وقتی از خودشیفتگی در فوتبال سخن می‌گوییم، از چه می‌گوییم؟!
روانشناسی خودمانی

وقتی از خودشیفتگی در فوتبال سخن می‌گوییم، از چه می‌گوییم؟!

نویسنده : زهیر قدسی

قبول! رفتار پرهام عجیب است. میل او به #تحقیر و خودآزاری غیرمنطقی به نظر می‌رسد؛ اما عمق این مطلب نه برای خود او آشکار است و نه اطرافیانش؛ یا وقتی از #خودشیفتگی پرهام صحبت می‌کنیم که او را در تنهایی رنج‌دهنده‌ای قرار داده، گمان کنیم که این جور احساسات محدود به انسان‌های اندکی است یا مخصوص قصه‌ها است. پرهام وقتی این نوشته‌ها را می‌خوانَد اصلا میل ندارد که قصه او بیش از این جلو برود. او آشکارا همه چیز را کتمان می‌کند و سرسختانه از من می‌خواهد که بس کنم. اصلا اگر سرسختی او نبود داستان در شماره گذشته خیلی بهتر از این پیش می‌رفت ولی خُب! شخص اول داستان ماست و نباید خیلی او را آزرده خاطر کرد. اجازه دهید تا زمانی که پرهام اندکی سرسختی‌اش را کنار بگذارد، اشاراتی داشته باشیم به رفتارهای نه چندان عجیب همکلاسی‌های پرهام. این‌گونه خودشیفتگی جریحه‌دار شده پرهام هم شاید التیام پیدا کند!

همین ساسان که پسر معقولی به نظر می‌رسد و معلم‌ها خیلی از درس و انضباط او راضی‌اند، دیروز که تیم محبوبش در مسابقات فوتبال شکست خورد و حذف شد، چنان عصبانی بود که غذایش را در سینی جداگانه‌ای گذاشت و تنهایی در اتاقش خورد. مگر چه اتفاقی افتاده بود؟! مگر چه زیان و سودی از این برد و باخت نصیب او می‌شد؟ می‌توان این‌گونه توضیح داد که باخت تیم محبوبش، در واقع همان شکست او است؟ می‌توانیم احساس کنیم که او با خودشیفتگی خاصی گمان می‌کرده که فقط تیم محبوب او شایستگی پیروزی در مسابقات را داشته؟ ساسان هر روز هفته درس‌هایش را با شدت و دقت پیش می‌برده تا روزهای مسابقه بتواند بی‌هیچ مزاحمتی رقابت تیم محبوبش را زیر نظر بگیرد. نکته اینجاست که در مسابقاتی که تیم مورد نظر او بازی نمی‌کرده باز هم او بی تفاوت نمی‌نشسته و یکی از دو تیم را به عنوان تیم شایسته‌تر برمی‌گزیده و تشویق می‌کرده، تیمی که به ظاهر هیچ نسبتی با او ندارد؛ اما در واقع حتما یک نسبت کم‌رنگ بین زندگی او و آن تیم وجود داشته و دارد.

دیگر طرفداران تیم محبوب ساسان وقتی از ورزشگاه عصبانی برمی‌گشتند و خشم‌شان را به هرچه که دست‌شان می‌رسید خالی می‌کردند، از چه عصبانی بودند؟ غیر از این بود که بخشی از وجودشان، بخشی از خودشیفتگی‌شان، جریحه‌دار شده بود؟! البته در این میان نقش داور هم بسیار مهم است. داوری که بی‌شباهت به پدری نیست که ظالمانه آنچه که حق آن‌ها بوده را از آن‌ها گرفته و با اقتدار، به خواسته آن‌ها و خودشیفتگی‌شان پاسخ منفی داده!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