عشق‌های لولوطور!
این روزها عاشقانه‌های چرند مثل ماجرای ساسی و دنیا، طرفداران میلیونی پیدا کرده و معنی و مفهوم عشق را سیاه

عشق‌های لولوطور!

نویسنده :

مثل بوی شله است؛ که وقتی در یک خیابان می‌پیچد، همه را سطل به دست جلوی در یک خانه به صف می‌کند. ماجراهای عاشقانه را می‌گویم. همان‌هایی‌ که چاشنی شکست و طعم نافرجامی دارند. همان‌هایی که اگر واقعی باشند دیگر نورعلی‌نور هستند و در کمتر از چند ساعت تعداد دنبال کنندگانشان به چند میلیون نفر می‌رسد. خوشبختانه یا متاسفانه این موضوع با پیشرفت تکنولوژی به راحتی قابل مشاهده است و خیلی راحت می‌توان دید که در یکی دو روز، تعداد فالوورهای یک خانم که عشقش از طرف یک خواننده زیر زمینی رد شده از چند هزارتا به بیش از یک میلیون و نیم می‌رسد و این آمار فقط مربوط به ایسنتاگرام است و بماند که یک عده هم از تلگرام و وب سایت‌ها و دیگر مراجع خبری، سفت و سخت مشغول دنبال کردن این ماجرا هستند. اما این پدیده که قبل‌ترها هم مشابه‌اش را شاهد بودیم روی دیگری هم دارد که احتمالا خیلی از مردم و حتی رسانه‌ها از آن غافل هستند...

عاشقانه‌های خوب، بد، زشت


روایت اول؛ خوب

ماجرای عشقی چیستا یثربی، آن هم با قلم خودش در اینستاگرام، توجه مخاطبان زیادی را به خودش جلب کرد. ماجرای پر پیچ و تاب عاشقی چیستا و علی که با بسیار استادانه و سریالی روایت می‌شد افراد زیادی را واداشت که صفحه اینستاگرام چیستا یثربی را دنبال کنند. میزان استقبال از این روایت عاشقانه به حدی بود که یک کانال برای دنبال کنندگان علاقه‌مند ایجاد شد تا داستان را به صورت سرجمع و یک‌جا بخوانند. داستان پستچی چیستا، زیبایی‌های زیادی داشت ولی از همه‌شان مهم‌تر واقعی بودن داستان بود که مخاطب را نگه می‌داشت. مردم دوست داشتند که سرانجام یک عشق پیچیده و نافرجام واقعی را بدانند. خوشبختانه نحوه ارائه این ماجرا و برخورد با این علاقه مردم، مناسب و با رویکردی درست بود، ابراز احساسات مردم به خوبی از طریق رسانه‌ها منتشر شد و بعدا این دست نوشته‌های اینستاگرامی تبدیل به رمان «پستچی» شد. خانم نویسنده موضوع عشق نوجوانی‌اش را نوشت و آخر ماجرا طوری تمام شد که مخاطب، چیستای داستان را عاقبت به خیر شده دانست.

 

روایت دوم؛ بد

دوم فرودین سال پیش خانم مجری عکس چشم کبود و ورم کرده‌اش را روی اینستاگرام قرار داد و ماجرا زندگی شخصی‌اش و دست به زن داشتن همسر سابقش را تعریف کرد! در کمتر از یک روز دنبال‌کنندگان صفحه‌اش چند برابر شدند و آن‌قدر نظرات مخاطبان زیاد شد که آزاده نامداری را مجبور به پاک کردن آخرین پست‌هایش کرد. نظرات از انواع کارشناسانه تشکیل می‌شد، از اینکه «لابد خودت یک چیزی گفتی و عصبانی‌اش کردی» تا «الهی دستش بشکند و...» آنقدر این موضوع برای بعضی جذاب بود که با گذشت یک سال از این اتفاق، ماجرای طلاق آزاده نامداری از پر مخاطب‌ترین جستجوهای گوگل است! کار به جایی رسید که پس از چند روز آزاده نامداری مجبور شد صفحه اینستاگرام خودش را ببندد و دوباره اواخر سال که تصمیم به ازدواج مجدد گرفت، موضوع ازدواج‌اش با فرد دیگری که آدم نسبتا سرشناسی بود را در صفحه اینستاگرامش قرار داد و دوباره ماجرا ساز شد. قصه پر غصه همسرسابق شوهر جدید نامداری و موج مجدد «الهی خدا جوابت رو بده»ها و «از شما توقع نداشتم خانم نامداری که شوهر مردم رو بقاپی!» نثار آزاده شد. این دفعه اما نامداری که آهن آب دیده شده بود، این بار صفحه‌اش را نبست و طبق روال قبلی به زندگی مجازی‌اش ادامه داد. 

 

روایت سوم؛ زشت

ماجرا از جایی شروع شد که «ساسان یافته» خواننده زیرزمینی مشهور به «ساسی مانکن» که به خارج از کشور مهاجرت کرده است، رابطه مجازی‌اش را با «دنیا جهانبخت» (مدلی که خارج از ایران سکونت دارد) بهم می‌زند. این خبر اولین بار از طریق صفحه اینستاگرام «دنیا» به روشی غیرعادی و عجیب مطرح می‌شود. از تصویر گریه کردن و خالکوبی اسم ساسان روی دستش گرفته تا مثلا اقدام برای خودکشی! این موضوع برای عده‌ای آنقدر جذاب بود که فالوورهای صفحه جهانبخت در کمتر از یک هفته به حدود 1.6 میلیون نفر رسید. چیزی بیشتر از فالوورهای خود ساسی! اما قصه به همین جدایی ساده ختم نشد و پای نفر سومی به ماجرا باز شد. عشق جدید ساسان، البته به گفته دنیا. ولی اوج کمدی وقتی است که دنیا برای خوشبختی ساسان دعا می‌کند و می‌گوید که باید از ساسان  عذرخواهی کند چون به او تهمت زده و پای نفر سوم در میان نبوده و بعد از این اتفاق دوباره به روال قبلی خودش برمی‌گردد. ولی گویا این عشق خنده‌دار همچنان در اعماق وجود دنیا فوران کرده و در پستی از ملت خواسته تا آن‌ها بروند پا درمیانی کنند و از ساسان بخواهند که برگردد! مردم فوج فوج برای دنبال کردن قصه، ابراز نظرات کارشناسانه، دعوت ساسان به سازش و ریش سفیدی، به صفحه دنیا و ساسان وارد می‌شوند. ماجرا به قدری مضحک است که نظریه «اینا همش برا زیاد کردن فالورهاشونه» را ایجاد کرده و حکایت همچنان باقی‌ست!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
درباره افول ستاره‌ها در تیم‌های بزرگ و عاقبت نافرجام نقل و انتقالات پر سر و صدا

بمب‌هایی که نترکیدند!

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات