دیپلم  فاقد تخصص خاص ولی دارای توانایی بدنی بالا

دیپلم فاقد تخصص خاص ولی دارای توانایی بدنی بالا

نویسنده : محمدامین شرکت اول

پسری مجرد هستم با مدرک دیپلم که سربازی‌اش را تمام کرده و برای خودش مردی شده است و می‌خواهد مرد شدنش را کامل کند و سر کار برود. علاوه بر کارت پایان خدمت و مدرک دیپلم، چند سالی سابقه کار در کارهای ساختمانی را هم زیر بغل می‌زنم و یک هفته‌ای در شهر دنبال کار می‌گردم. 

تا یک سال از بیمه خبری نیست!

روز اول، پاشنه کفشم را می‌کشم. اول صبح از خانه بیرون می‌زنم و از باجه روزنامه فروشی، چند روزنامه محلی می‌خرم و درستون نیازمندی‌هایشان به دنبال کار می‌گردم. 

سه روز اول را به پیدا کردن کار درستون صفحات نیازمندی‌های روزنامه می‌گذرانم. تقریبا 10 مورد کار پیدا می‌کنم ولی اکثرشان حقوق مناسبی ندارد. مثلا یک مورد جالبش آگهی استخدام کارگر در یک مغازه کباب ترکی بود، با خودم می‌گویم هم فال است و هم تماشا! تماس می‌گیرم. می‌گوید شش ماه اول با حقوق 600 هزار تومان باید کار کنم و بعد از آن اگر از کارم راضی بودند، شاید به این پول مبلغی اضافه کنند و هم چنین تا یک سال هم خبری از بیمه نیست و هر روز باید از ساعت 12 ظهر تا حداقل یک بعد از نیمه شب کارهای خدماتی و نظافتی آن‌جا را انجام دهم. وقتی از او دلیل بیمه نشدن در یک سال اول را می‌پرسم در جوابم می‌گوید: چون معمولاً کارگرهای ما ماندگار نیستند و یا ما از کارشان راضی نیستیم و عذرشان را می‌خواهیم یا خودشان از کار راضی نیستند و از این‌جا می‌روند.

 

فقط فروشنده خانم می‌خواهند!

در بخش استخدام فروشنده از حدود 20 آگهی استخدام، 17 آگهی فقط به دنبال فروشنده خانم بودند. در این سه روز توانستم با چند نفر از صاحبان این آگهی‌ها از جمله نگهبان یک ساختمان پزشکی، نظافتچی و مهمان‌دار چند رستوران و فست فودی؛ به تفاهم‌های ابتدایی برسم، البته تعدادی‌شان را به خاطر مجرد بودن از دست دادم (و البته تا کار نداشته باشی هم که به تو زن نمی‌دهند!) مسئله‌‌ای که برای من در انتخاب شغل اولویت اول را داشت مسئله بیمه و ثبت سابقه کار بود که تعداد محدودی از آگهی‌ها این شرط را می‌پذیرفتند. یکی از آن‌ها تحصیل‌دار (آبدارچی) یک شرکت خصوصی عمرانی بود؛ ثبت بیمه از اولین روز کاری، ولی 900 هزار تومان دریافتی در ازای کار از شش صبح تا چهار بعد از ظهر.

 

نگهبان ساختمان؛ بهترین شغلی که یافتم!

در این بین چند مورد مناسب هم وجود داشت که برای صحبت باید به صورت حضوری به سراغشان می‌رفتم و به همین خاطر برای روز چهارم قرار با چند نفر از صاحبان آگهی‌ها گذاشتم و به محل کارهای مد نظر رفتم. یکی از آن‌ها نگهبانی مجتمع بزرگ نیمه ساخته‌ای در یکی از مناطق بالای شهر بود. شرایط کار اینطور است: هر روز یک شیفت نگهبانی، که البته به صورت چرخشی بین صبح، عصر و شب تغییر می‌کند. به نسبت کارهای دیگر دریافتی‌اش بیشتر است، یک میلیون و دویست هزار تومان در ماه ولی متأسفانه بیمه در کار نبود و از آن مهم‌تر وثیقه‌ای بود که برای شروع به کار باید در اختیار آن‌ها می‌گذاشتم، سندی ملکی با ارزش بیش از 50 میلیون تومان و یا معادل آن سفته.

