وقتی از شوخی  و کنایه حرف می‌زنیم!
روانشناسی خودمانی

وقتی از شوخی و کنایه حرف می‌زنیم!

نویسنده : زهیر قدسی

هفته پیش از احسان گفتیم. توضیح دادیم که او چقدر برای حفظ روابطش با دیگران سرمایه‌گذاری می‌کند. تا چه اندازه برای نگهداری هر کدام از دوستانش در تلاش است. با این‌که دیگران از او مهربانی و محبت بسیاری می‌بینند، شاید به همین نسبت احسان حامل #خشم‌های پنهانی است که از دیگران در دل دارد. او در مهربانی و محبتی که به دیگران دارد، نانوشته و غیررسمی توقعاتی هم از ایشان دارد. ممکن است حق با او نباشد اما وقتی او روز تولد مصطفی را به خاطر دارد و این روز را با هدیه‌ای برای دوستش با شیرینی و غافلگیری همراه می‌کند، یا برای محسن که تازه ازدواج کرده و دچار مشکلات مالی شده به دنبال وام قرض‌الحسنه است، شاید درک توقع او از آن‌ها برای به خاطر سپردن روز تولدش از سوی مصطفی یا پیگیری مشکل بیمه خودرو محسن، خیلی هم دشوار نباشد!

با این‌حال او تا چه اندازه می‌تواند به توقعاتش از دیگران رسمیت بدهد؟! چگونه ممکن است به روی مصطفی بیاورد که طی سه سالی که از دوستی‌شان می‌گذرد مصطفی حتی یک‌بار هم روز تولدش را به خاطر نسپرده، در حالی‌که احسان هر سال برای روز تولدش برنامه‌ریزی کرده است؟ چگونه پیگیری‌هایی که برای حل مشکل مالی محسن داشته را فراموش کند وقتی که محسن حاضر نشده از صاحب‌کارش مرخصی بگیرد و دنبال حل مشکل بیمه او باشد؟ او نمی‌تواند این‌ها را فراموش کند اما با صراحت صحبت کردن با دوستانش را دور از کرامت و شخصیت‌اش می‌داند. وقتی در چنین مواردی او از دیگران می‌رنجد، نمی‌تواند توقع خودش را در دوستی با آن‌ها بیان کند. در چنین مواردی چه رخ می‌دهد؟!

می‌توان نام این اتفاق معمولا ناخودآگاه را #سرکوب گذاشت! او حتی تلاش می‌کند این خواسته‌ها را از خودش هم مخفی کند، چرا که به نظر او ارزش دوستی به این است که مهربانی و محبت بدون توقع باشد. این خشم‌ها و سرخوردگی‌های سرکوب شده باید مسیری برای بروز خود پیدا کنند. شاید باورتان نشود اما احسان این خشم و سرخوردگی را در #شوخی کردن با دوستانش مرهم می‌گذارد. شوخ‌طبعی و حاضرجوابی او گرچه برای اطرافیان جذاب و شیرین است اما گاهی این شوخی‌ها به #کنایه نزدیک می‌شود. در واقع کنایه همان شوخی است که ردپای خشم در آن آشکارتر است. اگر خشم و رنجیدگی را به مثابه یک گاو در نظر بگیریم، احسان گمان می‌کند با ساییدن یا بریدن این شاخ‌ها خطر و آسیبی در کمین اطرافیانش نیست، اما او از دورخیز و ضربه محکم سر این گاو غافل است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
کافه جهان نما

دهلی نو شهر سکانس های بی پایان

٩٥/١١/٢٨
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١١/٢٨

نفس های آخر

٩٥/١١/٢٨
شگرد خفن

چگونه از دست اینترنت اکسپلورر خلاص شویم

٩٥/١١/٢٨
شاخ هفته

پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش

٩٥/١١/٢٨
تلگجیم

تلگجیم 475

٩٥/١١/٢٨
درباره شخصیت‌های فیلم‌های ماجرای نیمروز، سیانور و امکان مینا و تصویری که از سازمان منافقین برای ما می‌

ماجرای منافقین

٩٥/١١/٢٨
جاکتابی

مردی که گورش گم شد

٩٥/١١/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 475

٩٥/١١/٢٨
چند روایت برای این‌که روزهای قبل از عیدمان متفاوت شود

عید نوروز را از اسفند شروع کنیم

٩٥/١١/٢٨
آنتن

ظرفیت پشت یخچال تکمیل است

٩٥/١١/٢٨
مینیمال

کی عروسی گرفتن از مد می افتد؟

٩٥/١١/٢٨
درباره برد شیرین آبی‌ها در دربی یکشنبه که به یک قهرمانی می‌ارزید

تیم خوب منصوریان، تیم بد برانکو!

٩٥/١١/٢٨
مستند «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه»؛ روایتی پی پرده از گروهک تروریستی منافقین

قربانی ایدئولوژی پدر

٩٥/١١/٢٨
فتوچاپ

فتوچاپ 475

٩٥/١١/٢٨
چهره هفته

در چیستی اصولگرایی

٩٥/١١/٢٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و ناله های ایشان

٩٥/١١/٢٨
درباره انتخاب سرمربی تیم ملی والیبال و پایان کشمکش برای نیمکت

«ویچ» غیر کروات این بار برای والیبال

٩٥/١١/٢٨
نکاتی درباره زندگی ورزشی و شخصی مربی جدید تیم‌ملی والیبال ایران

کولاک کن کولاکوویچ!

٩٥/١١/٢٨
جارچی

جارچی 475

٩٥/١١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات