اندر حکایت ابن جیم و بیماری‌های اعصاب و روان
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و بیماری‌های اعصاب و روان

نویسنده : ایمان فروزان نیا - فرانک باباپور

آورده‌اند که روزی مریدان گرد هم نشسته بودند و از اوضاع بلاد ناله می‌کردند و یکی می‌گفت: یا الیها الرفیق شنیده‌ام که دبیر کانون انجمن‌های صنفی کارگران گفته بیش از ۷ میلیون کارگر کمتر از ۸۱۲ هزار تومان حقوق می‌گیرند و شاهد رشد اشتغال غیر رسمی همراه با دستمزد اندک و عدم پوشش بیمه‌ای هستیم.

مریدان با شنیدن این خبر خواستند که جامه بدرند و شیون کنند، که ناگاه جسمی از آسمان بر سر آن مرید نگون بخت که راوی خبر بود فرود آمد و کله‌اش مثل هندوانه که از ته وانت بیافتد پوکید. مریدان فریاد واویلا سر دادند و چون خوب به افق خیره شدند، ابوجارچی را دیدند که از آسمان بر زمین نشست در حالی که در یک دستش آجر بود و دست دیگرش خالی. مریدان با دیدن این صحنه کف و خون بالا آوردند و سبب این فعل ابن جیم پرسیدند. ابوجارچی گفت: ای مریدان نادان؛ مگر نشینده‌اید که استادنا سید حسن هاشمی، وزیر بهداشت گفته: آمار بیماری‌های اعصاب و روان و افسردگی در کشور بالاست و پمپاژ کردن ناامیدی در جامعه آن هم با انگیزه‌های سیاسی بی‌انصافی است و هیچ ملتی با خودش چنین کاری نکرده است.

مریدان با شنیدن این خبر، از کرده خود سخت پشیمان شدند و ناله و زاری سر دادند و رو به ابن جیم گفتند: یا خفن؛ این نادانی ما ببخش و از برای ما خبری خوب بگو تا آن را الگو کنیم و اخبار سیاه بازنشر نکنیم.

نقل است ابن جیم با شنیدن این خبر سریعا تبلت خویش را بیرون آورد و به سایت‌های خبری رفت و شروع به گشتن کرد و گشت و گشت و گشت و نقل است چهل سال گشت تا بالاخره یک خبر خوب پیدا کرد، منتها چون سر برآورد تا خبر را باز گوید، جملگی مریدان را اسکلت‌هایی بی‌جان یافت و این از بازی‌های روزگار بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات