گونه مي‌پسندد كه هرگونه خطا و مشكلي را به هرجايي غير از خويشتن، نسبت دهد. از اين‌رو است كه هميشه به دنبال تعريف يك عامل است كه بدبختي‌ها و ناخوشي‌ها را به او نسبت دهد. يك روز پدر و مادر را عامل بدبختي‌اش مي‌داند و روز ديگر همكلاسي‌اش را مسبب بدحالي‌اش معرفي مي‌كند. انگار كه خود او در اين زندگي هيچ سهمي نداشته. البته غير قابل انكار است نقشي كه اطرافيان (به‌ويژه والدين) در تربيت رواني ما ايفا مي‌كنند. بدون شك اگر هر آن‌چه بدبختي و فلاكت را به خودمان نسبت دهيم، نيز قاضي منصفي نخواهيم بود.

***

با اين توضيح، احسان هرآنچه نامهرباني است را به دوستانش نسبت مي‌دهد. چند هفته پيش وقتي از خيابان فرعي با سرعت معمولي وارد خيابان اصلي مي‌شود و با خودرويي ديگر تصادف مي‌كند، درحالي‌كه هفته پيش‌تر، بيمه خودرواش منقضي شده و او با سهل‌انگاري آن را تمديد نكرده بود. گمان مي‌كنيد اين‌جا احسان چه كسي جز خودش را مي‌تواند ملامت كند؟! چه عواملي را مسبب اين خسارت و اعصاب‌خردي معرفي مي‌كند؟!

1. اول از همه «شانس» بد را مسبب مي‌داند! اين موضوع آن‌قدر شايع است كه شايد اصلا خنده‌دار به نظر نرسد؛ اما اگر كمي خارج از عادت به اين عبارت دقت كنيم، در عموم موارد «بدشانسي»، «بدبختي»، «بداقبالي» و ديگر واژه‌هاي مشابه، موجودي انتزاعي است كه هيچ وكيل مدافعي از خود ندارد و اگر به شانس فحش و ناسزا دهيم، حتي دچار احساس گناه نيز نخواهيم شد!

2. در مرتبه‌اي نزديك‌تر او اين اشتباه و خسارت را به گردن «ذهن پرمشغله‌»‌اش مي‌اندازد، كه هنگام رانندگي دقت نكرده و قبل از ورود به تقاطع، توقف نكرده تا شرايط را براي عبور از چهارراه بسنجد. از طرفي همين ذهن پرمشغله باعث فراموشي و پشت‌گوش‌انداختن ماجراي تمديد بيمه شده است. اين قضاوت در واقع از واگذار كردن مسئله به ماجراي شانس و اقبال، منصفانه‌تر است بلكه شايد كاملا درست باشد؛ ولي با اندكي ظرافت باز هم متوجه مي‌شويم گويا ذهن پرمشغله چيزي غير از خويشتن است. چيزي كه مي‌توان از آن برائت جست و گناه را به گردن او آويخت. به شكل گوياتر ذهن پرمشغله نهادي است كه در كنار متهم ايستاده و فرد خاطي مي‌تواند انگشت اشاره‌اش را از سمت خود به سوي او بگيرد و حتي او را دشنام دهد، بدون آن‌كه عزت نفس و خودشيفتگي‌اش آسيب ببيند!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره فردوسی و ادبیات حماسی به مناسبت روز بزرگداشت این شاعر نامی

حکیم زبان فارسی

٩٦/٠٢/٢٨
برگزیده سایت

اضافی‌ها را قیچی کنید!

٩٦/٠٢/٢٨
کافه جهان نما

چین، سرزمین دیوار بلند اعتماد

٩٦/٠٢/٢٨
گزیده‌هایی درباره بهداشت فردی در فصل گرم

خرده جنایت‌های شهروندی!

٩٦/٠٢/٢٨
جارچی 486

اندر حکایت فردای انتخابات

٩٦/٠٢/٢٨
دات کام

روباتی برای نجات حجم اینترنت‌شما

٩٦/٠٢/٢٨
شاخ هفته

روزی روزگاری وبلاگ نویسی

٩٦/٠٢/٢٨
شگرد خفن

نکات طلایی مرورگر که تا به حال نمی‌دانستید

٩٦/٠٢/٢٨
درباره الکساندر نوری که به یکی از شگفتی‌های امسال بوندس لیگای آلمان تبدیل شده است

نور علی نور!

٩٦/٠٢/٢٨
یادداشت شفاهی

مردم هنوز هم به ادبیات‌حماسی نیازمندند

٩٦/٠٢/٢٨
کوتاه و خودمانی درباره این‌که چرا شرکت در انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم است

می‌سازمت به رای

٩٦/٠٢/٢٨

ایران، یک کیس خاص

٩٦/٠٢/٢٨
جالباسی

دمپایی‌های الماس نشان!

٩٦/٠٢/٢٨
مینی‌ها

مینی 486

٩٦/٠٢/٢٨
مینیمال

شورای خوشگل‌ها

٩٦/٠٢/٢٨
گفت‌وگوی جیم با «رضا علیپور» قهرمان سنگ نوردی جهان

خوشحالم توانستم رکوردی را به نام ایران ثبت کنم

٩٦/٠٢/٢٨
خیلی کوتاه و مختصر درباره دلایلی که رای دادن را لازم می‌کند

يك رد گزينه جمع و جور!

٩٦/٠٢/٢٨
وقتی «کافه بازار» جای نفس کشیدن به رقبایش را نمی‌دهد حتی اگر بهتر باشند

#فروشگاه_اندرویدی

٩٦/٠٢/٢٨

«رای دادن» لازم است ولی کافی نیست

٩٦/٠٢/٢٨
پایان‌نامه

پنج‌شنبه چه بنویسم

٩٦/٠٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات