به سوي کمال!
چگونه کمال‌گرايي را کنترل کنيم؟

به سوي کمال!

نویسنده :

 نمره فقط بيستش خوب است مدرسه فقط تيزهوشانش، دانشگاه کمتر از صنعتي شريف عمرا اگر برويم! اگر قرار است تحقيقي انجام دهيم اگر 100 صفحه بشود 99 صفحه، دنيا زير و رو مي‌شود، اگر قرار است کاري انجام دهيم اگر صد‌در‌صد عالي انجام ندهيم به درد لاي جرز ديوار هم نمي‌خورد و... اگر هيچ کدام از اين درس‌ها و کارها به خوبي انجام نشود آن وقت شکست خورده‌ايم و بازنده شده‌ايم همه اين افکار و تلاش‌ها به خاطر موفق شدن نيست به خاطر پديده‌اي است به نام کمال‌گرايي!

بدون کمال هرگز
اگر هر روز همه کارها و برنامه‌ها و هدف‌هاي زندگي‌تان را عقب مي‌اندازيد تا بتوانيد سر فرصت و با خيال راحت و با دقت بيشتري و خيلي خوب و عالي انجامش دهيد شما هم جزو کساني هستيد که گرفتار کمال‌گرايي شده‌ايد! با اجازه شما روان‌شناسان مي‌گويند کمال‌گرايي افکار و رفتارهاي مخربي هستند که آدم به دست خودش، خودش را تخريب و آسفالت مي‌کند. چون هدفش انجام همه کارها بدون کوچک‌ترين نقص و عيب و بدون کمترين اشتباه است. آدم‌هاي کمال‌گرا اجازه هيچ اشتباهي را به خودشان نمي‌دهند و فکر مي‌کنند کار زماني درست و حسابي است که به بهترين نحو ممکن انجام شود و آدم به بهترين درجه ممکن برسد و آن وقت به اين مي‌گويند موفقيت! و نمي‌دانند اين سوداي کمال‌گرايي چه به روزشان مي‌آورد وگرنه عمرا فکر هم نمي‌کردند! وقتي آرزوي کامل بودن در سر داشته باشيم و تمام زندگي‌مان بشود انجام همه کارها بدون کمترين اشتباه اما به بهترين نحو، احساس رضايت را از خودمان مي‌گيريم چون به موفقيت‌هاي کوچک اهميتي نمي‌دهيم و برايشان ارزشي قائل نمي‌شويم همين نوع برخورد باعث مي‌شود خودمان را دائم در معرض ناکامي و شکست قرار دهيم. کمال‌گرايي جلوي پيشرفت ما را هم مي‌گيرد چون آن‌قدر گرفتار خوب انجام دادن کارها مي‌شويم که فرصت انجام خيلي کارهاي ديگر را از دست مي‌دهيم و يا از انجام به موقع کارها عقب مي‌مانيم.

چرا کمال‌گرا؟!
چرا فکر مي‌کنيد بايد آدم کاملي باشيد چرا تلاش مي‌کنيد همه کارهايتان بهترين و خوب‌ترين کارهاي دنيا باشند چرا احساس مي‌کنيد نبايد در هيچ کاري اشتباه کرد و... ما فکر مي‌کنيم علتش يکي از اين دلايل است:

+ خانواده

اگر دوره طفوليت مادر و پدر عزيزتان گير داده باشند که شما بايد همه کارها را خوب انجام دهيد، هميشه نمره 20 بگيريد، هيچ وقت اشتباه نکنيد و فقط زماني مورد قبول آن‌ها بوده‌ايد و تشويق‌تان کرده‌اند که کارهايتان را به نحو عالي انجام داده‌ايد، حالا هم براي به دست آوردن رضايت خانواده و اطرافيان ياد گرفته‌ايد کمال‌گرا باشيد.

+ ترس از ترک اطرافيان

شما براي به دست آوردن رضايت ديگران هر کاري مي‌کنيد براي همين دائم در تلاش‌ايد که جزو بهترين‌ها باشيد! فقط وقتي خودتان را قبول داريد و آدم حساب مي‌کنيد که مورد قبول ديگران باشيد و آن‌ها از شما راضي باشند و شما را بپذيرند. ترس از اين‌که کارتان خوب از آب در نيايد و باعث نارضايتي ديگران شود شما را به کمال‌گرايي مي‌کشاند.

+ اشتباه عمرا

فکر مي‌کنيد هر کس توي زندگي‌اش اشتباه کرد شکست خورده است و تازه آدم‌هايي را که اشتباه مي‌کنند ناقص و نا‌موفق مي‌دانيد براي همين با وسواس خاصي هر کاري را انجام مي‌دهيد تا خداي نکرده کوچک‌ترين اشتباهي پيش نيايد.

+ شکست = بدبختي

فکر مي‌کنيد اگر شکست بخوريد دنيا روي سرتان خراب شده است، اگر کنکور قبول نشويد ديگر زندگي کردن بي‌معني مي‌شود، اگر در آزمون استخدامي قبول نشويد بدبخت شده‌ايد و اگر توي ازدواج‌تان شکست بخوريد زندگي تمام شده و... چون يادتان رفته شکست اولين گام پيروزي است به خودتان سخت مي‌گيريد.

