شهاب آسمان بازیگری
درباره نقاط عطف بازیگری و بازیگران ایرانی به بهانه افتخار مهمی که این صنف کسب کرد

شهاب آسمان بازیگری

نویسنده : سید مصطفی صابری

خیلی از موفقیتهای بزرگ هست که در سایه تواناییهای فردی کسب میشود، فردی زحمت میکشد، به جایی میرسد و عنوانی را کسب میکند بدون اینکه ساختار خاصی پشت سر موفقیت او باشد. اما برخی موفقیتها در ظاهر جرقهای هستند که در فضای رکود زده شدهاند اما در حقیقت باید نتیجه حاصل شده را در ادامه روندی دانست که با تکامل موفقیتهای قبلی افراد مختلف حاصل شده و اگر دیگرانی نبودند که سطح کار یک صنف را تا نقطه خاصی برسانند موفقیت فعلی برای فرد حاصل نمیشد. بهعنوان مثال اصغر فرهادی را باید تا حدودی بین کارگردانان و فیلمنامه نویسان خط شکنی معرفی کرد که هر چه کسب کرد حاصل تلاش خودش و رقابت با کارهای قبلی خودش بود. مسیر نوع فیلم‌سازی او و دنیایی که در فیلمهایش از جامعه ایرانی بیرون میکشد را دیگر فیلمسازان ایرانی برایش هموار نکردند بلکه فقط بعد از موفقیت‌های او همه به نوعی دنبالهرویش شدند. هر نوع ارزشگ‌ذاری روی محتوای آثار فرهادی داشته باشیم نمیتوانیم این ماجرا را نادیده بگیریم که موفقیت او در عرض سینمای ایران نبود و چیزی بیشتر از تکامل نگاه فیلمسازان دیگر به طبقه اجتماعی متوسط و شکل بیان داستان و نقاط عطف فیلمنامه و... بود. اما ماجرا برای شهاب حسینی و موفقیت اخیر او خیلی متفاوت است. شاید به نوعی موفقیت شهاب حسینی را بتوان به نوعی برآیند کارنامه بازیگری هنرمندان ایرانی دانست که شهاب مثل یک مهاجم فرصت طلب در نوک حمله، توپی را که تا هجده قدم جلو آمده بود تبدیل به یک گل کرد. هر چند بهخاطر ویژگی «کن» که برخلاف اسکار و گلدن گلاب، جشنواره است نه یک مراسم، و اینکه در این جشنواره فیلمها قبل از اکران عمومی با هم رقابت میکنند با ارزیابی خاصی از فرم و محتوای «فروشنده» و بازی شهاب حسینی در آن نداریم و باید به قضاوت به آنچه معدود رسانهایهایی که فیلم را در کن دیدهاند اعتماد کنیم، اما میتوان همان نگاه را به ماجرا داشت که شهاب حسینی با حفظ روندی موفق و تاثیرگذار در کارنامهاش موفق شد مهمترین جایزه بازیگری سینمای کشور را از آن خود کند. به همین مناسبت بد نیست روندی که او و بازیگران شاخص سینمای کشور از دهه هفتاد به بعد طی کردهاند را بررسی کنیم و ببینیم چه شد که شهاب این گل طلایی را زد و افتخار را کسب کرد؟

 

آیا کن و اسکار آخر دنیاست؟

واقعیت این است که گرفتن جایزه از کن و اسکار آخر موفقیت و پایان همه چیز نیست و قرار هم نیست اثری به صرف جایزه گرفتن از اینجا و آنجا پرستیده شود و هیچ نقدی بر آن وارد نباشد. اما نباید فراموش کرد که فرهادی برخلاف خیلیهای دیگر، قبل از هر چیز برای جامعه خودش فیلم میسازد، فیلمها و فیلمنامههایش به دفعات اول در کشور خودمان موفقیت کسب کرده و از همه مهمتر سینمایی دارد که در آن مخاطب ضمن درگیر شدن با محتوا، جذب اثر هم میشود، خلاصه فیلمهای فرهادی هیچ کدام جایزهبگیرهای خواب‌آور و گریزان از مخاطب نبودهاند. شهاب حسینی هم به واسطه نقش‌آفرینی در سینما و تلویزیون و بیحاشیه بودن آن هم بعد از کسب موفقیتهای چشمگیر، هنرمندی محبوب است. پس در وهله اول باید موفقیت آنها را در قالب افتخارآفرینی هنرمندان مردم پذیرفت تا از اعتراف جشنوارههای خارجی به توانمندیشان لذت برد. 

