انيميشن سازي در 3 سوت
يک انيميشن چگونه ساخته مي‌شود؟

انيميشن سازي در 3 سوت

نویسنده :

تصاويري که روي کاغذهاي دفترمان مي‌کشيديم و با ورق زدن متحرک مي‌شدند، همان متحرک‌سازي‌هاي اوليه‌اي‌اند که بعدها محصولات «والت ديزني» به آن‌ها مفهومي صنعتي داد و ژاپني‌ها هم از اين صنعت چنان استفاده کردند که امروزه بيشترين حجم صادراتشان را تشکيل مي‌دهد. با ظهور «داستان اسباب‌بازي» در سال 1995 که انيميشني تمام کامپيوتري بود آکادمي هنرهاي زيباي آمريکا نتوانست چشمش را روي اين حقيقت نو پاي سينما ببندد و اسکاري افتخاري را به اين فيلم اختصاص داد و از سال 2000 بخش جديدي به نام «بهترين انيميشن سال» را هم به جوايز خود اضافه کرد.

معناي انيميشن
اساسا انيميشن يعني پويا نمايي! البته منظورم صرفا معادل فارسي آن نيست. بلکه به معناي واقعي کلمه، جان‌بخشي و زنده‌نمايي چيزهايي که جان ندارند و زنده نيستند مي‌شود انيميشن. پويا و متحرک نشان دادن چيزي که خودش پويا و متحرک نيست. و اين معنا، يعني انتقال خصوصيات موجود زنده به غير زنده. و قطعا خصوصيت موجود زنده فقط حرکت کردن نيست. خيلي فراتر از اين‌هاست. فکر کردن، احساساتي شدن، به هيجان در آمدن و عکس‌العمل نشان دادن. و البته نقطه اوج اين زنده نمايي، انسان نمايي است. يعني موجود غير زنده نه فقط زنده به نظر برسد بلکه از خودش خصوصيات انساني هم بروز بدهد. غصه بخورد، شاد بشود، به خشم بيايد و يا مثلا ترديد کند! هواپيمايي را تصور کنيد که گوشه آشيانه نشسته و دلش براي پرواز تنگ شده و احيانا بغض کرده است. خب همه اش همين است، حالا شما يک انيماتور هستيد! به اين ترتيب انيميشن يک معناي عام پيدا مي‌کند و يک معناي خاص. از يک طرف متحرک‌سازي است؛ پس به هر وسيله و ترتيبي که چيز بي‌جاني را (حالا مي‌تواند يک جسم باشد يا يک طراحي روي کاغذ) متحرک نشان بدهيم و در ذهن مخاطب تداعي حرکت بکنيم مي‌شود انيميشن. به اين ترتيب، تکنيک‌هاي انيميشن پيدا مي‌شوند که در واقع بي شمارند و در دسته و گروه و تعريف نمي‌گنجند. هرچند بعضي را که شناخته شده‌تر و معمول‌ترند مي‌توان به اشکالي دسته بندي کرد. اما معناي خاص آن، مستلزم توجه به اين نکته است که انيميشن، هر نوع متحرک‌سازي نيست! انيميشن‌، جان‌بخشي است و اين يعني انتقال خصوصيات جان‌دار به بي‌جان که هرچه بهتر و موثرتر اتفاق بيفتد انيميشن ما بيشتر انيميشن است. (آن‌قدر گفتيم انيميشن، دهنمان شکل انيميشن شد!...) و از همين‌جاست که تفاوت ميان کار خوب و بد پيدا مي‌شود. پيشنهاد مي‌کنم براي نمونه، يک بار ديگر «وال.اي» يا مثلا «ماشين‌ها» را با اين ديدگاه ملاحظه بفرماييد، خيلي چيزها دستگيرتان مي‌شود.

مراحل ساخت يک انيميشن به شکل خيلي خلاصه!
ايده اوليه: اول بايد يک ايده، داستانک، جوک... خلاصه يک چيزي به نظر يک نفر برسد که احساس کند بر اساس آن مي‌تواند يک انيميشن بسازد.

فيلم‌نامه: بايد بدانيم که ميان يک قصه و فيلم‌نامه آن تفاوت زيادي است. فيلم‌نامه در واقع نحوه تعريف کردن يک قصه را تعيين مي‌کند. در فيلم‌نامه، خيلي چيزها معلوم مي‌شود. تعداد کاراکترها و شخصيت هر کدام، تعداد و نوع فضاها، حوادث ريز و درشت و نحوه نمايش آن‌ها و...

فيلم‌نامه مصور: براي آن‌که کليت داستان و نحوه برخورد کارگردان با آن، براي عوامل هم معلوم شود و ضمنا خود کارگردان هم فرصت پيدا کند راجع به خيلي چيزها تصميم بگيرد، کل داستان را چندين نقاش و هنرمند با سبک‌هاي مختلف و مخصوص به خودشان تصوير سازي مي‌کنند.

استوري بورد: با توجه به اين‌که در فيلم‌هاي انيميشني، بازيگر و فضا و نور و ابر و بادي در دنياي واقعي وجود ندارد تا کارگردان با حضور سر صحنه و پشت دوربين براي نحوه کادربندي و تصويربرداري‌اش تصميم بگيرد، کل فيلم‌نامه، ابتدا به تعدادي «سکانس» و هر سکانس به تعداد لازم «پلان» (شات) تقسيم و اتفاقات هر پلان هم به طور تصويري از پيش تعيين مي‌شود.

طراحي شخصيت و فضا: باز هم همان‌طور که معلوم است براي فيلم انيميشن، بايد بازيگر و دکورش را خلق کرد و نمي‌توان با چند تلفن آن‌ها را به کار دعوت کرد يا مثلا لوکيشن را اجاره کرد! لذا معمولا اين کار هم‌زمان با مرحله استوري بورد و بر اساس مشخصات کاراکتر‌ها که در فيلم‌نامه آمده و گرافيکي که در مرحله تصويرسازي پيدا شده، انجام مي‌شود. از اين‌جا به بعد مرحله توليد آغاز مي‌شود. چه انيميشن ما سه‌بعدي باشد و چه دو بعدي، معمولا اولين مرحله، طراحي «لي اوت» است که در هر کدام از اين دو شيوه، به شکل خاص خودش انجام مي‌شود و به معناي تعيين جاي عناصر مختلف کادر نسبت به هم، در اول و آخر هر پلان، پيش از متحرک‌سازي است.

متحرک‌سازي: قسمت اعظم کار اجرايي در بخش توليد است و طبيعتا بسته به نوع تکنيک، شيوه انجام آن هم متفاوت است. اساسا در تعريف يک حرکت يا اکشن، آن را به دو بخش فيگورهاي اصلي و فيگورهاي مياني تقسيم مي‌کنند. در انيميشن‌هاي دوبعدي، معمولا فيگورهاي اصلي يا کليد، به وسيله يک گروه و فريم‌هاي مياني آن‌ها به وسيله گروه ديگري تصوير مي‌شود. اين طراحي‌ها پس از تميز کاري و اجرا روي طلق يا اسکن کامپيوتري، به طور دستي يا در محيط نرم افزار، رنگ آميزي و پشت سر هم چيده يا تصوير برداري مي‌شوند تا حرکت‌هاي نهايي ساخته شود.

صداگذاري: آخرين مرحله از بخش توليد، عبارت است از صدا گذاري و افکت، دوبله و ميکس موسيقي‌هاي مربوط به سکانس. درخوراشاره است در خيلي از فيلم‌هاي پر فروش که هزينه بيشتري هم دارند، دوبله فيلم يک بار پيش از ورود به مرحله توليد انجام و حرکت لب کاراکترها بر اساس آن تنظيم مي‌شود.

پس توليد: بعد از پايان مراحل توليد، مرحله «پس توليد» يا به قول فرنگي‌ها، «پست پروداکشن» است که شامل تبليغات و بازار‌يابي و اين جور سوسول بازي‌هاست.

قالب‌هاي مختلف انيميشن
انيميشن در کل به سه نوع «دوبعدي»، «سه بعدي»، و «تلفيقي تقسيم» مي‌شود. خانم جواهريان در کتابش بخش چهارمي را هم آورده تحت عنوان «انيميشن کامپيوتري»، اما واقعيت آن است که مدتي است کامپيوتر به عنوان يک ابزار، در همه آن بخش‌هاي قبلي وارد شده و ديگر يک دسته‌بندي جداگانه به حساب نمي‌آيد. به جايش مي‌توانيم هرکدام از سه نوع را به دو صورت کامپيوتري و غير کامپيوتري تقسيم کنيم. از انواع تکنيک‌هاي توليد انيميشن‌هاي دو بعدي، روش‌هاي:

انيميشن روي طلق Cell animation

در اين روش طراحي‌ها روي طلق انجام و رنگ‌آميزي مي‌شود و بعد با قرار دادن روي تصوير زمينه يا همان بک‌گراند از آن‌ها عکس گرفته مي‌شود... از اين دست انيميشن، همه در کودکي‌مان زياد ديده‌ايم، از شاهکارهاي کلاسيک ديزني تا پسر شجاع و با خانمان و غيره همگي در اين دسته قرار مي‌گيرند.

انيميشن کات اوت Cut Out

در آن کاراکترها در قطعات مشخصي روي کاغذ يا هر چيز ديگري، طراحي و بريده مي‌شوند و با حرکت دادن اين قطعات نسبت به هم و عکس‌برداري از آن‌ها، حس حرکت در مخاطب ايجاد مي‌شود.

