روزی روزگاری عشق ...
از حریم مقدس عشق‌های دیروز، تا عشق‌های مثلثی امروز

روزی روزگاری عشق ...

نویسنده : مریم شیعه زاده

نمی‌دانم جنس عشق قدیمی‌ترها با ما فرق می‌کرد یا خودمان فرق می‌کردیم یا شاید هم هر دو! عاشقی‌های‌شان شبیه به چیزی که امروز می‌بینیم، نبود. البته این موضوع تفاوت عاشقی‌های قدیم و جدید محاسباتی نیست که در جایی انجام شده باشد و هیچ آمار و ارقامی نیست که بتواند کیفیت عشق را نشان دهد، اما همه‌ی ما این موضوع را خوب می‌دانیم.

به گمانم بخشی از این تفاوت به خاطر تفاوت در آن چیزهایی‌ست که ما در مغزمان می‌کنیم. نسل‌های قبل‌ اگرچه عاشق بودند، اما اهل شعر هم بودند و کتاب، تازه نه هر شعر و کتابی. هر کسی خودش را شاعر نمی‌دانست و از آن مهم‌تر هرکسی را شاعر نمی‌دانستند. عشق را با پروین، حافظ و بهبهانی می‌شناختند. ولی امروز شعرهای‌مان فرق کرده است. شعرها از جدایی و تلخی عشق می‌گویند. از رابطه عاشقانه معشوقه‌شان با دیگری و سیاهی زندگی. استادی می‌گفت حافظ آن زمان‌ها اگر عاشق بود و از عشقش می‌گفت، تمام شعرهایش برای یک نفر بود. اگر موی بلند و چشم سیاه داشت، مخاطب همه شعرهایش همان کسی بود که موی بلند و چشم سیاه داشت. می‌گفت آن زمان در یک شعر تشخیص معشوق آسمانی و زمینی از هم سخت بود، چون معشوق‌شان را با همه وجود می‌پرستیدند. کتاب‌های عاشقانه کم بود اما اگر بود برایش ارزش قائل بودند. اصلا از آفات راحتی، همین بی‌ارزشی است. هر چیزی که زیاد شود هر چقدر هم خوب باشد باز هم ارزشش کم می‌شود.

قدیم‌ها رمان «غرور و تعصب» را چند بار می‌خواندند و حس و حال عاشقی درون‌شان فوران می‌کرد. از غرور و تعصب، متانت و وقار می‌آموختند و این‌که هوشیار باشند. امروزی‌ها مغرور و خودخواه رفتار می‌کنند تا حس و حال عاشقی را در درون دیگران به فوران بیندازند. از تلویزیون و ماهواره هم خبری نبود. خلاف سنگین نسل قبلی ویدیو بود و اگر هم فیلمی می‌دیدند، کازابلانکا را می‌دیدند که درس گذشت می‌دهد، نه خودکشی برای عشق. آن وقت‌ها خبری از سریال‌ها و فیلم‌هایی نبود که عشق‌های مثلثی را به تصویر می‌کشند و خیانت را امری عادی و رایج جلوه می‌دهند. نمی‌گذاشتند حریم‌ها بکشند و حرمت‌ها ریخته شود. آن‌ها نسلی بودند که حرمت‌ها را نگه می‌داشتند و شاید به همین خاطر بود که عشق‌شان خرده شیشه نداشت. نسلی نبودند که در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی ذره ذره پرده‌ها را بردارند و خط قرمزهای دنیای حقیقی را روز به روز بزرگتر کنند. حالشان خوب بود چون از حریم «عشق» مراقبت می‌کردند و آن را مقدس می‌دانستند. 

نظرات کاربران
کد امنیتی