ساکن طبقه برزخی وسط
معرفی اولین فیلم «شهاب حسینی» در مقام کارگردان

ساکن طبقه برزخی وسط

نویسنده :

«ساکن طبقه وسط» اولین فیلم شهاب حسینی در مقام یک کارگردان و با فیلمنامه‌نویسی هادی کریمی که «برف روی شیروانی داغ» و «غیر منتظره» را در مقام کارگردان و «آدمکش» و «شمعی در باد» را در مقام فیلمنامه نویس در کارنامه دارد، مدت‌ها بعد از اکران در سینما بالاخره چند وقتی است وارد شبکه نمایش خانگی شده! حتماً درباره این فیلم شنیده‌اید که شهاب حسینی رکورد بیشترین ایفای نقش در یک فیلم را با این فیلم در دنیا شکسته که این ادعا از اساس غلط است چون فقط گریم‌های شهاب حسینی تغییر می‌کند و به تقلید چند ثانیه‌ای از صدا یا رفتار یک آدم معروف نمی‌توان عنوان نقش را داد. این فیلم داستان یک نویسنده است که تعمداً تا آخر فیلم معلوم نمی‌شود نویسنده سینماست یا در حوزه نشر فعال است، این نویسنده به خاطر آن‌که فرزندی ندارد و بنا به درونیات خودش دوست دارد یک داستان استثنایی بنویسد تا نامش در این دنیا ماندگار شود و در جریان ایده‌پردازی برای این داستان تجربه‌های متفاوتی را از ذهن می‌گذراند و سفری ذهنی و فلسفی را تجربه می‌کند. از بزرگان سیاست و هنر، تا ستاره‌های دنیای مد و ورزش را در ذهنش مرور می‌کند. تهیه‌کننده سینما یا ناشری که قصد حمایت از او را دارد به او گوشزد می‌کند که اثرش با تاکید روی غرائز بشر پرفروش می‌شود اما نویسنده ترجیح می‌دهد با حضور در آگهی‌های تبلیغاتی درپیت چهره‌اش را بفروشد اما برای تامین معاش ذهنش را نفروشد. در این فیلم که رگه‌های طنز و فلسفی دارد کاربرد نمادگرایی واژه‌ها و موضوعات زیاد است. به طور مثال خانه شلوغ نویسنده نمادی از ذهنش است، خانه‌ای که در طبقه وسط آپارتمانی است که طبقه پائینش انگار نمادی از جهنم است. طبقه وسط می‌تواند هم نمادی از جایگاه برزخی آدم قبل از هبوط یا عروج باشد هم می‌تواند نمادی از طبقه اجتماعی و فرهنگی و حتی اقتصادی باشد. فیلم صحنه‌های نچسبی هم دارد، آدم‌هایی که سریع وارد داستان می‌شوند و خارج می‌شوند یا در سکانسی متوجه می‌شویم نویسنده عاشق مآب ما طی 5 سال گذشته هیچ اطلاعی از همسرش نداشته است. حرف‌های عمیق فلسفی، بازی‌های خوب و طنز خاص فیلم قربانی فیلمنامه غیرمسنجم و شلوغی شده‌اند که حوصله مخاطب را سر می‌برد. خلاصه «ساکن طبقه وسط» بین آثار این روزها شبکه نمایش خانگی اثر خوبی برای فکر کردن و بازی‌های ذهنی است البته اگر حوصله‌اش را داشته باشید.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