کوچک به روايت شناسنامه بزرگ به روايت عشق
8/8 : شهادت فهميده، روز نوجوان

کوچک به روايت شناسنامه بزرگ به روايت عشق

نویسنده :

در روزشمار جمهوري اسلامي ايران پايين صفحه 8/8 نوشته شده است: سالروز شهادت حسين فهميده. حسين فهميده همان نوجواني است که در دفاع از وطن و انقلاب اسلامي نارنجک در دست، خودش را به زير تانک دشمن مي‌اندازد...

نمي‌دانم تا حالا از نزديک کنار يک تانک جنگي ايستاده‌ايد يا نه! شايد در پادگان يا در نمايشگاه‌هاي هفته دفاع مقدس و يا در رژه نيروهاي مسلح يک تانک را ديده باشيد. هيبتي مخوف دارد اين غول آهني. وقتي راه مي‌افتد کنارش که بايستي زمين زير پايت مي‌لرزد. حتي آسفالت را هم خط مي‌اندازد. تصور اين که انگشت دستت لاي در کمد گير کند، درد آور است چه برسد به اين که فکر کني استخوان‌هاي قفسه سينه‌ات زير شني سنگين يک تانک خرد ‌شود. در دوره آموزشي سربازي بايد يک نارنجک جنگي را درون يک گودال عميق پرت مي‌کرديم تا مثلا ترس‌مان بريزد. اما ترس داشت! اگر نارنجک داخل گودال نيفتد ترکش‌هايش تا 50 متر برمي‌گردد. سنگين نيست ولي دست گرفتن نارنجک دلهره دارد، طوري که زورت نمي‌رسد چند متر آن طرف‌تر پرتابش کني. شايد باورتان نشود ولي خيلي از هم خدمتي‌هاي من، آن جوان‌هاي 25، 26 ساله با هيکل‌هاي رشيد، شهامت پرتاب نارنجک را در داخل گودال نداشتند. آن‌هايي هم که از اين عمليات فارغ مي‌شدند چه با آب و تاب تعريف مي‌کردند. در شرايطي که حتي دشمن فرضي هم وجود ندارد يک نارنجک را داخل گودال انداخته‌اند و سپس روي زمين دراز کشيده‌اند و گوش‌هايشان را گرفته‌اند! اين‌ها را گفتم که بدانيد اگر خيلي از ما و شما در آن روز به جاي حسين فهميده بوديم، فرار را بر قرار ترجيح مي‌داديم. شايد پاهايمان سست مي‌شد، خشک‌مان مي‌زد و حتي جرات کشيدن حلقه نارنجک را هم پيدا نمي‌کرديم. اصلا چه کسي مي‌فهميد؟! جواب خودمان را هم مي‌داديم، به هر حال احساس برگشتن، زنده ماندن، خانواده، ازدواج و... اين همه دليل براي يک نوجوان 13 ساله کافي نيست؟!

مسئولان که با نام‌گذاري يک ميدان، بولوار، کوچه يا پس کوچه‌اي به نام اين شهيد، دين خودشان را به او ادا مي‌کنند، صدا و سيما هم شايد امروز يا فردا با خانواده فهميده گفت‌وگو کند يا همان مصاحبه‌هاي سال‌هاي پيش را پخش کند، اما من و شما چه؟! من و شمايي که جوانيم و نوجوان. از اين 8/8‌ ها خيلي در دوره نوجواني زندگي‌مان تکرار نمي‌شود. ما براي زنده نگه داشتن فهميده که سعي در زنده نگه داشتن ما داشت، چه کرده‌ايم؟! ما که ادعاي فهميدن داريم چه‌قدر در راه وطن و اسلام کوشيده‌ايم؟ چه‌قدر خرج کرده‌ايم و چه‌قدر از جان مايه گذاشته‌ايم؟! وقتي امام خميني‌(ره) با همه بزرگي‌اش، حسين فهميده را رهبر خطاب مي‌کند، ديگر اوج بي‌انصافي است که در عبور از کوچه شهيد فهميده يادي از او نکنيم...

و اما شهيد محمد حسين فهميده، نوجواني که به روايت شناسنامه‌اش کوچک بود اما به روايت عشق با قدم‌هاي کوچک گامي بزرگ برداشت. هنوز به سن تکليف نرسيده بود ولي تکليفش را خوب انجام داد، به خوبي تکاليف مدرسه! چه شکوهي دارد وقتي تانک در برابرش کم مي‌آورد. کوت شيخ خرمشهر، 8/8/59 را فراموش نمي‌کند، وقتي لبخند سوخته محمدحسين در خروارها آتش، تانک‌هاي عراقي را فراري داد.

نظرات کاربران
کد امنیتی