کارشناس حسابداری  با یک سال سابقه کار

کارشناس حسابداری با یک سال سابقه کار

نویسنده : مریم شیعه زاده

هیچ‌وقت فکرش را هم نمی‌کردم صبح زود بیدار شوم و چشم به راه پیک اشتراک روزنامه بمانم، تا جزو اولین کسانی باشم که نیازمندی‌ها را ورق می‌زند. یک هفته زمان برای پیدا کردن کار آن هم با مدرک لیسانس حسابداری کار سختی به نظر نمی‌رسید. هر چند این بار را حسابی شانس آورده‌ بودم. چیزی تا پایان مهلت تسلیم مالیاتی عملکرد سال 95 باقی نمانده ‌است و می‌گویند در این فصل حسابدار جماعت بیکار نمی‌ماند! به هر حال شهر به وجود ما حسابدارها نیاز داشت و کار هم که همین جور ریخته بود!

ریخته بود، چه ریختنی!

کار ریخته بود اما این بار که می‌خواستم خم بشوم و یکی از آن‌ها را بردارم، از نزدیک همه چیز جور دیگری بود. حسابداری از آن دسته شغل‌هایی بود که با گشت و گذار چند دقیقه‌ای در لابه‌لای صفحات روزنامه می‌توانستی همه جور کاری برایش پیدا کنی. از حضور در فروشگاه‌های کوچک بگیر تا دفاتر املاک، انبارها، شرکت‌های بازرگانی و کارخانه‌های مختلف. ساعت کاری هم غالبا 8 صبح تا 4 بعد از ظهر بود اما حقوقی که برای کار در نظر گرفته‌بودند با ساعت کار همخوانی چندانی نداشت. اغلب به دنبال افرادی بودند که کارهای‌شان را با دستمزد پایین و بدون توقع بیمه یا حتی شرایط مناسب کاری انجام دهد. 

 

مهارت نه، استعداد آری! 

«استخدام فوری حسابدار» عنوان یک آگهی است که بر روی یک صفحه در فضای مجازی قرار گرفته. تماس می‌گیرم، خانمی تلفن را برمی‌دارد و شرایط استخدام در موسسه‌ آموزشی‌شان را توضیح می‌دهد. وقتی از سابقه کار سوال می‌کند، می‌گویم یک سال سابقه کار دارم.

 حداقل باید دو سال سابقه کار داشته‌باشی.  

 من تازه فارغ التحصیل شده‌ام، دو سال سابقه کار نمی‌توانم داشته‌باشم! شما استخدام کنید من بدون سابقه هم می‌توانم حسابداری‌تان را انجام دهم.

 خب موسسه نیروی با سابقه کار می‌خواهد!

 خیال‌تان از بابت کار راحت باشد. من با معدل بالا فارغ التحصیل شدم. می‌توانم سوال کنم حقوقی که برای این کار در نظر گرفته‌اید چقدر است؟ 

 حداقل 700 هزار تومان. با نرم‌افزارهای مالی می‌توانی کار کنی؟

 با همه‌شان نه! اما زود یاد می‌گیرم. اگر بخواهید در دوره‌های آموزشی شرکت می‌کنم. راستش را بخواهید در کار کردن با رایانه و یادگیری نرم‌افزارهای مختلف استعداد زیادی دارم.  

 این جوری که نمی‌شود!

 با اغلب نرم‌افزارهای آفیس می‌توانم کار کنم. حسابی سر از رایانه در می‌آورم. نگران نباشید. هر نرم افزاری را که بگویید یک هفته‌ای کار با آن را یاد می‌گیرم. 

 متوجه هستم.  بررسی می‌کنیم، اگر لازم شد زنگ می‌زنیم. 

 شماره تماس از من نگرفتید! 

 خب شماره‌ات را هم بگو.

 

 

هرچه هستی باش؛ خانم باش!   

مثل چندین و چند آگهی دیگر که تعدادشان هم کم نبود، نوشته است به نیروی خانم نیاز دارد. با شماره تلفن روی آگهی تماس می‌گیرم و آقایی تلفن را برمی‌دارد. شغل‌شان مرتبط با فروش مبلمان اداری است و ‌روی خانم بودن نیروی کارش حسابی تاکید دارد. می‌پرسم «چرا خانم؟» و در طول گفت‌وگو چند بار دیگر هم این سوال را تکرار می‌کنم اما هربار از پاسخ دادن سرباز می‌زند. 

 در آگهی قید کرده‌بودید با روابط عمومی بالا؛ برای امور حسابداری روابط عمومی بالا لازم است؟ 

 انجام کارهای دفتری هم هست. 

 برادر من 27 ساله است. چهار سال سابقه کار دارد، لیسانس حسابداری دانشگاه سراسری است و روابط عمومی بالا هم دارد. آقا استخدام می‌کنید؟  

 نه حتما نیروی خانم می‌خواهیم.

 خب خودم هم هستم اما سابقه کار ندارم. مشکلی که ندارد؟ 

 نه مشکلی نیست. چند ساله‌تان است؟ 

 24 سال. ببخشید ولی آقا و خانم چه فرقی می‌کند؟

 فرق دارد دیگر. خانم‌ها بهتر کار می‌کنند! 

 حقوقش چقدر هست؟ 

 500 تا 600 هزار تومان در ماه. 

 ساعت کاری چطور است؟ 

 از ساعت 9 صبح تا 3 بعدازظهر.

 این حقوق برای این ساعت کاری کم نیست؟ 

 به هیچ وجه کم نیست. اگر کم بود تعداد متقاضیانی که از صبح تماس گرفته‌اند و اعلام آمادگی کرده‌اند کم‌تر از این‌ها بود. الان دستمزد حسابدار در همین حدود است. 

 اما قانون کار ...

 قانون کار برای خودشان است! 

 

فرار بیمه‌ای و بقیه ماجرا...

شاید شما هم واژه «فرار بیمه‌ای» را شنیده باشید. واژه‌ای که مفهوم آن فقط پرداخت نکردن حق بیمه کارگران نیست، بلکه زدن ضربه‌ای مهلک به بدنه اقتصاد کشور است. بیمه ابتدایی‌ترین و بدیهی‌ترین حق کارگر است که امروز نادیده گرفته‌ می‌شود و کسی متوجه آن نیست. بازرسان اداره کار هر چند تلاش می‌کنند تا بر روی بیمه شدن کارگران نظارت داشته باشند اما مشاغل زیاد و گوناگون است و تعداد بازرسان محدود. گاهی به خاطر شکایت کارگران به اداره کار و امور اجتماعی، مسئولان دست به کار می‌شوند و گاه کارگران ناراضی از این اوضاع دست‌شان به جایی بند نیست! چرا که در ابتدای کار مجبور به امضای قراردادی می‌شوند تا کارگر نتواند بعد به دادگاه شکایت کند و حق و حقوق پایمال شده‌اش را مطالبه کند. خودداری از امضای قرارداد هم مساوی است با اخراج. البته این تنها یکی از راه‌های فرار از بیمه است و روش‌های مختلفی برای این کار وجود دارد.  

نظرات کاربران
کد امنیتی