جیم - هر چقدر كريه‌المنظرتر، بازيگر‌تر www.jeem.ir
هر چقدر كريه‌المنظرتر، بازيگر‌تر
ناصرخان آكتور سينما!

هر چقدر كريه‌المنظرتر، بازيگر‌تر

نویسنده : محمدناصر حق خواه

بعضى چيزا مثل چهره و سر و وضع بازيگرا، هيچ‌وقت تو سينماى مملكت تعريف مشخصى نداشتند، برعكسِ صدا كه از اول همه قبول داشتن بايد خسرو شكيبايى‌طور باشه؛ مرد و زنم نداره! اما قضيه چهره فرق داره؛ تو چند دهه اخير هر بار يه چيز خوشگل بوده و ما مجبور بوديم اون چيز رو دوست داشته باشيم!

مثلا دهه پر افتخار شصت؛ از اونجا كه همه چيزه اون دهه خوب بوده و الان بده؛ بايد بگم قيافه بازيگرا هم كلا مو لا درزش نمى‌رفت؛ در واقع مويى نبود كه بخواد تو درز خاصى بره، چون يه جمشيد هاشم‌پور بود و يه كله كچل و جماعتى كه همه ميرفتن موهاشون رو مثل زينال بندرى مي‌زدند!

بعد وارد دهه هفتاد شديم كه كل كمبود مو تو دهه شصت رو جبران كرد؛ ابوالفضل‌پورعرب و خسرو‌شكيبايى وارد شدن كه نصف جذابيت بازيشون اين بود كه دستو بكنن لاى موهاى افشونى كه داشتن و سه چهار بار عمودى و افقى تكون بدن بعد موها بريزه تو صورتشون تماشاچى كيف كنه.

دليل اين‌كه تا الان از تغيير چهره خانوم‌ها چيزى نگفتم اينه كه تو اين دو دهه يه افسانه‌بايگان و يه نيكى‌كريمى داشتيم كه از اول يه جور بودن، تو دهه بعدشم همونجورى بودن، تو دهه بعد بعدشم كه الان باشه همون جورى موندن.

دهه هشتاد هم كه مال چشم قشنگا و تو دل‌بروها بود؛ موها به همون انبوهى دهه هفتاد موند؛ يكم هم به طولش اضافه شد-تا پشت گردن تقريبا-  چشما هم آبى و سبز خسته شد، دماغا هم عروسكى ناناز؛ قيافه خانوم‌ها و آقايون هم چندان قابل تشخيص نبود راستش؛ رضا گلزار و مهناز افشار هم شدن مانكن‌ها... ببخشيد بازيگران اين نسل.

اما تو يكى دو سال اخير با تاكيد عجيبى همه دوست دارن بگن ما زشتيم! ترانه‌عليدوستى و مهناز افشار كه دم به دقيقه عكس بدون ميك‌آپ ميذارن، آزاده زارعى هم كه تو فيلم جديدش موهاش رو از ته زده، صورتش رو هم زخم انداخته تا نقش يه پسر لات رو بازى كنه (انگار بازيگر مرد تخمش رو ملخ خورده). يعنى قشنگ معلومه يه جوى افتاده بين بازيگرا كه هر چقدر كريه‌المنظرتر باشى روشن‌فكر‌تر و بازيگر‌ترى؛ اما من از همين‌جا به كل قشر سينمايى مملكت عرض مي‌كنم كه ما با همه چيزتون ساختيم، از كله كچل تا لنزاى رنگارنگ، اما اين يكى ديگه نميشه، قيافه‌هاى شبيه زامبى هيچ جوره قبول نيست. ظلمه واقعا، من اين‌جورى نمى‌تونم!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
دوره خیلی فشرده و رفاقتی چیستی شناسی «ژانرهای سینمایی»

روی فلشم فیلم دارم، مــــیخوای؟

٩٧/٠٥/١٨
تلگجیم طلایی

تلگرام طلایی 546

٩٧/٠٥/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و حال شهرام

٩٧/٠٥/١٨
نیم نگاهی به قوانین حریم خصوصی در ایران و جهان به بهانه مد شدن افشاگری

حریم خصوصی کجایی؟ دقیقا کجایی؟

٩٧/٠٥/١٨
جارچی

جارچی 546

٩٧/٠٥/١٨
گفت و گو با «مهدی فرجی» غزل‌سرای معاصردرباره نقش تبلیغات در فروش کتاب ها

جشن امضا، مخاطب را به سطحی بودن عادت می دهد

٩٧/٠٥/١٨
ناصرخان اکتور سینما

من هم یک خنداننده‌ام!

٩٧/٠٥/١٨
یادداشت

رضا عطاران بهترین کمدین سال‌های اخیر؟!

٩٧/٠٥/١٨
تمام بازیگران کمدی که می‌توانستند به جای عطاران باشند

من و عطاران، شما همه

٩٧/٠٥/١٨
یادداشت

نادرستِ درست!

٩٧/٠٥/١٨
خشونت در زمین فوتبال تا به امروز یقه بازیکنان بزرگ زیادی را گرفته است؛

مصدومیت از دست رفته

٩٧/٠٥/١٨
یک پرونده پر و پیمان پیرامون رضا عطاران که با «هزارپا» دوباره رکورد فروش تاریخ سینمای ایران را شکست تا در

اجی مجی عطاران!

٩٧/٠٥/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ 546

٩٧/٠٥/١٨
کاندیدا شدن والیبالیست تیم‌ملی کشورمان به عنوان بهترین ورزشکار معلول ماه جهان

آسمان خراش متحرک

٩٧/٠٥/١٨
چهره هفته

استعفا نامه

٩٧/٠٥/١٨
بیوگرافی عطاران را از زبان همسایه بغل دستی‌اش بخوانید

قصه های رضا

٩٧/٠٥/١٨

رضا به روایت هم محلی ها

٩٧/٠٥/١٨
یادداشت

عطاران کارگردان، عطاران مولف

٩٧/٠٥/١٨
یادداشت

سریال هایی که هر وقت از آب بگیری تازه است

٩٧/٠٥/١٨
ساختنیجات

جایی برای مدادها با دورریختنی‌ها

٩٧/٠٥/١٨