قدرتمند و  درخشان، هم‌چون اورانیوم!
پرتره

قدرتمند و درخشان، هم‌چون اورانیوم!

نویسنده : الهام یوسفی

 «عزیز قشنگم! این چه پاشنه‌های وحشتناکی است که کفشت دارد؟ ممکن نیست قانعم کنی که خانم‌ها باید مثل مرغ پادراز روی این پاشنه‌های بلند راه بروند. این پیراهن دیگر چه مدلی است؟ این که پشت ندارد. هم برازنده نیست و هم ممکن است سرما بخوری...» این‌ها را ماری در بستر به ایو- دختر کوچکش- می‌گفت. وقتی که بیماری بر او غلبه کرده بود و سرطان خون بالاخره توانسته بود او را از پا بیاندازد. دخترش و رفتارهای او برای ماری که زندگی‌اش معجونی بود از تلاش و پشتکار و شجاعت عجیب بود. ماری حالا سال‌ها بود که تنها با دو دخترش زندگی می‌کرد. پی‌یر مدت‌ها پیش در اثر آن تصادف مسخره کشته شده بود. اما ماری بعد از پی‌یر هم شجاعت زندگی و مبارزه را از دست نداده بود. 

ماری، دختر یک پدر علاقه‌مند به فیزیک و یک مادر شیفته شعر و موسیقی بود. مادرش زود تنهایش گذاشت و در اثر بیماری سل فوت کرد. ماری دختری با آن لباس‌های ساده و گاهی حتی رنگ‌ و رو رفته و کهنه اما با اعتماد به نفسی عجیب بود. کسی که مدت‌ها معلم سرخانه‌بودن و پرستار بچه ‌بودن را تجربه کرد اما هم‌ چون پدرش علاقه به فیزیک در او خاموش نشد و دست آخر هم او را به پاریس کشاند تا در بیست‌وچهار سالگی وارد سوربن شود و در علوم فیزیک تحصیل کند. بعد هم که آشنایی با «پی‌یر کوری» و آغاز دنیایی آغشته به آزمایش و اورانیوم و رادیواکتیو.

سرگذشت ماری خیلی عجیب بود، او هیچ وقت درست غذا نخورد، خوب نخوابید و به قول خودش وقتی روی آزمایشاتش در آن زیرزمین مرطوب و سرد کار می‌کرد از خستگی رو به مرگ بود. اما به کارش ایمان داشت و آن را مثل وظیفه‌ای مقدس انجام می‌داد. هیچ‌وقت حتی وقتی مشهور شد به میهمانی‌های بزرگ و تفاخرآمیز نرفت. اصلا میانه‌اش با این چیزها خوب نبود. وقتی پی‌یر زنده بود، این زوج لاغر با لباس‌های تیره‌ای که همیشه لکه‌های مواد آزمایشگاه روی آن بود در شهر می‌گشتند و خستگی در می‌کردند و برای آزمایشاتشان برنامه می‌ریختند. ماری در خانه آشپزی می‌کرد، دوخت‌ودوز می‌کرد، ‌دخترش را حمام می‌کرد و هر کاری که یک زن باید بکند را انجام می‌داد. او عجیب بود. ماری زندگی‌اش را در راه علم خرج کرد، اما کار کردن از او نه فقط یک دانشمند بزرگ بلکه یک انسان ساخته بود. یک انسان که زندگی‌اش ترکیبی اعجاب‌انگیز از اخلاق و ایمان و پشتکار بود. مثل یک ترکیب شیمیایی سازنده!

 

ماری اسکلودوسکا کوری، زاده ۷ نوامبر ۱۸۶۷ فیزیکدان و شیمی‌دان لهستانی بود. ماری کوری نخستین زنی است که برنده جایزه نوبل شد. او همچنین تنها دانشمندی است که دو بار جایزه علمی نوبل را در رشته‌های فیزیک و شیمی دریافت کرده است. موفقیت‌های وی شامل نظریه رادیواکتیویته (اصطلاحی که خودش ابداع و باب کرد) روش‌هایی برای جداسازی ایزوتوپ و کشف دو عنصر، پولونیم و رادیم است. او زندگی سرشار از تلاش و شجاعتی داشت که از او نه فقط یک دانشمند که یک انسان متعالی و اخلاق‌مند ساخته بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