وقتی از خودشیفتگی حرف می‌زنیم، از چه می‌گوییم؟!
روانشناسی خودمانی

وقتی از خودشیفتگی حرف می‌زنیم، از چه می‌گوییم؟!

نویسنده : زهیر قدسی

پرهام با بی‌حوصلگی نگاهی به ساعت می‌اندازد تا ببیند چند دقیقه دیگر باید کلاس درس را تحمل کند؟ گمان می‌کنید بیرون از کلاس چه چیزی منتظر اوست؟ تقریبا هیچ‌چیز! و مگر چه چیزی در کلاس می‌گذرد؟ باز هم هیچ چیز! دبیر فیزیک، که آقای محمدی باشد، چیزهایی درباره حرکت یکنواخت می‌گوید: «...پس یکی از آن‌ها را ساکن فرض کرده و معادله حرکت نسبی را نوشته و مساله را حل، و با توجه به این‌که در دو حرکت هم‌امتداد و مختلف‌الجهت سرعت نسبی برابر است با مجموع سرعت‌ها و در دو حرکت هم امتداد و هم‌جهت سرعت نسبی برابر است با تفاضل سرعت‌ها...» این جملات آخر را پرهام با شکیبایی تحمل می‌کند. نه این‌که پرهام از فیزیک مکدر باشد و بدش بیاید؛ اتفاقا او علاقه شدیدی به فیزیک دارد اما موضوع این است که آقای محمدی، هیچ‌وقت به علاقه دانش‌آموزانش به فیزیک توجهی نداشته و بیش‌تر به وظیفه‌شناسی‌شان توجه می‌کرده که حتما تکالیف‌شان را بنویسند و در امتحانات نمره بیاورند. دبیر فیزیک هم مانند اکثر دبیران، معلم وظیفه‌شناسی است ولی نه تا آن حد که #خودشیفتگی شاگردانش را تحلیل و برای هر کدام‌شان برنامه‌ریزی کند! البته این خودشیفتگی که می‌گوییم چیز بدی هم نیست، در واقع تا اندازه‌ای برای همه ضروری هم هست.

همان‌طور که گفته شد، برای پرهام نه در کلاس خبری بود و نه در زنگ تفریح. نه در مدرسه چیزی یا کسی انتظارش را می‌کشید و نه در بیرون از مدرسه. او در #تنهایی غوطه‌ور بود و از آن رنج می‌برد اما روان او در طول زندگی‌اش به سختی اجازه می‌داد که کسی را به عنوان یک دوست واقعی بپذیرد. او آن اندازه هم تنها نبود که خودش را واقعا تنها احساس کند؛ یعنی دور و برش کسانی بودند که با او هم‌صحبت شوند و گاه و بی‌گاه خنده و شوخی بین‌شان رد و بدل شود. با این حال روان او روز به روز، قوانین و قواعد پیچیده‌تری برای دوستانش تعیین می‌کرد که امکان حضور دیگران را به عنوان یک دوست واقعی در کنار خود غیرممکن‌تر می‌کرد. دوستان او باید باهوش و اهل مطالعه می‌بودند (آن اندازه که میزان هوش و اطلاعات او را درک کنند!) اهل هنر و موسیقی باشند (بالطبع به آن بخش و گرایش از هنر که او علاقه داشت!). راستگو باشند (تا جایی که وقتی از او تعریف می‌کنند، او بپذیرد و باور کند!) یعنی او مثل اکثر آدم‌ها دوستانش را نه برای خودش که برای ارضای خودشیفتگی‌اش می‌خواست.

 

* همه شخصیت‌ها، اسامی و مکان‌های داستان‌واره‌های این ستون گرچه از تخیل نویسنده برخاسته اما کاملا واقعی‌اند! فراموش نکنید که این داستان‌واره‌ها برخلاف ظاهرشان، چندان دنباله‌دار نیستند. با این همه اگر داستانی را از دست دادید می‌توانید در# وب‌سایت جیم آن را بخوانید و همچنین نظرات صریح خود را از طریق سایت یا پیامک با ما درمیان بگذارید. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
ناصرخان آکتور سینما

عيب او جمله بگفتى هنرش نيز....

٩٦/٠٣/٠٤
چهره هفته

این کنسرت ما چی شد؟!

٩٦/٠٣/٠٤
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و اشتغال‌زایی

٩٦/٠٣/٠٤
دات کام

از نوشتن و خواندن کلمات قلمبه سلمبه نترسید!

٩٦/٠٣/٠٤
شاخ هفته

برادر جان

٩٦/٠٣/٠٤

دنباله‌ها در ترازوی مقایسه

٩٦/٠٣/٠٤
ذهن زیبا

ذهن زیبا 487

٩٦/٠٣/٠٤

سه‌گانه سازى به جاى سرى‌بازى!

٩٦/٠٣/٠٤
چهره‌هایی که به واسطه انتخابات حسابی معروف شدند و بعضا حسابی هم تاثیرگذاربودند

#چهره‌های_ انتخاباتی

٩٦/٠٣/٠٤
آنتن

ماجرای سه قلوهای مدیر اجرایی!

٩٦/٠٣/٠٤
گفت‌و‌گوبا «امیر قادری» منتقد و کارشناس سینما درباره سری‌‌سازی در سینمای ایران و جهان

وسوسه برداشت از معدن ایده‌ها

٩٦/٠٣/٠٤
فتوچاپ

فتوچاپ 487

٩٦/٠٣/٠٤
مینیمال

امتحانات vs انتخابات

٩٦/٠٣/٠٤

دنباله‌سازى خوب هست ولى...

٩٦/٠٣/٠٤
تلگجیم

تلگجیم 487

٩٦/٠٣/٠٤
چرا جذابیت لیگ فوتبال خودمان به لیگ‌های اروپایی نمی‌رسد؟

لیگ ما و لیگ اونا!

٩٦/٠٣/٠٤
درباره صعود کوهنورد کشورمان به قله‌های بلند جهان

«قیچی ساز» یگانه مرد «هشت هزارتایی» ایران!

٩٦/٠٣/٠٤
گفت‌وگوی جیم با «سعید سهیلی» کارگردان «گشت 2» که به ساخت «گشت 3» هم فکر می‌‌کند

با دوگانه و سه‌گانه‌سازی موافق نیستم!

٩٦/٠٣/٠٤
به بهانه رکوردشکنی عجیب گشت2 و اکران پرشور نهنگ عنبر2 درباره سری‌سازی و چند‌گانه سازی در سینمای ایران نو

بساز بفروش‌ها

٩٦/٠٣/٠٤
روایت‌هایی درباره زیستن روزه داران در کنار روزه نداران

آداب عشق‌ورزی با معبود در ماه مبارک رمضان

٩٦/٠٣/٠٤
تبلیغات
تبلیغات