واقعیه، واقعیه واقعی
برگزیده سایت

واقعیه، واقعیه واقعی

نویسنده : مدیر سایت

شخصیت‌های داستانی باید واقعی باشند. چی؟ پارادوکس دارد؟ خیر! هر شخصیتی مثل تمام هم‌نوعانش یک زندگی عادی دارد که شما به عنوان نویسنده فقط یک برش از آن را در داستان خود می‌آورید. شخصیت باید آنقدر واقعی باشد که به قول یک نفر (که اسمش را یادم نیست!) بتواند از داستان بیاید بیرون و به خاطر چیزی که درباره‌اش نوشته‌اید از شما تشکر کند یا به فحش‌تان بکشد!

 

اگه شهید نشی می‌میری!

sajede_gh

تاریخ انتشار: 30/02/95

ساعت: 17:00

سال‌ها پیش تصور من از شهادت یک اتفاق ماورایی بود. تعریف من از «شهید» فردی بود فرازمینی که رسیدن افراد معمولی به مقامی شبیه آن تقریبا غیرقابل دسترس بود. کتاب‌های «نیمه پنهان ماه» را که خواندم به این نتیجه رسیدم که شهادت اتفاقی نیست. فهمیدم چیزی که شهادت را تضمین می‌کند، نوع زندگی و رفتار و کردار انسان در زمان حیات است.

تفاوت شهادت و مرگ می‌تواند همین باشد که شهید با رضایت خودش می‌رود اما هنگام مرگ مجبوری از هر چه که دل بستی، دل بکنی. دیدگاه من اما نسبت به آدم‌هایی که آرزوی شهادت داشتند و دارند هم تصویر درستی نبود، چرا که گمان می‌بردم آنان مرگ را طلب می‌کنند و از فرصت حیات دست کشیده‌اند تا این که به این جمله برخوردم: :اگر شهید نشوی، می‌میری.»

صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – اگه شهید نشی می میری!

 

اکسیری دگر

غزاله خانوم

تاریخ انتشار : 02/03/95

ساعت: 14

جام را لبریز کن ساقی مستان آمده / بازدم بر هم بزن جانم به قربان آمده

قبل میلاد زمان سیاره‌ها تاریک بود / کهکشان‌ها را بگو خورشید کیهان آمده

کوه‌ها در هم شکست و دشت‌ها هم بیقرار / ای تمام آیه‌ها! مهدی به میدان آمده

خوش به حالت روزگارا می‌رسد اینک بهار / آن بهار بی‌خزان بعد از زمستان آمده

می‌کُشد بیننده‌ای را رویِ زیباروی او / فال مهتاب نگاه او پریشان آمده

درد بی‌درمان نباشد روی دامان زمین / چون که اِکسیری دگر از سوی قرآن آمده

می‌کِشد آواره‌ها را روبه‌روی عسکری / بوی آبادی که سمت کوی سلطان آمده

کولی تنهای عاشق در بیابان‌های شب / مژده چون همدرد شب‌های بیابان آمده

صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران – اکسیری دگر

 

فوت پزشکی

مرتضی

تاریخ انتشار : 27/02/95

ساعت: 16

قبلنا مزاحمتا اینجوری نِبود که صدای ضبط ماشینِته بِبُری بالا یا جلوی خانواده‌ی مردم رِ بگیری بخی بزور شماره بدی دستش که. قبلنا مُخاستن مزاحمت ایجاد کُنَن مِرفتَن سر کیچَه یه تلفن سکه‌ای یافت مِکردن یه پَن قَرونی مِنداختن توش و یه شماره هموجور شانسی مِگرفتن، اووَخت تا طرف گِشی رِ وَر مُداشت، هی فوت مِکردن، هی به ریش طِرف مِخندیدن، هی طرف فُحش خانواده بِهِشان مُداد، هی فوت مِکردن، هی به ریش طِرف مِخندیدن، هی طرف فُحش خانواده بِهِشان مُداد...

حالا نِمدنم ای خارجیا از کجا فوت کِردن ما رِ دیدن، رِفتن بِرِ خودشان هدفمندش کِردن، مثلا گِشی رِ وَر مِدری فوت مِنی طرف هَم میزان فُشاری که بهت اَمیه رَ مفهمَه هم ایکه اکبر رِ از دلبر تشخیص مِدَه، بعد با صدای ملیحی مثلا مِگه «شما یک مثقال عفونت ریه دارید» حالا اگه ای مقدار کم بَشه با پیک موتوری میَه دنبالت بری عمل سرپایی انجام بِتی، اگه اوضات وَخیم بَشه آمبولانس، اگه هم که اِنّا لِلّه و اِنّا علیه راجعون که نَعشکِش، البته فِک نُکنُم نعشکش دِشتَه بَشَن، فقط یه پیت نفت میَرَن میریزن روت و همونجی اَتیشِت مِدن هم تِ خُلاص ری هم اونا.

==============

پ ن: ایسنا-  فناوری SpiroCall با استفاده از یک کانال استاندارد تلفن به جای اینترنت برای بیماری‌های مزمن ریوی، قابل اجراست. بیماران می توانند از هر نوع تلفن هوشمند، ساده، تلفن ثابت و عمومی برای شماره گیری 1-800 استفاده کنند و یک نفس عمیق کشیده و آن را با سرعت و محکم درون گوشی فوت کنند. تلفن با تشخیص صدا و فشار داده‌ها را به یک سرور مرکزی می فرستد که از الگوریتم های یادگیری ماشین برای تبدیل شدن به سنجش های استاندارد عملکرد ریه استفاده می کند.

صفحه اصلی- جارچی – یادداشت کاربران – فوت پزشکی

 

نظرات کاربران
کد امنیتی