+ يا خوب يا اصلا به جهنم

احتمالا معتقديد يا آدم کاري را انجام ندهد يا اگر انجام مي‌دهد بايد کامل و بدون نقص آن را انجام دهد. يعني اگر کاري عالي انجام نشود و نتوانيم با تمام ويژگي‌هاي خوبش آن را انجام دهيم، بهتر است بي‌خيال آن شويم! در اين مواقع شما چون طرفدار قانون همه يا هيچ هستيد دست از کمال‌گرايي برنمي‌داريد.

+ امان از بايدها

وقتي براي زندگي خودتان قوانين خشک و مسخره (ببخشيد ها) مي‌ريزيد که مثلا من بايد دکتر شوم، من بايد اول ماشين بخرم بعد ازدواج کنم، من بايد نفر اول کنکور شوم، من بايد... و پرونده زندگي‌تان را با بايدها مي‌بنديد معلوم است جايي براي نفس کشيدن براي خودتان نمي‌گذاريد و آن‌قدر گرفتار اين بايد‌ها مي‌شويد که حاضر نيستيد يک کم کوتاه بياييد. نتيجه اين بايدها مي‌شود کمال گرايي.

گام به گام تا کنترل گمال‌گرايي

خدا را شکر شما جزو کمال گراها هستيد و داريد همين طوري زندگي‌تان را به بدبختي مي‌گذرانيد! اما اگر يک وقتي خسته شديد از اين همه کمالي که دور خودتان ريخته‌ايد و دلتان خواست آن را کنترل کنيد ما برايتان چند پيشنهاد داريم:

+ گام اول

اول از همه بنشينيد اين هدف‌هايي را که براي خودتان در نظر گرفته‌ايد يک بار بازبيني کنيد و ببينيد آيا اين اهدافتان قابل دسترسي‌اند يا نه. اين بازبيني را واقعي انجام دهيد يعني اگر شما ضريب هوشي‌تان زير 20 است، اين که آرزو داريد حتما پروفسور شويد هم مسخره است هم شما را الکي گرفتار مي‌کند. پس نگاهي به آرزوها و تخيلات خودتان بيندازيد.

+ گام دوم

حالا خودتان را بگذاريد زير ذره‌بين و ببينيد اگر به يکي از هدف‌هايتان نرسيد چه واکنش‌هاي منفي از خودتان نشان مي‌دهيد و عدم موفقيت و پيروزي چه‌قدر برايتان مهم است اصلا حاضريد براي رسيدن به اهداف‌تان هر کاري را انجام دهيد وقتي جنبه روحي رواني و ذهني خودتان را بررسي کرديد مي‌توانيد بفهميد درجه کمال‌گرايي‌تان چه‌قدر است.

+ گام سوم

حالا که فهميديد درجه کمال‌گرايي‌تان چه‌قدر است، فکري به حال اهداف‌تان بکنيد يعني تجديد نظري در مورد آن‌ها داشته باشيد و فقط آن‌هايي را انتخاب کنيد که با استعدادها و نيازهاي شما تناسب دارند و اهداف واقع بينانه‌تري انتخاب کنيد. سعي کنيد اهداف‌تان را ريز کنيد وقتي به يک هدف رسيديد بعد برويد دنبال بعدي. هر چه هدف بزرگ‌تر باشد دست يافتن به آن سخت‌تر است و آن وقت خدا نکند به آن نرسيد ديگر دنيا را براي خودتان جهنم مي‌کنيد.

+ گام چهارم

وقتي مي‌خواهيد دوباره شروع کنيد خيلي به نتيجه توجه نکنيد، سعي کنيد از مراحل انجام يک کار بيشتر لذت ببريد، چون فکر کردن به نتيجه براي کمال‌گراها جز استرس و اضطراب چيزي به همراه ندارد. اگر هم در کاري شکست خورديد آن را به خودتان نسبت ندهيد يعني نگوييد چون من خنگ بودم، چون من خوب کار نکردم، چون من عرضه ندارم و... اين جوري حتما اعتماد به نفس‌تان را از دست مي‌دهيد.

+ گام پنجم

به خودتان اجازه اشتباه کردن بدهيد مطمئن باشيد هيچ مهارتي بدون اشتباه قابل يادگيري نيست و به اشتباهات به صورت تجربه نگاه کنيد نه يک شکست بيچاره کننده! کارهايتان را اولويت بندي کنيد و آن‌هايي را که مهم‌ترند در اولويت قرار دهيد تا بتوانيد هم از نظر رواني و هم از نظر زماني فرصت انجام کار داشته باشيد کارهاي زياد، استرس زيادي را منتقل مي‌کنند و اگر چند کار با هم به نتيجه نرسد بيشتر شما دچار فشارهاي رواني مي‌شويد.

نظرات کاربران
کد امنیتی