دنياي کارتون‌هاي جديد
مروري بر تعدادي از برترين انيميشن‌هاي دو سال اخير

دنياي کارتون‌هاي جديد

نویسنده :

سال‌هاي 2009 و 2010 را قطعا مي‌توان سال‌هاي پرباري براي سينماي انيميشن دانست، سال‌هايي که تعدادي از محبوب‌ترين شخصيت‌هاي انيميشني مانند «شرک» و شخصيت‌هاي «داستان اسباب‌بازي» دوباره به پرده نقره‌اي برگشتند و داستان‌هاي جذاب ديگري خلق شدند که در ادامه اين مطلب به‌مرور دوباره اين تصاوير متحرک دوست‌داشتني که در دو سال اخير ما را سرگرم کرده‌اند مي‌پردازيم. ممکن است شما تعدادي يا شايد تمام اين آثار ارزشمند را يک بار ديده باشيد ولي در اين مطلب سعي شده تا دوستان ديگري را که به‌علت بالارفتن سن‌شان علاقه‌اي به تماشاي انيميشن ندارند را ترغيب به ورود به اين جهان بکنيم. ضمنا صرفا به‌دليل علاقه شخصي به کارهاي نابغه ژاپني، «هايائو ميازاکي» اين فهرست را با آخرين ساخته او آغاز مي‌کنيم. در کنار نام هر انيميشن، امتيازي که به آن در سايت «IMDB» از 10 داده شده را هم آورده‌ايم.

ابري با احتمال *
انيميشن سه‌بعدي «ابري با احتمال بارش کوفته قلقلي» اولين فيلم بلند کارگردانان «لورد» و «ميلر» است که از عالم تلويزيون و با سريال «چگونه مادرتان را ملاقات کردم» به‌شهرت رسيدند. داستان جذاب و خارق‌العاده اين انيميشن درباره زندگي يک مخترع بيچاره است که علي‌رغم نبوغ بسيار، تمام اختراعاتش هميشه داراي معايب فراوان و دردسرسازي بوده‌اند که همين موضوع سبب فراموش شدن آن‌ها شده است. او در جزيره‌اي زندگي مي‌کند که تنها هنر مردمش صيد و فروش ماهي ساردين بوده و هست و حالا که سال‌هاست اين بازار کساد شده، وضع جزيره رو به وخامت گذاشته است تا اين‌که او موفق به اختراعي مي‌شود که مي‌تواند ابرها را وادار به باريدن غذا بکند؛ اما اين تازه آغاز دردسرهاست.

بار عاطفي و طنز داستان «ابري با احتمال...» در کنار اکشن جالب توجهي که در دل داستان گنجانده شده است در جذب تماشاگران از تمام سنين موفق عمل کرده است و اين داستان دهه هشتادي کتاب‌هاي مصور کودکان را به يکي از پرفروش‌ترين انيميشن‌هاي زمان خود تبديل کرده است.

---------------------------------------

‌* ابري با احتمال بارش کوفته قلقلي

سرود کريسمس
وقتي نام «رابرت زمه‌کيس» به‌عنوان کارگردان يک اثر مطرح مي‌شود، آن اثر حتما جاي تامل و توجه دارد، «زمه‌کيس» از آن دسته کارگرداناني است که از گذشته تا امروز در هر دو زمينه فيلم (با آثاري مانند «فارست گامپ» و «دورافتاده») و انيميشن (با آثاري مانند «چه کسي براي راجر ربيت پاپوش دوخت» و «قطار سريع‌السير قطبي») ، فوق‌العاده موفق عمل کرده است و حالا او به روش خودش و براي چندمين بار، شخصيت «اسکروچ» را به پرده سينماها کشانده است. داستان نقل‌شده توسط «زمه‌کيس» کاملا به داستان نوشته شده توسط «چارلز ديکنز» که در سال 1843 منتشر شد وفادار مانده است؛ «اسکروچ» خسيس و شيطان‌صفت در ملاقات با روح شريک ديرينش درمي‌يابد که اگر به‌زودي به انساني شريف و خيرخواه تبديل نشود به‌زودي خواهد مرد و ادامه داستان (که احتمالا همه تا آخرش را مي‌دانند).

