فیلمی به نام «دختر»!
نگاهی به فیلم «دختر» اثر رضا میرکریمی

فیلمی به نام «دختر»!

نویسنده : محیا فرجی

«دختر» آخرین ساخته رضا میرکریمی روایت رابطه پدری متعصب به نام احمد عزیزی با دختر جوانش، ستاره است. ستاره تصمیم دارد برای شرکت در جشن خداحافظی یکی از دوستانش که رهسپار کاناداست، از آبادان به تهران برود اما با مخالفت شدید پدر مواجه می‌شود. 

در ابتدای فیلم با نمایی از یک کافی‌شاپ که ستاره و هم‌کلاسی‌هایش در آن مشغول گفت‌وگو هستند وارد فضای داستان می‌شویم و پس از فلاش‌بکی به گذشته دوباره به همین کافی‌شاپ و بحث داغ میان دخترها برمی‌گردیم. در این دو سکانس، میرکریمی الگوی یک «دختر خوب» از دیدگاه خودش را ارائه می‌کند. یکی از دوستانِ ستاره در شرف ازدواج با پسر محله قدیمی‌شان است البته با همان شیوه سنتیِ پسندیده شدن عروس در مجلسی زنانه توسط مادر داماد. دوستِ دیگر، دختری است با بازی دختر واقعی میرکریمی که خیلی زودتر از بقیه ازدواج کرده و به سیگاری که یکی از دختران از کیفش درمی‌آورد واکنش منفی نشان می‌دهد. نفر سوم گروه معتقد است که «نسل قدیمی‌ها همیشه یک جایی به دردِ آدم می‌خورند». نفر بعدی، پونه میزبان جشن خداحافظی است که بورسیه کانادا گرفته و به زودی از کشور خارج می‌شود اما با همراهی مادرش! و همین هنگام خداحافظی با ستاره در فرودگاه تهران در مقابل شیطنت یکی از دختران با لحن شماتت‌باری می‌گوید «بسه دیگه! تا کی می‌خوای ازین جلف بازیا دربیاری». «دختر» قرار است همان‌طور که از نامش پیداست روایتگر دغدغه‌ها و مسائل دختران باشد. اما فیلم نمی‌تواند از نگاه فیلمساز رها شود. نکته جالب دیگر حضور نداشتن فردی از جنس مخالف به عنوان همکلاسی یا آشنا در مراسم خداحافظی پونه است. مهمانی در کافی‌شاپ به شکل کاملا دخترانه برگزار می‌شود و با بزرگترین شیطنت دخترها یعنی ویراژ دادن در اتوبان و بلند کردن صدای موسیقی به پایان می‌رسد. دیدگاه کارگردان در نمایش رابطه احمد عزیزی با خواهرش، فرزانه، جلوه بیش‌تری می‌یابد. فرزانه که گویا قرار است نماد دختر طغیانگر خانواده در نسل قبل باشد زندگی غم‌انگیزی را تجربه می‌کند. او که به دلیل اختلاف با برادرش 10 سال قبل از آبادان به تهران نقل مکان کرده اکنون با مشکلات فراوانی دست‌ به گریبان است. وضعیت مالی درستی ندارد و چکش برگشت خورده، زندگی مشترکش در آستانه جدایی است، سقف خانه‌اش در حال ریزش است و دودکش منزلش هم خراب است. عمه یک بار در گذشته روی حرفِ برادر حرف زده و سال‌هاست در حال پس دادن تاوان است وگرنه به جز آن، او هم کاملا در قالب «خواهرِ خوب» مورد تائید میرکریمی می‌گنجد. در واقع عمه الگوی ستاره نیست بلکه آینه عبرتی است که دختر می‌تواند آخر و عاقبت طغیان را در او ببیند. اصولا رضا میرکریمی و احمد عزیزی یک نفرند، یک تفکرند، یک نگاه‌اند. زنان فیلم حتی سمت تابوشکنی هم نمی‌روند، رفتار خارج از قاعده یا صدای اعتراض ندارند. ستاره صدا و دستش در مقابل پدر می‌لرزد و فرزانه هم پس از چند فریاد در مقابل بی‌مهری‌های برادر به شدت از رفتارش پشیمان شده و خود را سرزنش می‌کند که چرا با برادر بد حرف زده است. میرکریمی که در آثارش داعیه حمایت از نهاد خانواده را دارد عموما خانواده‌ای را به نمایش می‌گذارد که عشق و حمایت در آن مشروط به باقی ماندن در چارچوبی خاص است. اما ای کاش یک بار هم در پایان فیلم‌هایش خانواده‌ای با عشق بدون قید و شرط را پیشنهاد می‌کرد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
مینیمال

جورج کلونی وجودم را بیدار کنید

٩٦/١١/٢٦
چهره هفته

ذکر مولانا رضا رشیدپور

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

لطفا مرا پرزنت نکنید

٩٦/١١/٢٦
درباره ماجرای روی اعصاب مجری‌های تکراری افتتاحیه و اختتامیه جشنواره‌های مختلف یا بهتر بگوییم «بین مجری

اجراهای‌کوچک زنگ‌زده

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

شهیدی‌فرد مرد متین و پرتکرار یک دهه گذشته جشنواره فیلم فجر

٩٦/١١/٢٦
درباره بازیگرانی که در حوزه اجرا هم دستی بر آتش دارند

مایل به مجری

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

یک خانم بی اعصاب شگفت انگیز

٩٦/١١/٢٦
شاخ هفته

برای مهم‌ترین آدمِ زندگی‌ام

٩٦/١١/٢٦
تلگجیم

تلگجیم 525

٩٦/١١/٢٦
شگرد

هنگام خواب با گوشی چه کنیم؟

٩٦/١١/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و دلخوری

٩٦/١١/٢٦
کوتاه درباره مهم‌ترین فیلم‌های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

متفاوت و پرسروصـــدا مـثل فـجـر 96

٩٦/١١/٢٦
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

کادوی استاد

٩٦/١١/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 525

٩٦/١١/٢٦
مینی

مینی 525

٩٦/١١/٢٦
پایان نامه

ادابازی درمانی!

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

من هم معترضم

٩٦/١١/٢٦
دات کام

از opera غافل نشوید

٩٦/١١/٢٦
واکاوی یک دلیل ساده برای حسرت 16 ساله قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا

نبرد نابرابر

٩٦/١١/٢٦
جانونی

هشدار! مبتلایان به ناراحتی قلبی این متن را نخوانند...

٩٦/١١/٢٦