ازنوجواني

ازنوجواني

نویسنده :

اولين مشکل موضوع‌ويژه اين هفته در تعريف آن بود. اين که اصولا «نوجوان» به چه کسي مي‌گويند؟ چرا يک نفر را نوجوان قلمداد مي‌کنيم و ديگري را کودک؟ نوجوان را چگونه مي‌توان شناخت و کلا از اين دست سؤال‌ها. بعضي مي‌گويند؛ کسي که سنش بين 11 تا 18 سال است و برخي ديگر را اعتقاد بر بازه سني 13 تا 17 سال بود و البته برخي ديگر 12 تا 20! البته بسياري از صاحب‌نظران، تفاوت‌ دوران‌هاي زندگي را بر اساس تمايزهاي رواني، اجتماعي، جسمي و... دسته‌بندي کرده‌اند که انشاءا... دست گل‌شون درد نکنه! يعني گفته‌اند دوران نوجواني دوره‌اي است که انسان از لحاظ رواني اين‌جوري مي‌شود؛ از لحاظ اجتماعي اين‌گونه و از لحاظ جسماني چه و چه. البته در اين بين اهالي جيم هم بيکار نبودند و کشف کردند که دوران نوجواني، دوره‌اي است بين کودکي و جواني! در حقيقت نوجواني، وارث دوران کودکي است و زمينه‌ساز دوران جواني. اصولا هر دوره‌اي از زندگي انسان، بر باقيمانده عمر انسان تاثيراتي مي‌گذارد که اين تاثيرات مي‌توانند بلند مدت و يا کوتاه مدت باشند. باز هم صاحب‌نظران مي‌گويند تاثيرات بلند مدت و کوتاه مدت دوران نوجواني بسيار مهم‌تر و اساسي‌تر از هر دوره‌اي از زندگي هستند زيرا در اين سنين است که آرمان‌ها، الگوها، علائق، هويت و ... تا حدود زيادي شکل مي‌گيرند و اگر در اين دوره موارد فوق به بيراه رفتند تا ثريا ديوارشان کج مي‌رود. سؤال بعدي که در جلسه موضوع‌ويژه ما مطرح شد و جوابش سخت بود؛ مفهوم «بزرگ شدن» است؟ به چه کسي مي‌توان گفت نسبت به سال گذشته بزرگ شده؟ بزرگ شدن چه ملزوماتي دارد؟ جواب‌هاي اين سوال نيز چون ريشه در عقايد، هنجارها و ارزش‌هاي سوال‌شوندگان دارند؛ بسيار متفاوت هستند. کسي که چت‌کردن را بلد شده؛ يعني بزرگ شده؟ کسي که بدون اجازه والدين، مدرسه را مي‌پيچاند؛ بزرگ شده؟ کسي که دامنه ارتباطاتش مجازي و حقيقي گسترده‌تر شده؛ بزرگ شده؟ کسي که از طرف والدين کم‌کم آدم به حساب مي‌آيد يا کسي که آماده قبول مسئوليت‌هاي اجتماعي است؟ راستي ما به چه کسي مي‌گوييم «بزرگ شده»! جواب‌هاي‌تان را پيامک کنيد.

نظرات کاربران
کد امنیتی