اندر حکایت ابن جیم و پا کثیف
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و پا کثیف

نویسنده : ایمان فروزان نیا - مهدیه جوادی- فرانک باباپور

آورده‌اند که روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی در خیابان می‌رفت که مریدان را نعره زنان و جامه دران در گوشه‌ای دید. چون نزدیک رفت دید که مریدان بر زمین افتاده، شست پای خویش بر چشم فرو می‌برند و زاری بسیار می‌کنند. استادنا سبب ماجرا پرسید. پس یک از مریدان گفت: یا استاد، خبری خواندیم از این قرار که «پلیس جوانی 22 ساله را دستگیر کرده که برای دختر خانمی 25 ساله عکس‌های چندش‌آوری از پاهای کثیف و جوراب‌های کهنه و اشیای تهوع‌آور دیگر از طریق شبکه اجتماعی اینستاگرام می‌فرستاده! آن جوان گفته از دوران کودکی علاقه شدیدی به عرق کف پا و بوی بد کفش و جوراب داشته و به دلیل ترس از تمسخر دیگران هیچ‌گاه نتوانسته است موضوع را به کسی ابراز کند و در پی آشنایی با این دختر جوان در شبکه اجتماعی اینستاگرام برای ابراز احساسات و تخلیه روانی‌اش اقدام به ارسال این گونه تصاویر چندش‌آور کرده است.» ای استاد؛ کاش کور می‌شدیم و چنین خبر چندشی نمی‌شنیدیم.

پیرنا چون این حکایت شنید سخت در فکر فرو رفت و گفت: ای یاران همراه، از کور کردن خود دست بردارید و نیمه پر لیوان را ببینید. اگر این جوان به جای پای کثیف به دکل نفتی علاقه می‌داشت حال به جای دو دکل گمشده، چهار دکل گمشده می‌داشتیم.

مریدان با شنیدن این خبر نعره‌ها زدند و به کرامات پای کثیف پی بردند و از پاهای کثیف خود عکس گرفته و بر اینستا گذاشتند و جملگی توسط پلیس فتا که حتی حواسش به بلاد جیم هم هست دستگیر شدند و این از بازی‌های روزگار بود. 

نظرات کاربران
کد امنیتی