اندر حکایت ابن جیم و گرانی خرما
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و گرانی خرما

نویسنده : ایمان فروزان نیا - مهدیه جوادی- فرانک باباپور

آورده‌اند که روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی در خانه نشسته بود و مشغول وررفتن به تبلت خویش بود. به ناگاه مریدان نعره زنان و جامه دران از در و پنجره بر او وارد شدند و بانگ زدند که «یا استاد؛ این چه مسلمانی باشد؟» پیرنا که حسابی جا خورده بود گفت: «چیزه... به جون شما این کاناله همه عکساش خوب بود، نمی‌دونم این یکی چیه که فرستادن» و تبلت را در دیوار کوفت. مریدان گفت: «یا خفن؛ چه می‌گویی؟! عکس و کانال چیست؟! ما در مورد خبر گران شدن خرما در آستانه ماه رمضان سخن می‌گوییم. همانا استادنا حسنی، عضو اتحادیه بنکداران گفته توجیهی منطقی برای افزایش 30 تا 60 درصدی قیمت خرما در روزهای اخیر وجود ندارد.»

پیرنا که در تمام مدت به تبلت نگون بخت و خرد شده‌اش می‌نگریست در حالی که یک چشمش اشک بود و یک چشمش خون رو به مریدان گفت آیا می‌دانید که استادنا فرهاد مجیدی گفته درباره سرمربیگری استقلال چند نوبت با او صحبت شد... و نقل کرده «همان طور که ناگهانی با فوتبال خداحافظی کردم، ناگهانی مربیگری را شروع می‌کنم.»

مریدان با شنیدن این خبر غم خرما فراموش کرده و نعره‌ها زدند و جامه‌ها دریدند و لباس‌های آبی از گریبان خویش بیرون کشیده، بر تن کردند و سر به بیابان گذاشتند.

پس پیرنا از جای برخواست، شکر خدا به جای آورد که فوتبال وجود دارد و می‌شود با آن حتی غم نان را هم پیچاند و سپس تکه‌های تبلت خویش جمع کرد و با گوش‌های آویزان به سمت مرکزِ مجازِ تعمیراتِ موبایلِ بلاد راهی شد.

نظرات کاربران
کد امنیتی