رابطه عشق  کشک و پول  در فوتبال
محرمانه مستقیم

رابطه عشق کشک و پول در فوتبال

نویسنده : سید مصطفی صابری

 فوتبال مدلی ساده و عینی از زندگی است، تلاش چند نفر بر اساس تقسیم وظایف برای نتیجه گرفتن گروهی. جرقه‌های فردی و تیمی، اشتباهات داوری، افت ناگهانی ستاره‌ها و... همه باعث زیباتر، پرهیجان‌تر و پیچیده‌تر شدن پیش بینی و تعقیب نتایج این ورزش می‌شود. این ورزش درست مثل زندگی بستر ظهور افکار، غم و شادی، تعصب، دوستی و دشمنی بر اساس منافع و... است و عشق هم در آن جایگاهی خاصی دارد، عشق هوادار به تیم محبوبش یا به بازیکن و ستاره تیم، عشق بازیکن به هوادار، به تیم و.... این عشق فراتر از هر قراردادی برای آدم‌ها تعهدآور است. تاحالا شنیده‌اید که هواداری تیم محبوبش را عوض کند؟ چون قرارداد هواداران زمان ندارد، پولی رد و بدل نشده و این موفقیت تیم مورد علاقه است که بزرگترین منافع روحی هوادار را تامین می‌کند نه پول یا رسیدن به تیم ملی و... اما عشق در فوتبال امروز ما شبیه شده به سریال‌های تُرکی ماهواره! عکس بازیکنی را در حال نشان دادن اعدادی که نماد یک باشگاه هستند می‌بینیم، چند وقت بعد عکس بازیکن دیگری را در حال بوسه زدن به پرچم باشگاه محبوبش که دوست دارد زمانی در آن بازی کند می بینیم و در نهایت خوب که بازارگرمی‌ها انجام شد و قیمت‌ها بالا رفت همین بازیکنان مورد نظر سر از تیم مقابل درمی‌آوردند! در نقل و انتقالات امسال لیگ برتر به خصوص در پرسپولیس و استقلال به‌طور ویژه‌تر شاهد این اتفاق تلخ بودیم. تلخی این ماجرا فقط به این خاطر نیست که بازیکنی برخلاف ادعاهایش یک باشگاه و میلیون‌ها هوادار را به نوعی دور زده و به تیم مقابل رفته! بلکه از این نظر هم تلخ است که بازیکن صرفاً چون پول بیشتری می‌گیرد یا احساس می‌کند در تیم حریف بیشتر پیشرفت می‌کند (!) انتخابش را انجام می‌دهد نه براساس عشق و علاقه! و اسم این رفتار دوگانه را می‌گذارد حرفه‌ای گری!!! انگار امثال مالدینی، توتی، رائول، علی کریمی، علی منصوریان، جواد زرینچه و... آماتور بودند! خلاصه در روزهایی که پول جای عشق و علاقه را گرفته فوتبال هم از زندگی واقعی مردم دورتر می‌شود چون شباهت‌هایش را با زندگی مردمان عاشق از دست داده! حالا متعصب‌هایی مثل بنگر و عمران‌زاده فدای نتیجه‌گرایی مدیران و مربیان و بازارگرمی فوتبالیست‌هایی می‌شوند که مثل یک هوادار تیم جدیدشان را دوست ندارند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 513

٩٦/٠٩/٠٢
راه نیافتن لاجوردی‌پوشان به جام جهانی باعث شد این مسابقات دروازه‌بان افسانه‌ای ایتالیا را از دست بدهد

جانِ جانانی به نام بوفون!

٩٦/٠٩/٠٢
درباره کارنامه هنری چند بازیگر دهه شصتی دیگر در سینما و تلویزیون

هم سن های نوید کجان؟

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

جلوتر از همه، حتی خودش!

٩٦/٠٩/٠٢
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و آیفون 10

٩٦/٠٩/٠٢
بـررسـی اینـترنـت نامحـدود در ایـــران و دیگر کـشـورهـای جـهان

#اینترنت_نامحدود

٩٦/٠٩/٠٢
جام جهانی 2018 روسیه با فقدان کلی ستاره رنگارنگ همراه خواهد بود

ستاره‌های خاموش!

٩٦/٠٩/٠٢
درباره «نهنگ عنبر 2» که به تازگی در شبکه نمایش خانگی عرضه شده است

سلکشن موقعیت‌های بامزه و بی ربط

٩٦/٠٩/٠٢
شگرد

چگونه از کروم به فایرفاکس کوانتوم مهاجرت کنیم؟

٩٦/٠٩/٠٢
چهره هفته

حواسمان به دل جوانان مملکت باشد

٩٦/٠٩/٠٢
پایان نامه

صورتی‌ها وارد می‌شوند

٩٦/٠٩/٠٢
مینیمال

سعدیا گفتی که مهرش می‌رود از دل ولی مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد*

٩٦/٠٩/٠٢
کافه جهان نما

بلژیک، سرزمین سرخوشی‌های بی‌پایان

٩٦/٠٩/٠٢
مینی

مینی 513

٩٦/٠٩/٠٢
نگاهی مختصر به کارنامه فعالیت حرفه‌ای نوید محمدزاده در سینما، تلویزیون و تئاتر

پُر کار و پُر جایزه

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

سه اپیزود از یک احساس

٩٦/٠٩/٠٢
جارچی

جارچی 513

٩٦/٠٩/٠٢
روایت‏هایی در مورد باید و نبایدهای داشتن حیوان خانگی که گاهی فراموش‌شان می‏کنیم

پت ما یا مای پت؟!

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

پاییز تابستانی

٩٦/٠٩/٠٢
فتوچاپ

فتوچاپ 513

٩٦/٠٩/٠٢
تبلیغات