دراكولا رونمايى از عطاران نفروش
روی پرده

دراكولا رونمايى از عطاران نفروش

نویسنده :

وقتى«رسوايى٢» ده‌نمكى حدود ٣ ميليارد فروخت؛ بعضى‌ها از شكست در گيشه و پايان دوره ده‌نمكى گفتند؛ اما پاسخ او به اين ادعا اين بود كه فروش يك فيلم من از مجموع فيلم‌هايى كه بعضى‌ها در تمام طول عمرشان ساخته‌اند بيشتر است. اين جواب يك خطى تا حد زيادى به بعضى حرف‌ها در مورد پايان دوره او پاسخ داد، اما هيچ‌كس نمى‌تواند منكر اين باشد كه براى كارگردانى كه ركورد فروش ٧ و ٨ ميلياردى داشته، فروش ٣ ميلياردى نوعى شكست به حساب مي آيد؛ همان‌طور كه براى تنها سوپراستار بفروش چند سال اخير يعنى رضا عطاران هم، با اين‌كه فيلمش نزديك ٤ميليارد فروخته، خيلى‌ها از كم‌سو شدن ستاره اقبال مردم به عطاران مى‌گويند. اما آيا واقعا اكران «دراكولا» و فروش متوسط آن - البته در قياس با كارهاى قبلى عطاران- يك شكست محسوب مى‌شود؟ بگذاريد نگاهى به نقاط ضعف و قوت دراكولا بيندازيم تا پاسخ را از درون آن بيابيم. دراكولا همان‌طور كه از اسم آن پيداست، يك فيلم تمام فانتزى همراه با رگه‌هاى طنز است. اتفاقى كه تقريبا براى اولين بار در سينماى ايران رخ داده و به كمك آن عطاران سعى در نقد پديده فراگيرى اعتياد در جامعه و مشكلاتى كه به تبع آن پديد مى‌آيد، دارد. موضوعى كه كاملا به درد جامعه مى‌خورد و با ايده اوليه جالب آن يعنى وصل كردن آن به يك موضوع سورئال مثل دراكولاها و خون‌آشام بودن آن‌ها نويد يك فيلم خوب را مى‌دهد؛ اما فيلم عطاران دقيقا از جايى ضربه خورده و به‌اصطلاح درنيامده كه بلاى دامن‌گير اكثر كارگردان‌هاى اين دوره است، يعنى فرم نچسب و سير روايى با ريتم ناموزون، اين مشكل ساختارى چشم و ذهن بيننده را خسته و لحظه به لحظه از دريافت محتوا دورتر مى‌كند؛ عطاران مى‌خواسته دغدغه‌هايش در مورد اعتياد را با تاكيد بر فراگيرى آن دربیشتر سطوح جامعه مطرح كند، اما انگار يادش رفته اين همه حرف را اولا نمى‌شود در يك ساعت و نيم به صورت كامل گفت و ثانیا اگر هم قصد دارد هر چه در ذهن دارد را بيان كند، بايد يك ريتم مناسب و سير داستانى منطقى را براى روايت انتخاب كند، اتفاقى كه به نظر مى‌رسد فراموش شده و تماشاچى در لابه لاى فيلم با چند سكانس نسبتا بى‌ربط كه اتفاقا خنده‌دار هم نيست از گردونه داستان بيرون مى‌افتد. اما به اعتبار جذابيت عطاران و بازى‌هاى خوب و بديع بودن طرح اوليه داستان، نمى‌توان آن را فيلم ضعيفى تلقى كرد، اما به هيچ وجه يك شاهكار يا حتى فيلم بفروش و مخاطب پسندى هم نيست؛ موضوعى كه خود عطاران پيش از اكران سراسرى به‌طورتلويحی به آن اشاره كرد و از اين‌كه در فيلم‌هايى كه مى‌سازد دغدغه‌هاى خودش را مطرح مى‌كند و فيلم‌هايش با آن‌چه از او به عنوان بازيگر ديده‌ايم متفاوت است، صحبت كرد. در واقع ما با دو عطاران رو به رو هستيم؛ يك عطاران بازيگر كه بیشترفيلم‌هاى تجارى و مخاطب‌پسند بازى مى‌كند و دومى هم عطاران كارگردان كه دغدغه فيلم هنرى ساختن دارد و از موضوع‌هايى كه ذهنش را مشغول مى‌كند حرف مى‌زند؛ چيزى كه خود او هم دوست دارد و انگار مخاطبان هم بايد كم‌كم خود را با دو عطاران متفاوت وفق دهند. 

نظرات کاربران
کد امنیتی