وقتی از لذت خودآزاری حرف می‌زنیم، از چه می‌گوییم؟!
روانشناسی خودمانی

وقتی از لذت خودآزاری حرف می‌زنیم، از چه می‌گوییم؟!

نویسنده : زهیر قدسی

زنگ کلاس می‌خورد و پرهام ملول و خسته از کلاس بیرون می‌رود. خسته از این همکلاسی‌هایی که به او بی‌توجهند و او جز آزار از آن‌ها ندیده است. ملول از معلم‌هایی که از او خسته‌ترند و جز نمره و سکوت از او چیزی نمی‌خواهند! از مدرسه که بیرون می‌زند، همکلاسی‌اش، یاسر، هم به او می‌پیوندد. یاسر از معدود همکلاسی‌هایی است که باانرژی به او نزدیک می‌شود و تمایل زیادی از خود نشان داده پس تا دوست صمیمی‌اش باشد. پرهام گرچه داشتن دوستی مثل او را غنیمت می‌شمرد اما در واقع از دوستی با او راضی نیست؛ اما چرا؟! چون که یاسر علاقه‌مندی موسیقیایی‌اش با پرهام فرق دارد؟! چون او، بتهوون و باخ و موتسارت گوش می‌دهد و یاسر محسن چاوشی و رضا یزدانی و...؟ شاید به نظر موجه برسد ولی پرهام نمی‌توانست توقع داشته باشد در گروه هم‌سالانش کسی را با علاقه‌مندی‌های خود بیابد. با چشم‌پوشی از این اختلاف سلیقه، یاسر از معدود کسانی بود که به واسطه نزدیک شدن به پرهام هوش و استعداد او را بهتر از دبیران و معلمانش درک کرده بود و از آن مهم‌تر در فرصت‌های مختلف این استعداد و تفاوت را تحسین می‌کرد. ولی این تحسین و تمجید برای پرهام چندان رضایت‌بخش نبود. او خودش بیش‌تر ترجیح می‌داد حتی به جای تعداد کثیری از تشویق‌کنندگان توسط افراد محدودی تشویق شود که او آن‌ها را افراد خاص می‌نامید.

دوستان پرهام، یا به عبارت دقیق‌تر؛ کسانی که پرهام مایل بود با آن‌ها دوست باشد چه کسانی بودند؟! بله پیش‌تر از آن‌ها حرف زدیم. ولی غیر از راستگویی و اهل کتاب و مطالعه بودن، همچنین غیر از علاقه‌مندی به موسیقی کلاسیک، شاخه دیگری هم بود که او به دوستی با آن‌ها مشتاق باشد؛ کسانی که او را #تحقیر می‌کردند. قدری باورنکردنی است، به ویژه برای خود پرهام. در واقع او می‌توانست به این حد از #خودآگاهی برسد که او مایل است با افرادی دوست شود که او را تمجید نمی‌کنند و او دوست دارد تلاش کند تا نظر کسانی که با او هم‌فکر نیستند را به سوی خود جلب کند؛ اما واقعیت داستان این است که او از این رنج و #خودآزاری در تعامل با کسانی که با او رابطه مثبتی نداشتند و به او بی‌محلی می‌کردند کسب لذت می‌برد! لذتی شبیه کندن خون خشکیده یک زخم کهنه روی بدن که باید همیشه تازه می‌شد تا او بتواند دوباره با کندن آن لذت ببرد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
کافه جهان نما

دهلی نو شهر سکانس های بی پایان

٩٥/١١/٢٨
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١١/٢٨
شگرد خفن

چگونه از دست اینترنت اکسپلورر خلاص شویم

٩٥/١١/٢٨
شاخ هفته

پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش

٩٥/١١/٢٨
تلگجیم

تلگجیم 475

٩٥/١١/٢٨

نفس های آخر

٩٥/١١/٢٨
درباره شخصیت‌های فیلم‌های ماجرای نیمروز، سیانور و امکان مینا و تصویری که از سازمان منافقین برای ما می‌

ماجرای منافقین

٩٥/١١/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 475

٩٥/١١/٢٨
چند روایت برای این‌که روزهای قبل از عیدمان متفاوت شود

عید نوروز را از اسفند شروع کنیم

٩٥/١١/٢٨
آنتن

ظرفیت پشت یخچال تکمیل است

٩٥/١١/٢٨
مستند «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه»؛ روایتی پی پرده از گروهک تروریستی منافقین

قربانی ایدئولوژی پدر

٩٥/١١/٢٨
جاکتابی

مردی که گورش گم شد

٩٥/١١/٢٨
فتوچاپ

فتوچاپ 475

٩٥/١١/٢٨
مینیمال

کی عروسی گرفتن از مد می افتد؟

٩٥/١١/٢٨
درباره برد شیرین آبی‌ها در دربی یکشنبه که به یک قهرمانی می‌ارزید

تیم خوب منصوریان، تیم بد برانکو!

٩٥/١١/٢٨
چهره هفته

در چیستی اصولگرایی

٩٥/١١/٢٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و ناله های ایشان

٩٥/١١/٢٨
درباره انتخاب سرمربی تیم ملی والیبال و پایان کشمکش برای نیمکت

«ویچ» غیر کروات این بار برای والیبال

٩٥/١١/٢٨
جارچی

جارچی 475

٩٥/١١/٢٨
نکاتی درباره زندگی ورزشی و شخصی مربی جدید تیم‌ملی والیبال ایران

کولاک کن کولاکوویچ!

٩٥/١١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات