اندر حکایت ابن جیم و سخت باور کردن

اندر حکایت ابن جیم و سخت باور کردن

نویسنده : ایمان فروزان نیا - مهدیه جوادی- فرانک باباپور

روزی مریدان خدمت ابوجارچی ابن جیم خراسانی رسیدند و به او گفتند ما را چیزی بگو که باور آن بر ما سخت باشد. ابن جیم گفت: دولت وقت. مریدان دوباره گفتند چیزی بگو که باور آن بر خودت سخت باشد. گفت: دولت وقت! باز گفتند چیزی بگو که باورش برای آن‌ها سخت باشد: گفت: دولت وقت. و نقل است مریدان تا چهل بار این سوال پرسیدند و همان پاسخ شنیدند. پس گفتند: یا استاد، چون باشد که چنین شود؟ ابن جیم گفت: استادنا حسن روحانی فی المجلس افطاری در معیت وزرا و معاونان وزرا و روسا و استانداران مطلبی گفته: «کارهایی در این ۳۳ ماه انجام شد که نه تنها برای مخالفان که حتی برای دوستان ما هم باورکردن تحقق آن‌ها دشوار بود.»

مریدان گفتند یا خفن، تو از کدامین دسته باشی مخالفان یا موافقان؟ استادنا فرمود من از متحیریان باشم. مریدان گفتند چطور؟ و ابن جیم گفت از این سبب که مردی از بلاد چین ٢٢٢ كيلومتر دويده تا به همه بگويد «من زن مي‌خوام.» مریدان که گیج شده‌بودند گفتند چه ربطی داشت؟ استادنا فرمود: متحیرم که کدام جاده آنقدر طویل است تا مسئولان در آن شروع به دویدن کنند و به سبب آن دویدن مردم کارهای‌شان را باور. مریدان چون این بشنیدند جملگی گفتند: یا خراسانی، امروز کاری کردی که باور آن بر ما دشوار بود و گریبان‌ها چاک دادند و نعره‌ها کشیدند و شروع به دویدن کردند. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات