تابلو بازی در داستان نویسی چیست؟!
برگزیده سایت

تابلو بازی در داستان نویسی چیست؟!

نویسنده : مدیر سایت

حواس‌تان باشد که تابلو بازی در همه‌چیز ممنوع است. یعنی شما برای توصیف شخصیت داستان نباید بگویید «فلانی که موهای مشکی موج‌داری داشت و تازه درسش را در رشته ادبیات تمام کرده بود، با ترس بسیار، به طرف در رفت!» یا مثلا برای توصیف مکان داستان نباید بگویید: «در شهری واقع در شمال شرقی ایران که سالانه زائران زیادی به آنجا می‌آمدند، زندگی می‌کرد»، یا برای توصیف حادثه اصلی نباید بگویید: «سیل مثل یک بدبختی بزرگ زندگی‌شان را به هم ریخته بود.» این تابلو بازی‌ها حال خواننده را می‌گیرند!

 

حس تازه پایان

i_banu69

تاریخ انتشار: 11/02/95

ساعت: 13:00

پایان یعنی همین‌که بزند به سرت و تلگرام را حذف کنی؛ اینستاگرام را حذف کنی و فقط خانه جدید وبلاگی‌ات را نگه داری. جواب پیامک «ش» و «ط»جان را ندهی و بگذاری که قصه‌ی عاشقانه‌ی گذشته، روابط دوستانه، همکلاسی و هم دانشگاهی بودن و خاطرات عجیب و شیرین دانشگاه بعد از یک سال از تاریخ انقضایش دور ریخته شود و پیش خودت به این فکر کنی که بهتر است خودت و دیگران با دردها و دغدغه‌ها و بدبختی‌هایی که دارید به زندگی‌تان ادامه بدهید و هر کدام بروید دنبال سرنوشت‌تان.

پایان یعنی همین‌که گوشی دکمه‌ای‌ات را دست بگیری و همه شماره‌ها را پاک کنی و فقط جواب تماس و پیامک‌های خانواده را بدهی و کم و کیف جزوات آخر ترم را بپرسی. پایان یعنی بی خبر از همه چیز و همه کس از شعاع چند متری‌ات به بعد. پایان یعنی همین‌که اجازه بدهی روزگار با همان جبر همیشگی‌اش زندگی‌ات را بگذراند...

صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – حس تازه پایان

 

تماس محرمانه فدراسیون فوتبال امارات با ایران لو رفت!

n_rezaei

تاریخ انتشار : 11/02/95

ساعت: 14

فدراسیون فوتبال امارات: ما هم با عراق در ایران بازی نمی‌کنیم.

***

- السلام عليكم

- سلام. بفرماييد

- أنا یتماس من الفیدراسیون الأمارات

- ميدونم. كارتونو بفرماييد.

- يعلمون؟ من الكوجا يعلمون؟

- خب شمارتون افتاده.

- الشمارتنا كوجا وقع؟

- اي بابا. شمارتون روی تلفن ما افتاده.

- يعني أيّ فرد كه يزنكون، أنتم يفهمون كه كي هستون؟

- بله

- التكنولوجي عجيب جدّا

- آقا میگيد چكار داريد يا قطع كنم؟!

- لا، لا، لا قطعون. أنا خواست يقول كه نحن لا بازي فوتبال في الكشور الشما. زيرا الأونجا لا موجود الأمنيت.

- خب بازي نكن. به ما چه؟

- يعني الجي كه به ما الجه؟ الان بايد أنت يلتمس به أنا حتي نحن يقبل كه بازي في الايران.

- آقا من تلفنو قطع مي‌كنم. ديگه مزاحم نشو

- لا. الو؟... الو؟... لمذا يقطعون التماس؟ الو؟... الباشه، في الحال كه أنتم الأصرارون، نحن قبولون. الو؟! النامرد قطعون.

المرسي الأه

صفحه اصلی- پایان نامه – یادداشت کاربران – تماس محرمانه فدراسیون فوتبال امارات با ایران لو رفت!

