شوالیه‌ ادب و هنر و مادری!
پرتره

شوالیه‌ ادب و هنر و مادری!

نویسنده : مائده کاشیان

توی اتاق نشسته بود و کاغذهای کار ترجمه‌اش را مقابلش، روی زمین ریخته بود. با یک دست می‌نوشت و با دست دیگر گهواره پسر کوچکش را تکان می‌داد. پدرش از مقابل در اتاق عبور کرد و لیلی را مشغول کار دید. پدرش روشنفکر بود و صحنه‌ای را که برای لحظه‌ای دیده بود به نظرش کمی عجیب آمد. دوباره برگشت، ایستاد، لبخندی به لیلی زد و شانه‌هایش را با تعجب بالا انداخت و گفت: «پس این‌طوری هم میشه!» لیلی در خانه‌ای بزرگ شده بود که آدم‌های بزرگ و سرشناسی مانند جلال آل‌احمد و سیمین دانشور به آن رفت‌و‌آمد می‌کردند. احتمالا موضوع گفتگوی تمام دورهمی‌های‌شان، ادبیات، هنر و موضوعاتی امثال آن بود که لیلی حتی از یک کلمه‌اش هم سر در نمی‌آورد. به لطف پدر و مادرش با ادبیات و مطالعه کتاب غریبه نبود. همراه پدرش رو‌به‌روی بسیاری از نویسندگان، شاعران و نقاشان نشسته بود و آن‌ها را از نزدیک دیده بود. تحت تاثیر همه این‌ها عجیب نبود که کتاب‌های بسیاری را ترجمه کند، با هنر سفالگری آشنا باشد، در مدرسه هنرهای تزیینی پاریس طراحی پارچه و در کلاس‌های آزاد دانشگاه سوربن ادبیات فرانسه و تاریخ هنر جهان بخواند و گالری راه بیندازد. اما جدا از همه شایستگی‌ها، او  مادر سه فرزند بود، مانی، صنم و محمود. مانند هر مادر دیگری آشپزی می‏کرد، لباس‌ها را می‏شست و اتو می‏کرد، از فرزندانش مراقبت می‏کرد و همه سختی‌های مادری را به دوش می‌کشید. در کنار همه این‌ها در نوشتن مقاله برای نشریات و ترجمه آثار خوب بسیار پرکار بود. مادر بودن او باعث نمی‌شد دیگر لیلی گلستان نباشد، لیلی گلستانی که همه او را به خاطر ترجمه‌ها و آثار و فعالیت‌هایش در حوزه فرهنگ و هنر می‏شناختند. همچنین لیلی گلستان بودنش باعث نمی‏شد دیگر نتواند مادر باشد و از زیر مسئولیت‌هایش شانه خالی کند. او می‌توانست هردوی این‌ها را همراه یکدیگر پیش ببرد و در هر دو هم موفق باشد. او از کودکی نظم و انضباط و داشتن برنامه‌ریزی درست برای زندگی را در خانواده یاد گرفته بود و حالا به قول خودش نتیجه آن نظم و دقت بود که توانسته فرزندانش را به تنهایی بزرگ کند، نقش مادر بودنش را نادیده نگیرد و درعین حال مانند گذشته پرکار باشد.

 

لیلی گلستان سال1323در تهران متولد شد

 پدرش ابراهیم گلستان داستان‌نویس و فیلمساز مشهور و مادرش فخری گلستان از سفالگران و مجسمه‌سازان خودآموخته بود. پس از تحصیل در پاریس به ایران بازگشت و در کارخانجات پارچه‌بافی به عنوان طراح پارچه مشغول به کار شد. مدتی را نیز در تلویزیون ملی ایران مدیر برنامه‌ کودکان و نوجوانان بود و پس از آن به ترجمه‌ آثار بزرگان ادبیات پرداخت و در سال 60 کتاب‌فروشی گلستان را افتتاح کرد. هشت سال بعد کتاب‌فروشی را به گالری آثار هنرمندان تبدیل کرد که تا امروز به کارش ادامه داده است.  او در سال 1393 جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه را گرفت. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
بالاخره سر و کله لیست بهترین بازیکنان فیفا 18 پیدا شد

ترین های فیفا

٩٦/٠٦/٣٠
بررسی سیر گوشی های اپل و تغییراتی که این سال ها آیفون به خود دیده است

#IPHONE

٩٦/٠٦/٣٠
نگاهی به سینمای نیجریه که دومین تولید کننده پرکار صنعت فیلم جهان است

نالیوود؛ غول ناشناخته

٩٦/٠٦/٣٠
به بهانه سالروز آغاز جنگ تحمیلی و حال و هوای این روزهای مدافعان حرم

این جا برای از تو نوشتن هم کم است

٩٦/٠٦/٣٠
درباره اول مهر دوست نداشتنی که هنوز هم حس بدش دست از سر خیلی از ما بر نداشته است

باز آمد بوی ماه مدرسه ... مرسی اَه!

٩٦/٠٦/٣٠
مینیمال

پاییز از وقتی دیگه مدرسه نرفتیم قشنگ شد

٩٦/٠٦/٣٠
نگاهی به زندگی ستاره‌هایی که سواد آکادمیک نداشتند

تحصیل نکرده های باهنر!

٩٦/٠٦/٣٠
تلگجیم

تلگجیم 504

٩٦/٠٦/٣٠
چهره هفته

اتفاقات ویژه استقلال

٩٦/٠٦/٣٠
فتوچاپ

فتوچاپ 504

٩٦/٠٦/٣٠

آرامش سیال خانه‌داری!

٩٦/٠٦/٣٠
شاخ هفته

عشق اول

٩٦/٠٦/٣٠
شگرد خفن

معتاد به بازی هستید؟

٩٦/٠٦/٣٠
نقدی بر رواج اکران‌های به اصطلاح مردمی در سینماهای کشور

اکران برای مردم یا مردم برای اکران؟

٩٦/٠٦/٣٠
جارچی

جارچی 504

٩٦/٠٦/٣٠
آنتن

حس و حال جیمی‌ها در اول مهر!

٩٦/٠٦/٣٠

این شبِ ۳۱ شهریور لعنتی!

٩٦/٠٦/٣٠
دات کام

آموزش فتوشاپ در تلگرام!

٩٦/٠٦/٣٠
مینی

مینی 504

٩٦/٠٦/٣٠

گذشتن و رفتن پیوسته

٩٦/٠٦/٣٠
تبلیغات