برای امام نان می‌خواهی؟
خاطره‌ای که سید احمد خمینی در رابطه با امام(ره) و حاج عیسی برای ما نقل کرد؛

برای امام نان می‌خواهی؟

نویسنده : محمدامین شرکت اول

یک روز صبح، مثل هر روز، حاج عیسی برای خرید نان سنگک صبحانه به نانوایی می‌رود ولی کمی زودتر از بقیه روزها به خانه برمی‌گردد. امام بر حسب برنامه منظمی که داشتند هنوز در حال پیاده‌روی بودند که حاج عیسی را می‌بینند. امام از او دلیل زود برگشتنش را می‌پرسند که چه شده که خرید نان زودتر از همیشه به پایان رسیده. حاج عیسی در جواب می‌گوید: نانوا نان را زودتر داد.

امام می‌پرسند: یعنی خارج از صف نان گرفتی؟ حاج عیسی پاسخ می‌دهد: واقعیتش این است که من خارج از صف نشدم، بلکه نانوا پرسید برای امام نان می‌خواهی؟ من هم گفتم بله؛ به همین خاطر نانوا نانی که می‌خواستم را زودتر به من داد و این در حالی بود که تمامی مردم حاضر در صف به خواست خود جای‌شان را به من دادند تا من زودتر نان بگیرم.

امام وقتی این پاسخ را می‌شنوند رو به به حاج عیسی می‌کنند و می‌گویند که دیگر هیچ وقت به واسطه من چنین کاری را انجام نده! 

نظرات کاربران
کد امنیتی