 

ماه شب تار

سلیمان حسنی

06/02/94

یادداشت کاربران – جادوی کاغذی

ساعت 13

یک دلِ غمزده از دوریِ دلدار اینجاست / جانِ ‌پُر غصه ‌و یک دیده‌یِ‌ خونبار اینجاست

هست امید، بیاید به همین زودیِ زود / یک جهان منتظرِ دیدنِ آن یار اینجاست

روزه دارِ گُلِ یاس است چو مَردُم، حامی / چشمِ خیره‌ به افق تا رسد افطار اینجاست

شاد از آمدنش غرقِ دعایِ سحریم / نگران‌ از خود و از نَفْسِ خطاکار اینجاست

جانِ او دور زِ هر غصه به الطافِ خدا / مطمئن از کرَمِ حضرتِ دادار اینجاست

خاکِ پایش بشود سرمه‌یِ‌ چشمانِ ترَم / چشم‌ها بر قَدَمِ مَحرمِ اسرار اینجاست

آرزویِ همه، دیدارِ رُخِ چون گُلِ اوست / دستِ افراشته تا لحظه‌یِ دیدار اینجاست

روزِ ما شامِ سیَه گشته و ظلمانی، لیک / هست امید که آن ماهِ شبِ تار اینجاست

 

سوسک، گوگل و دیگر هیچ!

محمد عبداللهی

تاریخ انتشار : 02/02/95

ساعت: 12

چند سال پیش وقتی خانمی با یک سوسک بد ترکیب مواجه می‌شد، شروع می‌کرد به جیغ زدن و صعود به ارتفاعاتی مثل مبل و کابینت و سرو کله آقای خانه. امّا حالا چی؟! امروز یک سوسک داشت توی خانه گشت می‌زد که به وسیله چشمان تیزبین من رصد شد! داد زدم: «سوسک! زنگ بزنین آتش نشانی Help me! »

انتظار داشتم مادرم یک جایی را پیدا کند و درحالی که دارد جیغ می‌زند، به سوسک التماس کند که طرفش نرود، اما ایشان با یک حرکت پارکوری پرید سمت گوشی موبایلم و شروع کرد به کلنجار رفتن باهاش. داد زدم: «نه مادر، آن گوشیست، دمپایی نه! می‌خوای چیکار کنی؟» دیدم صفحه گوگل را آورده و تایپ می‌کند: «سوسک اومده زیر صندلی، گوگل چه خاکی به سرم بریزم؟!»

من: O_O

سوسک: در حال ریسه رفتن!

گوشی: This question is false, Khahare man. Never for ever

مادرم: اِوا خاک به سرم!

نکته: گوگل قرار نیست سوسک‌های خانه ما را منهدم کند! هنوز دمپایی کارآمدتر از مدرنیته است.

صفحه اصلی- پنجره – یادداشت کاربران – سوسک، گوگل و دیگر هیچ!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١١/٢٨
کافه جهان نما

دهلی نو شهر سکانس های بی پایان

٩٥/١١/٢٨

نفس های آخر

٩٥/١١/٢٨
تلگجیم

تلگجیم 475

٩٥/١١/٢٨
شگرد خفن

چگونه از دست اینترنت اکسپلورر خلاص شویم

٩٥/١١/٢٨
جاکتابی

مردی که گورش گم شد

٩٥/١١/٢٨
درباره شخصیت‌های فیلم‌های ماجرای نیمروز، سیانور و امکان مینا و تصویری که از سازمان منافقین برای ما می‌

ماجرای منافقین

٩٥/١١/٢٨
شاخ هفته

پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش

٩٥/١١/٢٨
مینیمال

کی عروسی گرفتن از مد می افتد؟

٩٥/١١/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 475

٩٥/١١/٢٨
چند روایت برای این‌که روزهای قبل از عیدمان متفاوت شود

عید نوروز را از اسفند شروع کنیم

٩٥/١١/٢٨
مستند «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه»؛ روایتی پی پرده از گروهک تروریستی منافقین

قربانی ایدئولوژی پدر

٩٥/١١/٢٨
آنتن

ظرفیت پشت یخچال تکمیل است

٩٥/١١/٢٨
درباره برد شیرین آبی‌ها در دربی یکشنبه که به یک قهرمانی می‌ارزید

تیم خوب منصوریان، تیم بد برانکو!

٩٥/١١/٢٨
فتوچاپ

فتوچاپ 475

٩٥/١١/٢٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و ناله های ایشان

٩٥/١١/٢٨
چهره هفته

در چیستی اصولگرایی

٩٥/١١/٢٨
جارچی

جارچی 475

٩٥/١١/٢٨
درباره انتخاب سرمربی تیم ملی والیبال و پایان کشمکش برای نیمکت

«ویچ» غیر کروات این بار برای والیبال

٩٥/١١/٢٨
بهـتــرین فروشــگاه‌هـای اینتـــرنــــتی ایـران را کــامــل بشــناســید

#خرید_اینترنتی

٩٥/١١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات