قهوه تلخ براي درمان قلب يخي
نگاهي به پديده تازه سريال‌هاي شبکه ويدئويي

قهوه تلخ براي درمان قلب يخي

نویسنده :

اين روزها شبکه ويدئويي آن‌قدر بزرگ شده ‌است تا مرزهاي جديدي را پشت سر بگذارد. اگر ديروز اين شبکه حامي سينما بود، به تدريج رقيب سينما شد اما هيچ‌کس فکرش را هم نمي‌کرد که بتواند رقيب تلويزيون هم باشد. ماجراي پخش سريال در شبکه ويدئويي با ارائه سريال «گروگان» و مجموعه موفق «فرار از زندان» آغاز شد. حتي دو ويدئو رسانه، فصل اول سريال «لاست» را هم ترجمه و دوبلاژ کردند اما موفق به اخذ مجوز نشدند. خلاصه مدت کمي از پخش سريال «24» نگذشته بود که دو سريال ايراني هم از راه رسيدند. سريال‌هاي شبکه ويدئويي چند ويژگي دارند: امکان انتخاب زمان تماشا براي مخاطب در هر روز هفته و هر ساعت شبانه روز وجود دارد. برخي خط قرمزهاي سيما برداشته مي‌شود. با وجود رقيب بودن براي سيما و شکستن انحصار آن، سيما هم بايد به خود تکاني بدهد. پرداخت هزينه از سوي مخاطب، تيم توليد را متعهد مي‌کند که استانداردها را رعايت کنند و... از چند وقت ديگر هم بايد منتظر پديده خودکشي با سريال بود، چند وقت ديگر که کار اين مجموعه‌ها بگيرد کساني که از اول بيننده اثر نبوده‌اند ترجيح مي‌دهند براي تفريح شب امتحان 20 قسمت کار را ببينند.

فرار از يخ با 24 حرکت قهرمانان
زمان آمدن «قلب يخي» زمان مناسبي بود. بعد از تجربه موفق سريال‌هاي خارجي و با پايان اين سريال‌ها، عطشي در مخاطب ايجاد شده ‌است، چرا که پس از تماشاي «لاست» يا «فرار از زندان» مخاطب با تماشاي سريال‌هاي پر از موعظه سيما اقناع نخواهد شد. همين موضوع کمي حساسيت ايجاد مي‌کند، چرا که ممکن است سرگرم کردن با هر مستمسکي بشود دغدغه سريال‌سازان شبکه ويدئويي! مخصوصا که اين‌جا بحث بازگشت سرمايه و ميخکوب کردن مخاطب هم در ميان است. قلب‌يخي فرمول امتحان پس داده‌اي را هم تجربه مي‌کند، زماني اين هراس وجود داشت که مخاطب ايراني داستان چند لايه و معما گونه را پس مي‌زند و حوصله چينش پازل‌هاي متعدد را براي درک ماجرا ندارد. اما تجربه استقبال از مجموعه‌هاي از آب گذشته اين تابو را شکست. حضور چهره‌هاي شاخص سينما هم براي مخاطب جالب است. اما همين استفاده از چهره و شکستن خطوط قرمز سيما هم براي خودش عواقبي دارد، شايد در آينده گريم و پوشش برخي ستاره‌ها بهانه‌اي براي جذب مخاطب شود. فيلم‌برداري همراه با دريافت بازخوردها هم به گروه قلب‌يخي کمک کرده تا تغييراتي در کار داشته باشند؛ مثل افزايش ترانه‌هاي بين داستان و تغيير تيتراژ! همين موضوع ثابت مي‌کند هنوز براي سرمايه‌گذاري در اين زمينه ريسک بالايي وجود دارد و گروه نمي‌خواهد فارغ از نظر مخاطب کار را جلو ببرد؛ براي همين امکان پايان‌بندي هپي‌اند و هندي دور از ذهن نيست. اشکال ديگر اين اثر در نوع شخصيت‌هاست، تقليد بي‌شائبه از فرمول سريال‌هاي خارجي باعث شده تا دنياي اين آدم‌ها زياد نزديک به زندگي مردم کوچه و بازار ايران نباشد. قلب يخي فعلا تنها مجموعه‌اي است که از بدو امر صرفا براي شبکه ويدئويي ساخته شده و نسبت به «قهوه‌تلخ» هم گران‌تر است. به هرحال بايد به «لطيفي» و گروهش تبريک گفت که اثري حرفه‌اي را فارغ از محتوا آماده کرده و اميدوار بوده بلايي که بر سر فيلم‌هاي شبکه ويدئويي آمد بر سر سريال‌سازي نيايد. اگر چند وقت ديگر ديديد که تهيه کننده فرصت طلب «جواد رضويان»، «پورمخبر» و «علي صادقي» را براي ساخت يک سريال ديگر دور هم جمع کرده تعجب نکنيد.

قهوه تلخ شکر دارد
ماجراي مشکل تهيه کننده قهوه‌تلخ را با مديران سيما که مي‌دانيد. فعلا هم که 15 قسمت کار توزيع شده است. مديري از بيم شکايت آبدارچي فلان اداره و ادعاي حيثيت باغبان فلان سازمان، دوباره ناکجاآبادي را براي قصه‌گويي انتخاب کرده ‌است. قهوه تلخ در نگاه اول به نظر نگارنده مجموعه قوي و خوش ساختي آمد، تا اين که اتفاقي قسمت‌هايي از مجموعه پاورچين مديري که از شبکه‌هاي جام‌جم پخش مي‌شود توجهم را جلب کرد. قهوه‌تلخ به‌رغم ساختار مناسب، بازي‌هاي خوب، حجم بالاي تمهيداتي چون دکور، گريم و سياهي لشگر باز هم به اثري چون پاورچين نمي‌رسد. اما به هر حال قهوه‌تلخ به مراتب برتر از کمدي‌هاي آبگوشتي سينما و طنزهاي آبدوغ‌خياري سيماست. در روزگاري که لگدپراني بازيگران هم، عنوان طنز پيدا کرده، ديدن کاري از «مديري» حتي به قيمت مجموعه‌اي 2500 تومان بهتر از تماشاي شکنجه‌هايي چون «ليموترش» است. دوباره غريبه‌اي از دنياي مدرن درون دنياي عجيبي رها مي‌شود، مثل «شب‌هاي برره» و «باغ مظفر»، موفقيت کار به حدي است که «خسرو معتضد» هم زبان به تمجيدش مي‌گشايد. به هر قيمتي نمي‌خنداند، خبري از بازي و ديالوگ بداهه بازيگران نيست. فقط سؤال اين‌جاست که وقتي بناست مخاطب براي خنديدن پول بدهد دليل آن همه طمانينه در 3 قسمت آغازين مجموعه چيست.

نظرات کاربران
کد امنیتی