انيميشن روي کاغذ Paper

مثل همان کاري که خيلي‌ها گوشه کتاب و دفترشان انجام مي‌دهند، شخصيت‌ها و تصاوير زمينه‌شان در هر فريم با هم روي يک کاغذ طراحي و عکس‌برداري مي‌شوند که در نتيجه يک جور لغزش و رواني در تصاويرش پيدا مي‌شود و بيشتر خوراک کارهاي جشنواره‌اي است.

اين سه نوع انيميشن از همه معمول‌تر و شناخته‌شده‌ترند. اما تکنيک‌هاي ديگر مثل خراش دادن فيلم، نقاشي روي شيشه، استفاده از ماسه، پيکسليشن، فوتوانيميشن و... خيلي کارهاي ديگر هم هستند که بيشتر استفاده‌هاي جشنواره‌اي و خيلي هنري دارند و کمتر معمول‌اند.

اما وقتي صحبت از انيميشن سه‌بعدي مي‌شود، خيلي‌ها همين کارهاي کامپيوتري را مثل «سياساکتي» يا «شرک» در نظر مي‌آورند. اما اين فقط يکي از انواع انيميشن سه‌بعدي است. به بيان بهتر اين کارها يک‌جور سه‌بعدي مجازي است. انيميشن سه‌بعدي در واقع شامل آن دسته از پويا نمايي مي‌شود که موضوع متحرک‌سازي‌اش يک جسم يا شي سه‌بعدي و داراي جرم و حجم باشد. حالا اين شي مي‌تواند يک لوبيا باشد يا يک مدل از يک اتومبيل يا يک عروسک. از اين منظر انواع انيميشن سه‌بعدي که بعضا به آن عروسکي هم گفته مي‌شود (و البته با نمايش عروسکي که اساسا جزو انيميشن به حساب نمي‌آيد فرق دارد). بسته به نوع ساخت عروسک‌ها و متحرک‌سازي آن‌ها دسته‌بندي مي‌شود. يک تکنيک بسيار معمول در انيميشن‌هاي عروسکي، شيوه «استاپ موشن» Stop Motion است که در آن عروسک‌هايي را با آرماتور داخلي و مفصل بندي مي‌سازند و بعد آن‌ها را جزء به جزء حرکت مي‌دهند و تصويربرداري مي‌کنند. نمونه‌هاي خوبش در ايران کارهاي آقاي «عليمراد» است مثل فيلم «کوه جواهر». نمونه خارجي‌اش هم کارهاي «استوديو آردمن» انگلستان است مثل سري فيلم‌هاي «والاس و گروميت».

انيميشن تلفيقي هم که از اسمش پيداست يعني تکنيک‌هايي از انواع انيميشن سه‌بعدي و دوبعدي به حسب نياز فيلم با هم ترکيب بشوند. البته در سال‌هاي اخير عملا همه فيلم‌هاي انيميشن در اين دسته قرار مي‌گيرند. چه آن‌ها که به نظر دوبعدي مي‌رسند و چه آن‌هايي که سه‌بعدي تعريف شده‌اند. دليل آن هم ورود همه جانبه کامپيوتر به اين عرصه است. حالا در اکثر فيلم‌هاي مثلا دو بعدي، ابزار، مکان‌ها و حتي بعضي از شخصيت‌ها به صورت سه‌بعدي در فضاي مجازي ساخته و با انيميشن‌هاي دوبعدي شخصيت‌ها ترکيب مي‌شوند. در بسياري از فيلم‌هاي سه‌بعدي هم براي ساخت جنسيت يا مناظر شگفت‌انگيزي که در افق و تصاوير زمينه ديده مي‌شوند از طراحي‌هاي دوبعدي استفاده مي‌شود...

در نهايت خيلي از فيلم‌هاي زنده امروز هاليوود هم انيميشن به حساب مي‌آيند مثل سه‌گانه «ارباب حلقه‌ها» يا همين «آواتار» که جديدا ترکانده است. خيلي‌ها هم مي‌گويند ديگر مرز بين سينماي انيميشن و زنده برداشته شده و اين تقسيم‌بندي در حال کم‌رنگ شدن است. البته به اعتقاد بنده اين‌ها اين را براي دفاع از فيلم‌هاي زنده خودشان مي‌گويند تا جدي‌تر گرفته بشوند و موفقيت‌هايشان قاطي عالم انيميشن نشود وگرنه هرجور که حساب کنيد فيلمي که هنرپيشه نقش اصلي‌اش يک موجود آبي سه متري است و داستان آن، کلا در يک سياره خيالي با کوه‌هاي معلق در هوا و پرنده‌هاي 4 چشم مي‌گذرد، اگر انيميشن نباشد چه چيز ديگري است؟!

نظرات کاربران
کد امنیتی