جلال در ميقات

جلال در ميقات

نویسنده :

* تا حالا شده است با سفرنامه‌اي سفر کني؟ نه سفرنامه‌اي معمولي از گشت و گذار و سياحت به بلاد داخله و خارجه و انگشت به دهان ماندن، از ترقي ملل مترقي، بلکه سفري ساده به زندگي؛ طول و عرض زندگي را اندازه گرفتن و شرحش را به قلمي روان درآوردن. لابد مي‌گويي اين‌که همان زندگي‌نامه است! مگر کم بوده‌اند آدم‌هايي از ساليان دور تا به امروز که براي دل خود يا فهم ديگري، از سفرشان به خانه‌اي نزديک در دوردست نوشته‌اند و تجربه‌هايي از جنس متفاوت در عالمي متفاوت، که رايگان در کف هم‌عصرانشان نهاده‌اند. نمونه‌اش «حج» دکتر شريعتي، يا سوژه اين هفته ستون ما، «خسي در ميقات» جلال آل‌احمد.

* همان جلالي که هر بچه مدرسه‌اي او را با «مدير مدرسه»اش مي‌شناسد. جلالي که به حق صاحب سبک است و به زعم برخي «جلال اهل قلم». کسي که در ميان داستان‌ها، ترجمه‌ها و مقالاتش، خسي در ميقات را گزارشي از سفري بي‌پيرايه به خود، سفري براي کشف چيزي، به قول خودش «کشف سفر، يا کشف کعبه، يا کشف خود کشف» مي‌دانست.

نثر جلال هم که به جسارت و بي‌پروايي شهره است و البته به جزئي‌گويي و توصيف‌محوري. او سفرنامه‌اش را از 21 فروردين1343 در جده شروع مي‌کند و در 13 ارديبهشت همان سال، در تجريش به پايان مي‌رساند. شرحي صادقانه از درونيات و پچ‌پچ‌هاي شخصي‌اش: «...صبح در آشيانه حجاج فرودگاه تهران نماز خواندم، نمي‌دانم پس از چندين سال. لابد پس از ترک نماز در کلاس اول دانشگاه. روزگاري بودها! وضو مي‌گرفتم و نماز مي‌خواندم و گاهي نماز شب! گرچه آن آخري‌ها مهر زير پيشاني نمي‌گذاشتم و همين شد مقدمه تکفير...»

و البته توصيفي آماري از آن‌چه ديده و شنيده؛ از نرخ بنزين و تاکسي تا عدد جمعيت و روزنامه‌هاي مملکت. آل احمد، مثل همه اثرهايش سفرنامه را نيز با قلمي جراحانه نوشته است. مقايسه آدم‌ها، افکار، و واکاوي پديده‌هاي اجتماعي... تا انتقاد طنازانه و تلخ: «و اين دولت عليه(!) سعودي!... سرشان گويا بدجوري به آخور نفت مشغول است. همه اين حجاج هم که از کثافت بترکند، سر چاه‌هاي نفت سلامت باد!»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
همه چیز درباره مهم ترین اتفاق شبکه های اجتماعی در سال 2018

#رسوایی_فیسبوک

٩٧/٠١/٣٠