اندر حکایت ابن جیم و تحولات جمهوری آذربایجان
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و تحولات جمهوری آذربایجان

نویسنده : ایمان فروزان نیا - مهدیه جوادی- فرانک باباپور

روزی مریدان خدمت ابوجارچی ابن جیم خراسانی رسیدند و گفتند: «چه خبر؟» ابن جیم فرمود مگر من کانال شبکه تلگرام هستم که از من خبر می‌جویید؟ و مریدان چون این بشنیدند جملگی گوشی‌های هوشمند به درآوردند و در کانال‌ها بگشتند و خبرها خواندند و نعره‌ها زدند. استادنا فرمود: «چه خبره»؟ مریدان خواستند مثل ابن جیم جواب سربالا بدهند و بگویند مگر ما کانال تلگرام هستیم؟ ولی چون خوب به لباس ابن جیم نگریستند دسته چماقی را در زیر آن نمایان دیدند و دانستند که جواب سربالا، مساوی کتلت شدن است. پس با احترام گفتند: ای استاد، رئیس‌جمهور کشورمان پس ازدیدار با رئیس‌جمهور آذربایجان از پروژه مشترک ایران و آذربایجان برای تولید ۱۰ هزار خودرو در سال خبر داد.

ابن جیم چون این سخن شنید فی‌الفور گفت: جملگی کوله بار سفر ببندید تا به آذربایجان برویم.

مریدان گفتند یا خفن! از چه سبب؟ ابن جیم گفت: از برای فروش خرما و حلوا و سنگ قبر و گریه کن. بالاخره نمی‌شود که میت روی زمین بماند، 10 هزار خودروی ایرانی در جاده یعنی دست کم 20 هزار کشته.

پس مریدان با شنیدن این حکمت نعره‌ها زدند و جامه‌ها دریدند و دوان دوان به سمت آذربایجان رفتند و سودها کردند و شغل‌ها یافتند. و این بود از کرامات پروژه تولید 10 هزار خودرو برای آذربایجان.

نظرات کاربران
کد امنیتی