نخل‌های فروشنده
برگی از دفترچه خاطرات اصغر فرهادی

نخل‌های فروشنده

نویسنده : ایمان فروزان نیا - مهدیه جوادی- فرانک باباپور

خب بالاخره جشنواره‌ی کَن هم تمام شد. هر چند کلا از این قضیه تمام شدن اصلا خوشم نمی‌آید و ای کاش پایان جشنواره را هم باز می‌گذاشتند. از همان اولِ جشنواره سعی کردم طوری رفتار کنم که فکر نکنند ما نخل ندیده هستیم، هر چه نباشد ما یک اسکار گرفته‌ایم. برای همین، طوری لباس پوشیدم که انگار قرار است بروم در ساحلِ کَن دوری بزنم و در کافه اسپرسویی بخورم و بعد هم سر راه به جشنواره هم بروم ببینم چه خبر است. اتفاقا این را به شهاب حسینی و ترانه علیدوستی هم گفتم. این شد که شهاب کت و شلوار برادرش را که دو سایز بزرگتر بود پوشید و ترانه هم شلوار سربازی همسرش را. بیچاره به خاطر بلند و گشاد بودن شلوارش مجبور بود تا زیر بغل بالا بکشدش و دستش را در جیبش بگذارد که مبادا بیفتد.

به هر حال خدا را شکر که فیلمِ فروشنده، جایزه بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلمنامه را گرفت، که احتمالا باید این را هم مدیون لابی‌های آقای شمقدری باشم! فقط ای کاش ترانه هم یک نخلی، چیزی می‌گرفت، یا حداقل مادرش یک کاکتوسی چیزی می‌آورد می‌داد مدیر جشنواره تا سر صف به او بدهند.

راستی الان که این خاطره را می‌نویسم در حال ماساژ کمرم هستم، چون بعد از صحبت‌هایم وقت گرفتن نخل، رگ به رگ شد. همان قسمتی که گفتم: «فیلمای من فیلمای شادی نيستن اما خوشحالم كه با جوايزم تونستم لااقل بخشی از مردم کشورم رو خوشحال ‌کنم». اصلا باید این را قاب بگیرند و بزنند سر در خانه سینما. سینمایی که به تازگی می‌رود به سمتِ... چیه؟ می‌خاین بپرسید پایانش چی شد؟ باید بگویم یک پایانِ باز، بهتر از یک بازی بی‌پایانه.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