پونيو
ميازاکي، استاد 68 ساله انيميشن‌هاي ژاپني (که ما او را از «شهر اشباح» مي‌شناسيم) را، عده‌اي «والت ديسني» زمان مي‌دانند. مردي که هنوز اعتقاد دارد بايد انيميشن را با دست و بدون کمک گرفتن از جلوه‌هاي رايانه‌اي بسازد، او که وظيفه طراحي، کارگرداني و داستان‌پردازي تمام آثارش را خود به عهده دارد، در اوج مهارت، همه اين امور را ضمن داشتن ظرافت‌هاي هنري و احساسي به‌نحو احسن انجام مي‌دهد.

انيميشن خيال‌انگيز «پونيو» درباره زندگي پسربچه 5 ساله‌اي (ساسوکه) است که همراه مادرش در خانه ساحلي‌شان زندگي مي‌کند؛ او روزي با يک ماهي کوچولوي قرمز رنگ (پونيو) آشنا مي‌شود که داراي سر و صورت انساني است؛ به‌تدريج دوستي عميقي بين آن‌ها شکل مي‌گيرد و به‌مرور زمان «پونيو» داراي دست‌ و پا شده و شکل و ‌شمايل انساني به ‌خود مي‌گيرد ولي معلوم مي‌شود که حضور او در روي زمين باعث به‌هم خوردن تعادل زمين و دريا خواهد شد و سيلي ويرانگر زمين را در بر خواهد گرفت...

«پونيو» انيميشني است که مي‌تواند به‌وسيله داستان زيبا و خيال‌انگيزش که با صحنه‌پردازي‌هاي رويايي «ميازاکي» همراه شده، کودکان خردسال و افراد بزرگسال را به‌يک اندازه راضي کند. به شما توصيه مي‌کنيم، فرصت غوطه‌ور شدن در عالم رويايي و کودکانه ميازاکي را از دست ندهيد.

بالا
يقينا از سال 2009 تا انتهاي جهان، هرجا که فهرستي از برترين انيميشن‌هاي جهان برقرار باشد، حتما خبري هم از انيميشن «UP» هست. انيميشني پرقدرت، که توانست مسئولان جشنواره سينمايي کن را قانع کند تا آن را به‌عنوان فيلم افتتاحيه جشنواره انتخاب کنند. يقينا اين اثر دوست‌داشتني و سرشار از رويا نياز به معرفي بيشتري ندارد، همان‌طور که وقتي در سال 2009 گمانه‌زني‌ها براي انتخاب اسکار برترين انيميشن سال آغاز شد، هيچ گزينه ديگري توان رقابت با «Up» را نداشت.

منتقدان اعتقاد داشتند که تماشاگر هر چيزي را که انتظار داشته باشد در «Up» پيدا خواهد کرد، روابط انساني، عشق، احساسات، ماجراجويي، اهميت روياها، احترام به افراد مسن، هيجان و اکشن، رنگ‌هاي زيبا و داستان جذاب. گمان مي‌کنم هرچه که درباره اين اثر بگوييم کم گفته‌ايم، پس نياز به حرف ديگري نيست.

شاهزاده و قورباغه
اين انيميشن دوست‌داشتني کمپاني «ديسني» از يک جنبه، کاملا منحصربه‌فرد است، «شاهزاده و قورباغه» در دوران حکومت رايانه‌ها بر جهان انيميشن، به‌صورت دست‌ساز ساخته شده است و مي‌توان آن را بازگشتي به دوران خاطره‌انگيز گذشته ناميد؛ البته بازگشتي کاملا غافلگيرکننده، جذاب و تماشايي.

در داستان «شاهزاده و قورباغه» که برداشت آزادي از داستان افسانه‌اي «برادران گريم» است با قصه‌اي معکوس روبه‌رو هستيم. در داستان برادران گريم وقتي که شاهزاده داستان، قورباغه‌اي را مي‌بوسد، قورباغه تبديل به شاهزاده‌اي جوان و زيبا مي‌شود ولي در اين داستان اين شاهزاده بخت‌برگشته است که تبديل به قورباغه مي‌شود و مجبور مي‌شود به‌جاي قصر در باتلاق زندگي کند.

در کارنامه کارگردانان باتجربه اين انيميشن، آثار پرآوازه‌اي مثل «علاء‌الدين»، «پري دريايي»، «سياره گنج» و «هرکولس» به چشم مي‌خورد که حکايت از همکاري چندين و چندساله آن‌ها با کمپاني «ديزني» دارد.