 

در شهر، به دنبال کار

یک روز را هم به گشت زنی در سطح شهر می‌گذرانم. بیشتر مغازه‌دارها طوری صحبت می‌کنند که انگار قرار نیست برای‌شان نیروی ماندگاری باشی و به یک سال نکشیده باید از آن جا بروی. به نظر می‌رسد یکی از مشکلات اصلی کار، شرایط ظالمانه‌ حقوق و مزایای کارگران است که جوان بیکار را به جای دو نوبت جان کندن بابت 800 هزار تومان، به خانه نشینی تشویق می‌کند.

 

بالاخره جثه‌ام به کارم آمد!

به پیشنهاد یک دوست بیکار، سری هم به موسسات کاریابی می زنم، صبح روز آخر به سراغ این دو موسسه می‌روم. یکی از آن‌ها می‌گوید حوزه کاریابی ما فقط برای افرادی با تحصیلات دانشگاهی است و همان اول دست رد به سینه من می‌زند. موسسه دوم با توجه به اطلاعاتی که ارائه می‌کنم می‌گوید شما احتمالاً با توجه به جثه‌تان فقط در کارهای خدماتی بتوانید کار پیدا کنید. الان هم یکی از شرکت‌های خدماتی نیروی نظافتی آقا می‌خواهد، کارش هم شست‌وشو و نظافت فضاهای عمومی آپارتمان‌هاست و معمولا هم کارش دو روز آخر هفته است. برای کارهای دیگر می‌پرسم که می‌گوید شما هم مانند بقیه افراد متقاضی وارد فهرست می‌شوید و به ترتیب آن ما پیش می‌رویم، حال ممکن است همین فردا به شما زنگ بزنیم، شاید هم چندین ماه طول بکشد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به خزترین تبلیغات تلویزیونی که سوژه شوخی‌های بسیاری شده‌اند

تمشک طلایی تقدیم می‌شود به...

٩٦/٠٧/٢٠
یادداشت

هوا هوای تازه، وقت راز و نیازه!

٩٦/٠٧/٢٠
این همه چیپ شدگی و زرد بازی از کجا می‌آید؟

ما را زرد نکنید!

٩٦/٠٧/٢٠
درباره انواع کلاهبرداری های اینترنتی و راه مقابله با آن ها

#کلاهبرداری_اینترنتی

٩٦/٠٧/٢٠
جارچی

جارچی 507

٩٦/٠٧/٢٠
آنتن

امان از جیم‌نویسان پاییزی!

٩٦/٠٧/٢٠
به بهانه اکران 4 فیلم توقیفی که بالاخره به پرده سینما رسیدند

بیگانه ها!

٩٦/٠٧/٢٠

نظر شما محترم نیست!

٩٦/٠٧/٢٠
درباره «IT»، که پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای وحشت شد

گرمای ترسناک تابستان سینمای جهان

٩٦/٠٧/٢٠
تلگجبم

تلگجیم 507

٩٦/٠٧/٢٠
پایان‌نامه

وقتی شورش در می‌آید، وقتی در نمی‌آید!

٩٦/٠٧/٢٠
یادداشت

نگاه های معنادار

٩٦/٠٧/٢٠
یادداشت

زندگی دیگران

٩٦/٠٧/٢٠
مینیمال

نتایج ارشد اومد سربازی قبول شدم

٩٦/٠٧/٢٠
دات کام

2 سایت خوب برای هنری های مشهد

٩٦/٠٧/٢٠
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و گاو

٩٦/٠٧/٢٠
پاسخ به یک سوال مهم؛ آیا استقلالی‌ها بعد از اخراج مربی، توانستند روند نتیجه‌گیری خود را تغییر دهند؟!

پسا اخراج!

٩٦/٠٧/٢٠
نگاهی به موفقیت مربیان سن و سال داری که نشان دادند، سن همه چیز نیست!

دسته +60 سال

٩٦/٠٧/٢٠
روایت‌هایی درباره ما و راه‌های درمان رنجوری‌های روان‌مان

قلمروی تاریک ذهن تان را کشف کنید

٩٦/٠٧/٢٠
چهره هفته

اين سوسول بازيا چيه؟!

٩٦/٠٧/٢٠
تبلیغات