کارشناسی ادبیات  بدون سابقه کار

کارشناسی ادبیات بدون سابقه کار

نویسنده : سحر نیکوعقیده

نمی‌خواهم به عقب برگردم. به زمانی که مرغ من یک پا داشت، عشق ادبیات چشم‌هایم را کور کرده‌بود و نصایح پدر هم به خرجم نمی‌رفت. گذشته‌ها گذشته. می‌خواهم زمان را کمی جلو ببرم و ببینم دانشگاه فردوسی، قطب ادبیات کشور، رشته ادبیات و خلاصه این اسامی دهان‌پر کن در انتها با گرفتن مدرک قرار است جیبم را هم پر کند یا نه؟

 

روز اول تا سوم

- .... کارهایی که به من پیشنهاد کردید، ارتباطی با رشته من ندارند.

- اگر به امید آن باشید، عملا بیکار می‌مانید.

این بخشی از مکالمه من در تماس با یک دفتر کاریابی بود. مشتی نمونه از خروار خروار تماس تلفنی با شرکت‌های کاریابی مختلف که همگی طوطی‌‌وار، کارهای زیادی به من پیشنهاد می‌کردند. از تایپ بگیرید تا کار دفتری اما پای مدرک تحصیلی‌ و سال‌های خون‌دلی که برای گرفتنش خوردم به میان می‌آمد، همگی این نظر را داشتند که حالا حالاها باید صبر کنم.

 

روز چهارم و پنجم

هر چقدر میان صفحات نیازمندی‌های روزنامه گشتم چیزی دستگیرم نشد. تصمیم گرفتم خودم دست به کار شوم و با انتشارات مختلف برای کار ویرایش و ویراستاری کتاب تماس بگیرم. برداشتن تلفن همانا و گذاشتن آن همانا. تقریبا کل روز را درگیر پیدا کردن شغلی در حوزه ویراستاری کتاب بودم.

 سلام. روزتون به‌خیر.

 سلام. بفرمایید.

 ویراستار لازم ندارید؟ من لیسانس ادبیات دارم و فکر می‌کنم در این زمینه بتوانم کمک‌تان کنم.

 خیر. لازم نداریم

 چرا؟

 چون فعلا ویراستار خودمان هم بیکار است خانم! الان وضعیت انتشارات خوب نیست. 

این طور به نظر می‌آید که رشته من جزو آن رشته‌هایی است که درصد بیکارانش حسابی زیاد است. بر اساس آمارهای ارائه شده توسط وزارت کار رشته‌هایی مثل محیط زیست با 49.1 درصد بیکاری، کامپیوتر با 39.9 درصد، صنعت و فرآوری با 32 درصد، معماری و ساختمان با 25.9 درصد، علوم طبیعی با 22.4 درصد، علوم زیستی با 22 درصد، جنگلداری و شیلات با 22 درصد، حقوق با 21.8 درصد، بیشترین درصد بیکاری را در بین فارغ‌التحصیلان‌شان دارند. این یعنی اگر به امید کار پیدا کردن به دانشگاه می‌روید باید حتما به این موضوع که بازار کار رشته‌تان تا چه حدی اشباع شده، توجه ویژه داشته باشید. شاید اگر رشته‌ی تربیت معلم که نرخ بیکاری‌اش 8 درصد است، یا در رشته روزنامه‌نگاری با نرخ بیکاری 8.8 درصد، یا بهداشت با 7.9 درصد، فارغ التحصیل شده بودم، شانس بیشتری برای کار پیدا کردن داشتم.

 

روز ششم

تصمیم گرفتم از بند پ استفاده کنم. یعنی استاد عزیزم که سال‌هاست در کنار تدریس به کار ویراستاری هم مشغول است و شاید بتواند کاری برای من دست‌و‌پا کند. 

 ببین دخترم اول از همه باید یک دوره کوتاه آموزش ویراستاری را بگذرانی. کارگاه‌های ویراستاری هم برای ثبت‌نام زیاد است. البته باید علاوه بر آن کاملا به مسائل ادبی، عروض و قافیه، علم معانی، بیان و... تسلط داشته‌باشی. البته انتظار نداشته باش بعد از گذراندن دوره‌ها سریع کار پیدا کنی. تازه بعدش استخدامت هم که نمی‌کنند.

 بعد از گذر از همه این‌ها می‌توان روی درآمد این کار حساب باز کرد؟

 اینجور کارها را نباید به هوای پول درآوردن شروع کرد. من بیشتر از 30 سال است که ویراستاری می‌کنم اما از کار تدریس امرار معاش می‌کنم چون در این کار پولی نیست. پس باید اول از همه عشق و علاقه به ویراستاری را در خودت ایجاد کنی.

 

روز هفتم

بند کفشم را محکم کردم و به دنبال شغل معلمی از خانه زدم بیرون. اولین انتخابم هم یک دبستان غیرانتفاعی پسرانه، در چند قدمی محل سکونت‌مان بود. معاون من را به اتاق مدیر مدرسه هدایت کرد. خانم مدیر یک فرم به من داد تا پر کنم. فرم را پر کردم. آخرین سوال این بود: چه حقوقی را برای خود پیش‌بینی می‌کنید؟

من هم به زعم خودم حقوق را دست پایین گرفتم و نوشتم 500 هزار تومان در ماه.

فرم را به مدیر دادم. نگاهی به فرم انداخت. داشت صفحه را بالا و پایین می‌کرد که روی سوال آخر قفل شد. ابروانش را در هم کشید و پرسید: سابقه کار دارید؟ گفتم: نه.

پس چرا چنین مبلغی نوشتید؟ مثل این‌که اصلا از حقوق معلم‌هایی که حق‌التدریسی کار می‌کنند خبر ندارید. ما ماهی صد تومان به شما بیشتر نمی‌دهیم. نه کمتر. نه بیشتر.

نمی‌دانم خانم مدیر چه فکر کرده بود، اما حالا تعجب نمی‌کنم که همان پسری که معدل الف ورودی ما بود و در دانشکده زبان و ادبیات فارسیِ فردوسی مشهد برو بیایی داشت چند روز پیش پشت دخل یک لبنیاتی دیدم.

این طور که فهمیدم بیکاری در جامعه در بعضی بخش‌ها حسابی قلمبه شده و در بعضی بخش‌ها با نیروی کم کار روبه‌رو هستیم. مثلا هیچ کجا ویراستار لازم نداشتند، ولی برای تایپیست حرفه‌ای کار زیاد بود. خبرگزاری مهر در گزارشی در مورد اشتغال دانشگاهیان نوشته بود از هر دو نفر که به دانشگاه رفته‌اند یک نفر هدف مشخصی نداشته! در مجموع فارغ‌التحصیلان کشور که چیزی حدود 11 میلیون هستند، 53.4 درصد مرد هستند که از این میزان تنها 61.6 درصد فعال (شامل 87 درصد شاغل و 13 درصد بیکار) و 38.4 درصد به کلی غیر فعال هستند و اصلا دنبال کار نرفته‌اند! زنان هم 46.6 درصد کل فارغ التحصیلان کشور

 را تشکیل می‌دهند که از این میزان 34.5 درصد فعال (شمال 70 درصد شاغل و 29.9 درصد بیکار) و 65.5 درصد غیرفعال اقتصادی هستند.

نظرات کاربران
کد امنیتی