اسباب‌بازي 3
15 سال پيش بود که قسمت اول انيميشن موفق و پرفروش «داستان اسباب‌بازي» به‌عنوان اولين انيميشن 3‌بعدي و تمام‌رايانه‌اي تاريخ سينما به‌نمايش درآمد، 4 سال بعد نيز قسمت دوم موفقيت قسمت نخستين را تکرار کرد ولي کسي فکر نمي‌کرد که ساخت قسمت سوم آن به 11 سال بعد موکول بشود. درخوراشاره است که علي‌رغم تعويض کارگردان دو قسمت پيشين (جان لاسه‌تر) که در قسمت سوم تنها نقش نگارش فيلم‌نامه را بر عهده دارد و سپردن آن به «لي آنکريچ» که پيش از اين انيميشن موفق «در جست‌وجوي نمو» را در پرونده داشت، ذره‌اي از تب‌وتاب و قدرت اين قسمت کاسته نشده است.

در قسمت سوم «داستان اسباب‌بازي» اندي (صاحب اسباب‌بازي‌ها) نوجوان پانزده‌ساله‌اي شده که آماده رفتن به کالج است و قرار است با دوران کودکي و هچنين اسباب‌بازي‌هايش خداحافظي کند؛ او دو راه پيش رو دارد، اسباب‌بازي‌هايش را به انبار منتقل کند يا اين‌که آن‌ها را به يک مهدکودک ببخشد و در عين ناباوري اسباب‌بازي‌ها، اندي تصميم مي‌گيرد که راه دوم را انتخاب کند و فقط «وودي»، عروسک محبوبش را با خود به کالج ببرد. از اين‌جا به ‌بعد داستان روي اسباب‌بازي‌هاي بخت‌برگشته‌اي متمرکز مي‌شود که بايد درمقابل ده‌ها کودک خردسال شيطان‌صفت کودکستان مقاومت کنند.

داستان اسباب ‌بازي3 مجموعه کاملي از ژانرهاي کمدي، اکشن، درام، فرار از زندان و زد و خورد است که در قالب يک داستان بي‌نقص، مي‌تواند حتي سخت‌گيرترين تماشاگران را نيز راضي کند.

شرک *
سرنوشت مجموعه انيميشن‌هايي که پيرامون ماجراهاي عاشقانه «شرک» مي‌چرخيد متاسفانه عکس مجموعه «داستان اسباب‌بازي» بود، به‌طوري‌که اولين قسمت آن که در سال 2001 به‌نمايش درآمد دست‌کمي از يک شاهکار نداشت ولي قسمت‌هاي دوم، سوم به‌تدريج ضعيف‌و ضعيف‌تر شدند تا جايي‌که قسمت چهارم اين مجموعه حتي به‌گرد پاي قسمت‌هاي پيشين هم نرسيد. اما قسمت چهارم «شرک» از اين جهت داراي اهميت است که پاياني بر افسانه غول سبز دوست‌داشتني دهه اخير سينماي جهان است.

در قسمت چهارم داستان، با يک شرک افسرده روبه‌رو هستيم که اصلا علاقه‌اي به زندگي راحت فعلي‌اش ندارد و ياد و خاطره روزگاري که يک غول ترسناک بود و همه را به وحشت مي‌انداخت دلش را چنگ مي‌زند و روزي را آرزو مي‌کند که دوباره بتواند دوران هيولابودنش را حس کند؛ جادوگر بدذاتي قول مي‌دهد که در ازاي امضاي قراردادي اين آرزوي شرک را برآورده کند و شرک هم بدون توجه به بندهاي قرارداد آن را امضا مي‌کند و در دردسر بزرگي مي‌افتد که ادامه ماجرا را رقم مي‌زند.

آخرين مجموعه «شرک» علي‌رغم حس خاطره‌انگيزي که به تماشاگران قديمي‌اش منتقل مي‌کند در به‌تصوير کشيدن شرک دوست‌داشتني، دچار مشکل شده است و او را يک موجود افسرده و نچسب تجسم کرده است و همين موضوع سبب پس زدن تماشاگران هميشگي‌اش شده است.

