وقتی در دوستی‌های‌مان باج می‌دهیم...
روانشناسی خودمانی

وقتی در دوستی‌های‌مان باج می‌دهیم...

نویسنده : زهیر قدسی

تمام روز که نه، تمام هفته را انتظار کشیده تا چهارشنبه ساعت6 برسد. چهارشنبه‌ای که کلاس موسیقی دارد. چهارشنبه‌ای که می‌تواند تلاش خستگی‌ناپذیر و استعداد ویژه‌اش را در نوازندگی ویولن به نمایش بگذارد و تایید و تحسین دیگران را بشنود. اما در میان این دیگران رضا از معدود دوستان واقعی پرهام محسوب می‌شود. البته تا دوست واقعی را چه بدانیم! با هم مشابهت‌هایی دارند. از جمله این‌که هر دو ویلن می‌نوازند و علایق مشترکی هم در موسیقی میان‌شان وجود داشت؛ اما نکته مهمی این میان بود: رضا واقعا آن‌قدر که پرهام میل دوست شدن به او را داشت، علاقه‌ای به رفاقت با پرهام نداشت. همین اندازه که پرهام را در روزهای چهارشنبه می‌دید برایش کافی بود. در حالی که اگر اتفاقی، رضا دعوت پرهام را برای رفتن به یک کافی‌شاپ می‌پذیرفت احتمالا شادی بی‌حسابی در وجود پرهام جاری می‌شد؛ اما پرهام واقعا چرا مایل بود این‌همه به او نزدیک شود؟! و چرا رضا تمایلی به این دوستی از خود نشان نمی‌داد؟!

پرهام خود را تنها احساس مي‌كرد. چرا كه ارزش‌هاي مخصوصي را كه در خود مي‌شناخت افراد محدودي درك مي‌كردند. در واقع ستون خودشيفتگي‌اش را توانمندي موسيقايي خود مي‌دانست. در اين ميان تعداد اندكي بودند كه به اين ستون توجهي نشان مي‌دادند و از سوي ديگر او هم تمام سرمايه رواني خود را هزينه افراد محدودي مي‌كرد. در واقع همان افرادی که از نظر او آدم‌های خاص بودند.

پرهام با انرژي زياد از موسيقي مي‌گفت. از چيزهايي كه فهميده يا قطعه‌هايي كه توانسته آن را بزند. در این میان هر از گاهی جسته و گريخته عقايدش را درباره جامعه و سياست نیز مي‌گفت و رضا نسبتا بي‌تفاوت به اين‌همه شوق و انرژي، بعد از شنیدن حرف‌های پرهام، حرف‌هاي خودش را مي‌زد. انگار كه هيچ نشنيده! انگار كه حرف‌هاي پرهام هيچ اهميتي براي او ندارد. پرهام دچار سه احساس هم‌زمان است؛ احساس خستگي و ياس و خشم. او تقريبا هر بار اين تجربه را تكرار مي‌كند با اين حال هر بار به اميد واهي كشتي اميد خود را به سوي ساحلي پر از صخره مي‌فرستد كه هر بار زخمي و شكسته در آن فرو می‌رود! پرهام از این همه صرف انرژی برای گرفتن تایید رضا و جلب توجه او خسته شده اما هر بار همین مسیر را تکرار می‌کند. چرا پرهام گمان مي‌كند بايد براي دوستي‌اش به رضا باج دهد و تنها اوست كه مي‌تواند دوست واقعي‌اش باشد؟! و از طرف دیگر چه چیزی رضا را وا می‌دارد که نسبت به پرهام توجه نشان ندهد؟! 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
حاشیه‌سازی و زرد بازی در برنامه‌های اینترنتی و فضای مجازی تا کجا؟!

زردهای اینترنتی!

٩٦/٠٥/٠٥

۳ برنامه موفق گفت‌وگو محور سال‌های نه چندان دور تلویزیون

٩٦/٠٥/٠٥

ما و یک مد جهانی!

٩٦/٠٥/٠٥
وقتی برنامه‌های گفت‌و‌گو محور زرد زرد زرد می‌شوند

مهمان داريم چه مهمانى!

٩٦/٠٥/٠٥
برگزیده سایت

توصیف چقدر نیاز است؟

٩٦/٠٥/٠٥
شاخ هفته

دنیایی با مادرهای کتاب خان

٩٦/٠٥/٠٥

خاله مردکی!

٩٦/٠٥/٠٥
چهره هفته

ژن خوب کی بودی تو؟

٩٦/٠٥/٠٥
چرا اولین فیلم سینمایی مهران مدیری، به رغم رکوردشکنی‌ها، انتظار مخاطب را برآورده نمی‌کند؟

خمیازه در 5 عصر

٩٦/٠٥/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 496

٩٦/٠٥/٠٥
کافه جهان نما

لبنان،سرزمین آواز و زیتون

٩٦/٠٥/٠٥
داستان انتخاب هنرمندانه و جسورانه دکتر احمد نادعلیان

دنیا ساختنی‌ ست با دست‌‌ و‌ دل خودت...

٩٦/٠٥/٠٥
آنتن

عذاب وجدان طنزنویسان!

٩٦/٠٥/٠٥
شگرد خفن

گوشیتونو درست شارژ کنید!

٩٦/٠٥/٠٥
فتوچاپ

فتوچاپ 496

٩٦/٠٥/٠٥
جارچی

جارچی 496

٩٦/٠٥/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و عمل سنگین

٩٦/٠٥/٠٥
دات کام

موزیک‌رایگان با کم‌ترین حجم ممکن

٩٦/٠٥/٠٥
مینیمال

ریال بالاخره رفت؟

٩٦/٠٥/٠٥
درباره تلویزیون‌های اینترنتی که این روزهــــا به صـورت رایگان قــابل دسترسی است

IP TV های ایرانی

٩٦/٠٥/٠٥
تبلیغات