بی نمکی
یادداشتی بر فیلم رسوایی 2 که این روزها بر پرده سینما اکران است

بی نمکی

نویسنده : علیرضا گرانپایه

«فریدون جیرانی» در برنامه «هفت» اعتراف کرد که فیلم «رسوایی2» را به مصلحت وارد بخش سودای سیمرغ جشنواره سی و چهارم فیلم فجر کرده است که اگر این حرف را نمی‌زد، بعد از تماشای «رسوایی۲» به کلی نسبت به تمام تصمیمات هیئت انتخاب جشنواره شک می‌کردم. شاید «ده‌نمکی» را باید از اندک کارگردان‌هایی بدانیم که از روز اولی که با اخراجی‌ها وارد سینمای داستانی ایران شد تا امروز که «رسوایی2» را در سینماها اکران دارد، روندی کاملا نزولی داشته است. مهم نیست که «رسوایی2» مانند فیلم‌های کمدی اکران اول نوروز خوب می‌فروشد یا نه، مهم این است که ده‌نمکی در آخرین دستپخت خود به همان اندازه «50 کیلو آلبالو» یا شایدم بیشتر، فیلمش بد از آب در آمده است. «رسوایی2» داستان همان پیر عابدی است که در قسمت اول با او آشنا شده‌ایم، او حالا به یکباره وسط مراسم اعدام دو آدم پیدا می‌شود و مردم را پند و اندرز می‌دهد. ابتدا تیتراژ فیلم متنی با این مضمون که «رسوایی2» در یک شهر خیالی اتفاق می‌افتد، نوشته می‌شود. سوال اول اینجاست که مگر می‌شود «رسوایی 1» در شهر تهران باشد و رسوایی 2 در یک شهر خیالی؟ تازه این آغاز ماجراست، ده نمکی فکر کرده است با نوشتن این جمله می‌تواند هر کاری که می‌خواهد در فیلم انجام دهد و مردم آن را پای تخیلی بودن این داستان قرار دهند. تخیلی‌ترین فیلم‌های هالیوودی را هم به یاد بیاورید، اتفاقات و گره‌های فیلم بدون علت و معلول عقلی صورت نمی‌گیرد. «مرد عنکبوتی» با نیش یک عنکبوت در آزمایشگاه به ویژگی‌های خاص می‌رسد ولی «رسوایی2» تا دلتان بخواهد مثال عجیب و غریب دارد که نمی‌توان هیچ جوره آن را با عقل خود سبک و سنگین کرد. خبرنگاری به صورت محرمانه حرف‌های شهردار شهر را ضبط می‌کند و به دفتر روزنامه مخابره می‌کند، کمتر از نیم ساعت بعد روزنامه‌ای با تیتر حرف‌های شهردارچاپ می‌شود! دختر دست فروشی در ساعات انتهایی شب به روزنامه فروشی می‌پردازد! میان غوغای عجیب و غریب شهر از ترس زلزله شاهد بازی فوتبال دربی هستیم! تا دلتان بخواهد از این مدل اتفاقات در طول داستان می‌افتد. گره‌هایی که نه عقلانی شکل گرفته است و نه قرار است عقلانی باز شود. این مشکل زمانی اساسی می‌شود که گره اصلی داستان که آمدن زلزله در ساعت 8 چهارشنبه است، با همین مشکل روبه‌رو است. عابد داستان که بارها اعلام می‌کند که من حرفی از زلزله حتمی در ساعت و روز خاص نزدم، پس مردم براساس حرف چه کسی ترسیده‌اند؟ 

اگر تمام این نکات را خواندید ولی هنوز هم ترجیح می‌دهید به عنوان یک فیلم کمدی به سراغ «رسوایی2» بروید باید بگویم اصلا این خبرها نیست و بعید می‌دانم در تمام طول فیلم جز در یکی، دو صحنه لبخندی بر لب‌هایتان بیاید. ده‌نمکی که فعلا حرفی در مقابل نقدهایی که در مورد فیلمش گفته شده، نزده است ولی با قاطعیت از جلوه‌های ویژه فیلم دفاع می‌کند و آن را مستحق دریافت سیمرغ جشنواره امسال می‌داند، فکر کنم «مسعود ده‌نمکی» نمی‌دانسته که یک فیلم تخیلی علاوه بر جلوه‌های ویژه به یک داستان قوی و پرکشش هم نیاز دارد. 

نظرات کاربران
کد امنیتی