پنجشنبه زعفرانی
شاخ هفته

پنجشنبه زعفرانی

نویسنده : ma_behzadi - مریم شیعه زاده

پنجشنبه زعفرانی

ma_behzadi

19/02/95

یادداشت کاربران – محرمانه

ساعت 19

 

شنبه‌ها شبیه چایی شیرین و نون پنیرند از همان پنیرهای سفید خیلی شور که مثل گچ خرد می‌شوند، از همان پنیرها با نان لواش بیات و یک لیوان چایی که خوب شیرین نشده و باید توی هر قلپ کلی مزه مزه‌اش کنی تا بفهمی شکر دارد یا نه. شنبه را دوست ندارم، شبیه صبح‌های تاریک است که باید بروی مدرسه و از قبل هم می‌دانی که صمیمی‌ترین دوستت مدرسه نمی‌آید. شنبه، شبیه دوش آب سرد است وقتی موتور خانه باز خراب شده.

بقیه روزهای هفته چشمگیرتر از شنبه‌ها نیستند تا می‌رسم به چهارشنبه. دلم برای چهارشنبه می‌سوزد، از خودش چیزی ندارد، اصلا به خودی خود نه خوب است نه بد ولی دوستش دارم چون فردایش پنجشنبه است.

پنجشنبه‌ها مثل کاسه شله زرد است که یکهو بیاورند دم خانه‌تان، داغ و شیرین و زعفرانی. زود هم تمام می‌شود، سرش هم دعواست، مثل دوش آب گرم است و چای بعدش، خستگی پنج روز قبل را در می‌کند، روز بیخیالی ست.

جمعه‌ها دو قسمتند، صبح تا ظهر و ظهر تا شب. صبح تا ظهر مابقی همان شله زردست که شاید از دیشب توی یخچال مانده باشد. ظهر تا شبش من را یاد داروهای گیاهی مادر جون می‌اندازد، باید دماغت را بگیری و زوری تا ته بروی بالا تا زودتر تمام شود.

تو برای من پنجشنبه‌ای، داغ و زعفرانی با خلال پسته که توی کاسه گلسرخی برایم می‌آورند. شیرینی و بوی گلاب و هل‌اش هم به اندازه است و بوی خوشش کل فضای خانه را پر می‌کند .

اصلا تمامش همین بود که فکر می‌کنم، دل آدم به همین پنجشنبه‌های زعفرانی خوش است که روزهای دیگر را تحمل می‌کند .

 

مریم شیعه‌زاده

مگر می‌شود لذت باریدن باران پس از شست‌و‌شوی ماشین با روزی که بی‌هدف در خیابان پرسه می‌زدی، یکی باشد؟ مگر غیر از این است که فرق واژه‌ها را، «دوستت دارم» یا «دیوانه» را؛ از زبان چه کسی بشنوی؟ یا در امتداد یک راه سخت و طولانی، انتظار چه چیز را بکشی تا تلخی‌های انتظار پیش چشم‌ات شیرین جلوه کند؟ 

من فکر می‌کنم هیچ چیز به خودی خود، خوب یا بد نیست. خوب و بدها را خودمان می‌سازیم و این من و تو هستیم که به اجزای این زندگی معنا می‌دهیم. آدم‌های زندگی‌مان را انتخاب می‌کنیم و با کمک آن‌ها خوشی‌ها و ناخوشی‌ها را رقم می‌زنیم. اصلا بگذار خلاصه‌اش کنم! چه فرقی می‌کند شنبه باشد یا پنجشنبه وقتی کسانی که باید باشند، باشند و دوست داشتنی‌ها در عمق لحظه‌هایت جا خوش کرده باشند!  

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
همه چیز درباره مهم ترین اتفاق شبکه های اجتماعی در سال 2018

#رسوایی_فیسبوک

٩٧/٠١/٣٠