خبرنگار اعزامی از(به) حرم امام رضا (ع)
محرمانه مستقیم

خبرنگار اعزامی از(به) حرم امام رضا (ع)

نویسنده : صدیقه سادات بهشتی

صدای گریه‌اش از لابه‌لای قنداق فرنگی سفید و قرمزش می‌آید، برای پیدا کردنش باید کلی پتو و پارچه را کنار بزنی تا یک موجود کوچولوی قرمز پیدایش شود، روی دست بلندش می‌کنند و سمت گنبد حرم امام رضا(ع) می‌گیرند، چیلیک... این خاطره به اضافه عکس گرفته شده از موجود قنداق پیچ شده و سرخ رنگ و در حال گریه توی یک دفتر سر رسید ثبت شده است و کنارش روز و ماه و سال مشخص است، این اولین ثبت خاطره یک خبرنگار آینده مشهدی با امام رضایش است.

هر وقت نگاهش می‌کردم با خودم فکر می‌کردم بهترین کار عالم این است که روزها را ثبت کنی تا ماندگار شوند، تا دلت نسوزد که چرا آن روز را یادت نیست، چرا هیچ کس خاطره‌ای از آن اتفاق ندارد، چرا کسی یادش نیست چه شد و به ما چه گذشت. حالا این عشق به نوشتن و ثبت کردن وقتی از امام رضا(ع) شروع شده باشد، حتما نقاط عطف زیادی خواهد داشت، شاید به همین دلیل اولین بار که به عنوان خبرنگار مطلب مفصل دو صفحه‌ای برای یک ماهنامه نوشتم، اول صبح قبل از تحویل مطلب (که آن زمان هنوز ایمیلی نبود) به حرم امام رضا(ع) رفتم، صحن جمهوری روبه‌روی پنجره «فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی» کفش‌هایم را درآوردم و سرم را پایین انداختم و شروع کردم به خواندن، انگار که از جایی آن سوی پنجره دارد مرا می‌بیند و قرار است سر تکان بدهد و بگوید بد نیست، خوب نوشتی، بهتر هم می‌توانی بنویسی. 

همه خبرنگارهای مشهدی ناخودآگاه راه‌شان به حرم و امام رضا (ع) نویسی باز می‌شود، همه‌شان حتما یک پوشه به نام «امام رضا(ع)» در رایانه‌شان دارند که روزی به مناسبتی برای امام رئوف نوشته باشند، همه خبرنگارهای مشهدی حواس‌شان به روزهای دهه کرامت و منتهی به ولادت آقا امام رضا(ع) هست، می‌دانند که اگر اتفاقی، برنامه‌ریزی شده و یا نشده برای نوشتن در ویژه‌نامه امام رضا (ع) از آن ها دعوت شود حتما خودش خواسته که آن‌ها بیایند و بنویسند. این حس همیشه با او همراه است حتی اگر برای مدتی از دیارش دور باشد، جای دیگری را برای زندگی و پیشرفت انتخاب کرده باشد، باز هم منتظر است تا به بهانه‌ای سری به پوشه امام رضایی‌اش بزند و خاطره‌ای تازه کند و برود سراغ نوشتن از کسی که خیلی وابسته‌اش است، از همان روز اول که تولدش را کنار گنبد حرم امام رضا (ع) ثبت کرده‌اند و قرار شد خبرنگار شود و ثبت کننده اتفاقات باشد تا همین روزها که راه میان خانه و دفتر تحریریه و محل گزارش و مصاحبه و خبر را می‌رود و می‌آید، همه‌اش به یاد امام رئوف گذشته است و امیدواریم که بگذرد. امیدواریم که در روزهای مختلف سال، روزهای زیارتی امام رضا(ع)، روز میلاد امام رضا(ع) یا روز شهادتشان، روز تولد فرزندشان یا شهادت پدر بزرگوارشان، روز تولد خواهرشان یا هر مناسبتی که ارتباطش با ایشان بیشتر باشد، دکمه‌های کیبورد را با نوشتن اسم امام رئوف‌مان به حرکت در بیاوریم و حتما در تیترمان اسم مبارک‌شان چشم‌ها را روشن کند.

اهالی قلم مشهدی، در حرم امام رضا (ع) نوشتن را شروع می‌کنند، شنونده اولین مطالب‌شان امام رضاست و بارها و بارها برای امام مهربان‌شان می‌نویسند... به امید روزی که... به امید روز آخر که خود او، غلط‌های عمرنوشت‌شان را لاک بگیرد. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