 

چی شد که همچین شد؟

طرف بهترین و با استعدادترین بازیگر هم که باشد اگر قرار باشد مدام در نقشهای تخت و بیروح سریالهای تلویزیونی یا ملودرامهای سوزناک دهه شصت سینمای ایران بازی کند و مثل بیژن امکانیان در «گلهای داوودی» مدام بغض کند بستری برای بروز توانمندیاش پیدا نمی‌شود. زمانی بود که تصور عمومی از بازیگری این بود که طرف همه حالتهای ممکنی که خدا برای بروز احساس روی صورتش تعبیه کرده بود را در یک لحظه بروز دهد تا مشخص شود بازیگر خوبی است. فرقی هم نمیکرد با ملودرام طرفیم یا کمدی؟ طرف نقش منفی بازی می‌کند مثل عنایت بخشی یا کمدین است مثل اکبر عبدی. اغراق همه چیز بود. فیلمهای کمدی پر بود از بازیهای اغراق شدهای که با باد کردن دهان و گرد کردن چشم اجرا میشد. البته در این بررسی نمیخواهیم خیلی به گذشته برگردیم و گرنه باید یادی کنیم از بازیهای بیبدیل امثال قریبیان در «گوزنها»، یا سوسن تسلیمی در «مادیان»، علیرضا داوودنژاد در «نیاز» و... فقط می‌خواهیم از روزگاری بگوییم که ما بیشتر سینما را شناختیم. 

 

عاشق پیشهها زیر باران!

از روزگاری که جوان عاشق پیشه باید زیر باران به دیوار تکیه میداد و بازیگر نقش اول زن هم بعد از شنیدن صدای رعد و برق باید دستش را جلوی دهانش میگذاشت و از کادر خارج میشد تا خوب بازی کرده باشد. مقدارکی که گذشت با دیدن فیلمهای خارجی تصور کردیم بهترین بازی یعنی درآوردن سختترین نقشها، مثل نقش معلول جسمی و ذهنی، نقش معتاد، نقش دوجنسهها و... خب طبیعی هم بود در دو دهه اخیر شان پن، چارلیز ترون، ساندرا بولاک و... برای همینجور نقش‌آفرینیها جایزه گرفته بودند. اما در سینمای مملو از کمدی ما که گهگاه مزین به فیلمهای دختر و پسری یا آثاری با مضامین اجتماعی میشد، چنین نقشهای خاصی کم بود. به هر حال در گذر زمان به امروز رسیدیم، جایی که عطاران درآمدزاترین بازیگر سینمای سالهای اخیر کشور، انگار دارد زندگیاش روزمرهاش را خیلی راحت و طبیعی جلوی دوربین میآورد و خیلی ساده هر بار بخشی از شخصیت شوخ طبع، بیخیال یا عصبیاش را در نقشها پررنگتر میکند بدون آنکه بخواهد هر بار مثل اکبر عبدی لهجه عوض کند یا گریمهای سنگین داشته باشد. رسیدیم به امروز که شهاب حسینی در «جدایی...» برای ما آنقدر آشناست انگار هر روز پشت چراغ قرمز یا در صف نانوایی با یک آدم درمانده و عصبی مثل او مواجه میشویم. رسیدیم به امروز که زنان سینما درونیتر بازی میکنند و نگاه‌شان حرف دارد و به ما میگوید آسیب پذیر و محافظهکار هستند مثل نیکی کریمی و پریناز ایزدیار، یا متهور و جسور مثل هدیه تهرانی و باران کوثری، مستقل و پرتلاش هستند مثل ترانه علیدوستی و مریلا زارعی، یا ... و در این بین شاید بیشتر از خود بازیگران، کارگردانان و فیلمنامهها بود که باعث شد فضا تغییر کند. 

 

تو دنیا چه خبره؟

همه فیلمبینها میدانند که اسطورههای معاصر دنیای بازیگری از قبیل دنیرو، پاچینو، جک نیکلسون، مریل استریپ و... و در بین ستارههای جدید مثل دیکاپریو، متیو مک کانهی و حتی جیم کری و رابین ویلیامز، هر چهقدر هم که در بازی یک گونه خاص فیلم فرو رفته باشند و معروف شده باشند اما برخلاف ستارههای کلاسیک سینما مثل جان وین، همفری بوگارت، گری گوری پک و... محدود به یک ژانر نشدند. برای خیلی از بازیگران کلاسیک شکستن قالبهای شیک و جذاب خطر بزرگی پیش روی موفقیت کاریشان محسوب میشد. اما کم‌کم این روند تغییر کرد. در سینمای ما هم هستند بازیگرانی مثل پرویز پرستویی که از رضا مارمولک تا حاج کاظم آژانس و حیدر بادیگارد را بازی کرده و هر چند مدتهاست به نقشهای عبوث کم دیالوگ روی آورده اما چنان کارنامه پرباری دارد که طرفداران همه ژانرهای سینمایی طرفدارش هستند. رضا عطاران هم با حضور در «دهلیز» و «استراحت مطلق» نشان داد که میخواهد از همه فرصت‌ها برای نشان دادن همه تواناییهایش استفاده کند، کمابیش مثل سعید آقاخانی در «خداحافظی طولانی». در ادامه مروری داریم بر کارنامه، ویژگیهای بازی و نقاط عطف بازیگران مرد شاخص اینسالهای سینمای کشور و برای رعایت اختصار به افرادی پرداختیم که کمابیش از دهه 70 به بعد در سینما مطرح شدهاند و به دنبال این هستیم تا بدانیم ظرفیتهای اصلی بازیگری کشور چه کسانی هستند؟ چقدر ظرفیتشان شکوفا شده و نقطه عطف کارنامهشان کدام اثر است؟ آیا بعد از این نقطه عطف هم توانستند روند خود را ادامه بدهند یا نه؟ 


 

نظرات کاربران
کد امنیتی