--------------------------------------

‌* شرک از اين به‌بعد براي هميشه

چگونه اژدهاي *
پيش از توضيح درباره اين انيميشن بايد بگوييم که موفقيت آن سبب شد تا ساخت قسمت دوم آن براي نمايش در سال 2013 در دستور کار مسئولان کمپاني «دريم ورکز» قرار بگيرد و هم‌اکنون بازي رايانه‌اي آن نيز موفقيت نسخه انيميشني آن را تجربه مي‌کند.

«چگونه اژدهاي خود را تعليم بدهيد» حکايتي از دوران نوجواني است، دوراني که همه ما آن را طي کرده‌ايم و بامشکلات و مزايايش آشنا هستيم؛ داستان انيميشن «چگونه اژدهاي...» نيز بر همين اساس استوار است، با اين تفاوت که قهرمان نوجوان قصه ما به‌نام «هيکاپ هورندوس هادوک سوم» در دوران وايکينگ‌ها به‌سر مي‌برد و در ميان مردمي زندگي مي‌کند که او علي‌رغم سن کمش از آن‌ها باهوش‌تر است. ساکنين دهکده وي از قديم‌الايام در يک جنگ هميشگي با اژدهاهاي (واقعا چه‌طور کلمه اژدها را جمع ببنديم؟!) بدذاتي هستند که از دهانشان آتش بيرون مي‌آيد و در اين گيرودار قهرمان داستان ما تصميم مي‌گيرد که خودي نشان بدهد و به‌جنگ اژدها برود ولي بچه‌اژدهاي مقابل او فقط زخمي مي‌شود و همين اتفاق سبب شکل‌گيري يک دوستي عميق ميان «هادوک» و «اژدها» مي‌شود.

«چگونه اژدهاي...» سرشار از صحنه‌هاي هيجان‌انگيز نبرد با اژدهاست که درواقع اکثر بار هيجان فيلم را به‌دوش مي‌کشند با اين حال صحنه‌هاي کمدي و عاطفي فيلم در کنار صحنه‌هاي هيجان‌انگيز، انيميشن «چگونه اژدهاي...» را به اثري سرگرم‌کننده و خوش‌ساخت تبديل کرده که به ديدنش مي‌ارزد.

------------------------------

‌* چگونه اژدهاي خود را تعليم بدهيد

من نفرت‌انگيز
زياد به نام فيلم توجه نکنيد، در انيميشن «من نفرت‌انگيز» قرار است با يک داستان بانمک، هيجان‌انگيز و بااحساس طرف باشيم. داستاني که در آن يک ضدقهرمان به يک قهرمان تبديل مي‌شود و مهر و عاطفه چند کودک خردسال بامزه موتور جلوبرنده داستان مي‌شود.

«گرو» قهرمان داستان «من نفرت‌انگيز» تنها يک آرزو دارد و آن اين است که عنوان بدترين انسان جهان را از آن خود بکند. او که دزديدن مجسمه آزادي کوچک لاس‌وگاس را در پرونده دارد در مواجهه با يک شخصيت شيطان‌صفت ديگر به‌نام «وکتور» که پيش از اين اهرام مصر را دزديده بود احساس شکست مي‌کند و تصميم مي‌گيرد با دزديدن کره ماه توسط يک دستگاه توليدکننده اشعه کوچک‌کننده جايگاه خود را به‌دست بياورد اما «وکتور» دستگاه کوچک‌کننده او را مي‌دزدد و «گرو» مجبور مي‌شود با به‌فرزندي قبول کردن سه کودک بي‌سرپرست، از آن‌ها به‌عنوان نيروي کمکي در بازپس‌گيري دستگاه مسروقه استفاده کند و تازه اين آغاز ماجراست؛ قلب سياه «گرو» پس از مدتي وقت‌گذراني با اين 3 کودک معصوم نرم شده و نسبت به آن‌ها حس پدرانه پيدا مي‌کند و...

همان‌طور که از خلاصه داستان انتظار مي‌رود، هسته اصلي قصه در خدمت برقراري ارتباط بين شخصيت‌هايي قرار مي‌گيرد که شوخي‌ها، عواطف و احساسات آن‌ها موضوع اصلي فيلم قرار مي‌گيرد و بيننده علاقه‌مند را جذب خود مي‌کند. بنا بر نظر بسياري از منتقدين «من نفرت‌انگيز» مي‌تواند شانس نامزدي اسکار بهترين انيميشن اين دوره را داشته باشد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