کیارستمی حداقل سادیست نبود!
شاخ هفته

کیارستمی حداقل سادیست نبود!

نویسنده : m_bahari

کیارستمی  حداقل سادیست نبود!

صفحه اصلی-محرمانه مستقیم– یادداشت کاربران

تاريخ انتشار:16/04/95

 

کیارستمی خیلی آرام درگذشت، مثل فیلم های خودش، خیلی مستند و بدون کشمکش.

کیارستمی روشنفکر بود و فیلم روشنفکری هم ساخت و ادعای جذب مخاطب عام هم نداشت. وقتی بدنه مردم با یک هنرمند همذات پنداری نکنند و زاویه نگاهش را نپسندند، زندگیِ او برای مردم دراماتیک نمی‌شود، دنبال نمی‌شود. پس کیارستمی با مرگش بدنه مردم را ناراحت نکرد، و چه بهتر! روحیه کیارستمی این نبود که دنبال شود، کیارستمی فقط می‌خواست دنبال کند و بگردد و ببیند، بدون آنکه دیده شود. عینکِ دودیِ همیشگی‌اش را نقابی کرده بود تا شناخته نشود.

حالا هم کیارستمی را خیلی‌ها نمی‌شناسند. منطقا هم نباید او را بشناسند. خودِ کیارستمی هم نمی‌خواست بشناسندش. کدام فیلمش را مردم می‌توانند ده دقیقه ببینند؟ طعم گیلاس را؟ خانه دوست را؟ کلوز آپ را؟ ده را؟ هیچ کدام از این‌ها را مردم نه می‌توانند ببینند، نه اگر ببینند دوست خواهند داشت. این را کیارستمی می‌دانست. می‌دانست این فیلم‌ها برای مردم نیست. برای خواص است، برای کارگردان‌هاست. این فیلم‌ها اصغر فرهادی پرورش می‌دهد...

خوبیِ کیارستمی این بود که فیلم‌هایش را ساخت و رفت. پا پِی مردم و دولت نشد که إلّا و بلا باید فیلم‌هایم را نشان دهید. نه. کیارستمی برای ما تا بوده روی dvd بوده. اسم یک پوشه در گوشۀ هارد بوده. یادمان نمی‌آید سر درِ سینما را با اسم کیارستمی.

کیارستمی برای ما جایزه کن آورده است و اگر آن‌قدر با ما فاصله نداشت، نمی‌توانست جایزه بگیرد. این یک قانون است. جشنواره‌ها را روشنفکرها داوری می‌کنند و جایزه‌ها را روشنفکرها می‌دهند. باید هم مردم از این جشنواره‌ها سر در نیاورند، مخصوصا کَن.

کیارستمی، مثل مهرجویی حرفش را پس نگرفت. سبکش همان ماند که بود. مثل مهرجویی بعد از فیلم‌های روشنفکری، فیلم‌های بچه‌گانه و سخیف نساخت. حامد بهدادی نشد. مهناز افشاری نشد. فاصله‌اش را با سینمای بدنه حفظ کرد و به پر و پای مخاطب عام نپیچید. مردم را اذیت نکرد. روی مخشان نرفت. غیر رسمی ماند و غیر رسمی هم دیده شد و اثرش را هم بر همان‌ها که باید می‌داشت، داشت.

بیایید فکر کنیم که کیارستمی فیلمساز نبوده. باشد، اما اثر عمیقی روی سینمای ما داشته. احترامی که برای کیارستمی قائلیم، احترام برای یک کارگردان نیست. احترام برای یک استاد است که کارگردان می‌سازد. فرهادی، کاهانی، میرکریمی و اکثر کارگردان‌های امروز، از کیارستمی اثر پذیرفته‌اند، چه بپذیرند چه نپذیرند.

خیلی‌ها اثر کیارستمی بر سینما را اثری مخرّب می‌دانند. اما اصل اثرگذاری را نمی‌توان انکار کرد. کیارستمی بر سینما اثر گذاشت و متواضعانه هم اثر گذاشت، بی سر و صدا، آرام، ساکت، بدون آنکه تلاش مذبوحانه‌ای بکند. او خوب می‌دانست که فیلم‌هایش برای مردم نیست، و پایبند همین هم ماند. همین یک کار کافی است تا کیارستمی را بزرگ کند. اندازه نگه داشتن، پا در گلیم کشیدن و کار کردن. کیارستمی، سادیست نبود، فاشیست نبود. از مردم طلبکار نبود. در حاشیه نمایش‌شان داد و در حاشیه بزرگ بود، و در حاشیه هم جان باخت. آرام، مستند، طولانی، بدون کشمکش...

نظرات کاربران
کد امنیتی